 خاطر پروردگارش خشمگين است و بر کافران خشم مي گيرد. و خداوند وعده داد که آن را پر خواهد کرد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« لَأملَأَنَّ جَهَنَّمَ مِن الجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجمَعينَ» بدون شک دوزخ را از جن و انس پر خواهم کرد. تا آنگاه که پروردگار شکوهمند پاي مبارک و شريف خود را که از هر تشبيهي پاک و منزه است بر روي جهنم مي گذارد. آنگاه جهنم فشرده مي گردد و مي گويد: بس است، بس است، پرشدم.
« وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ» و بهشت براي پرهيزگاران نزديک گردانده مي شود ، طوري که نعمت هاي پايدار و شادي و سروري که در آن هست مشاهده مي گردد. اين بهشت فقط براي کساني نزديک گردانده مي شود که از پروردگارشان پروا داشته و شرک کوچک و بزرگ را ترک کرده و از دستورات پروردگارشان اطاعت نموده اند.
و به صورت خوش آمد به آن ها گفته مي شود:« هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ» خداوند اين بهشت و آن چه را که دل ها مي خواهند و چشم ها از ديدن آن لذّت مي برند به توبه کنندگان مي دهد که همواره با ذکر و محبّت و کمک جستن از خداوند و خواندن او و ترس از او و اميد داشتن به او به سوي خدا بر مي گردد. «حَفِيظِ» و بر آن چه خداوند به آن فرمان داده بود محافظت کند و آن را  مخلصانه اطاعت  نمايد و به بهترين صورت آن را انجام داده و حدود الهي را مراعات کند.
« مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ» و از روي شناخت از پروردگارش در نهان بترسد و به رحمت او اميد داشته باشد و در نهان و در جايي که  مردم او را نمي بينند از خدا بترسد. اين است که مردم حضور دارند و نگاه مي کنند گاهي ممکن است از روي رياکاري و شهرت طلبي باشد. پس اين بر خشيت و ترس الهي دلالت نمي کند، بلکه خشيت و ترسي مفيد است که در نهان و آشکار انسان از خدا بترسد. « وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ» و با دلي توبه کننده پيش آيد. يعني اين دل داراي صفتِ بازگشتِ به سوي پروردگار، و روي آوردن به سوي چيزهايي است که رضايت و خشنودي خدا در آن است.
و به پرهيزگاران نيکوکار گفته مي شد: « ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ» به سلامت وارد بهشت شويد. يعني ورودتان همراه با سلامت بودن از همه آفات و بدي هاست و از همه امور ناگوار و ناخوشايند در امان خواهيد بود. پس نعم هايشان تمام نمي شود و هيچ ناراحتي و ناگواري در بهشت نيست. « ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ» اين روز جاودانگي است که تمام نمي شود و مرگي در آن نيست و هيچ چيز ناراحت کننده اي در آن نمي باشد.
« لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا» آنان در بهشت هر آن چه بخواهند برايشان فراهم است، « وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ» و افزون بر آن نزد ما هست. يعني پاداش افزوني هست که خداوند به آن ها ارزاني مي دارد ؛ چيزي که هيچ چشمي همانند آن را و به هيچ گوشي نشنيده و به دل هيچ انساني خطور نکرده است. و بالاترين و بزرگ ترين و برترين پاداشي که مي دهد نگاه کردن به چهره بزرگوار خودش است و لّذت بردن و بهره مند شدن از سخن او و لذّت بردن از قرب اوست. پس، از او مي خواهيم که به لطف خويش اين را به ما عنايت کند.وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ پيش  از آنها چه  مردمي  را که  نيرومندتر بودند و در شهرها سير و جست  و  جو، مي  کردند ، به  هلاکت  آورده  ايم  آيا راه  گريزي  هست  ?
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ در اين  سخن  براي  صاحبدلان  يا آنان  که  با حضور گوش  فرا مي  دارند ،  اندرزي است.
خداوند متعال ، مشرکاني که پيامبر را تکذيب مي کنند، مي ترساني و مي فرمايد:« وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ» و چه بسيار امت ّ هايي را پيش از آنان نابود کرديم که ، « هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا» آنان از ايشان بسي نيرومندتر بودند، و آثار و نشانه هاي بيش تر و قوي ترين در زمين داشتند. 
بنابراين فرمود:« فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ» پس دژهاي محکم و منازل مرتفعي ساختند و درختان زيادي کاشتند و جويبارها را روان ساختند، و آباد کردند و ويران نمودند. پس وقتي پيامبران خدا را تکذيب کردند و آيات الهي را انکار نمودند نابود کرد. « هَلْ مِن مَّحِيصٍ» آن ها گريز گاهي از عذاب خدا ندارند وقتي که بر آن ها فرود آيد.
پس قدرت و اموال و فرزندانشان چيزي از عذاب خدا را از آن ها دور نساخت. « إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» به راستي در اين براي کسي که دلي زنده و هوشيار داشته باشد اندرز بزرگي است. پس چنين کسي هرگاه چيزي از آيات خدا بر او  وارد شود از آن پند مي پذيرد و در نتيجه مقامش بالا مي رود. هم چنين کسي که « أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ » به قصد رهنمود شدن به آيات خدا و با حضور قلب گوش دهد، براي چنين کسي نيز موعظه و شفا و هدايت است. امّا کسي که روي گردان است و به آيات گوش نمي دهد فايده اي نمي برد، چون آيات را نمي پذيرد، و حکمت الهي راهياب شدن چنين کسي را اقتضا نمي کند.وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ ما آسمانها و زمين  و آنچه  را ميان  آنهاست  در شش  روز آفريديم  و هيچ   خستگي  بما نرسيد.
فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ در برابر آنچه  مي  گويند ، پايداري  کن   و در ستايش  پروردگارت  پيش ، ازبرآمدن  آفتاب  و پيش  از غروب  آن  تسبيح  گوي.
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ و نيز در پاره  اي  از شب  و بعد از هر سجده  او را تسبيح  گوي.
در اين جا خداوند از قدرت بزرگ و مشيت نافذ خود خبر مي دهد که با آن بزرگ ترين مخلوقات را که آسمان ها هستند آفريد، « السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ» آسمان ها و زمين و آن چه را که در بين آن دو است در شش روز آفريديم. آفرينش آسمانها و زمين و آن چه بين آن دو است از روز يکشنبه آغاز شد و در روز جمعه پايان يافت بدون اين که کوچک ترين خستگي و رنجي به خداوند برسد. پس کسي که آن را علي رغم بزرگي و عظمتش به وجود آورده است، به طور بهتر و شايسته تر بر زنده گرداندن مردگان توانا است.
« فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ» و در مقابل مذّمتي که نسبت به تو انجام مي دهند و تکذيب آن چه که آورده اي شکيبا باش و آن ها را به حال خود بگذار و در آغاز روز و در آخر آن و در اوقات شب و بعد از نمازها به عبادت و ستايش پروردگارت مشغول باش. چون ذکر خداوند مايه تسّلي خاطر مي گردد و شکيبايي ورزيدن را آسان مي کند و انسان به آن انس مي گيرد.رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ، پروردگارا! تو مردم را در روزی که هیچ شکی در آن نیست جمع خواهی کرد، بی گمان خداوند خلاف وعده نمی کند.
این است پایان بخش س