مجازات کند. بنابراين فرمود:« وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ» و با آن سرزمين پژمرده را زنده کرده ايم، رستاخيز نيز بدينسان است. وقتي آن ها را با اين نشانه هاي آسماني و زميني تذکّر داد و هشدار داد که به تکذيب خود ادامه ندهند زيرا به آن چه تکذيب کنندگان بدان گرفتار شدند، گرفتار خواهند شد، فرمود:كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ پيش  از آنها قوم  نوح  و اصحاب  رس  و ثمود تکذيب  کرده  بودند ،
وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ و قوم  عاد و فرعون  و قوم  لوط ،
وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ و اصحاب  ايکه  و قوم  تبع  ، همه  پيامبران  را دروغ  شمردند و مستحق  وعده   عذاب  من  شدند.
أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ آيا از آفرينش  نخستين  عاجز شده  بوديم  ? نه  ، آنها را از آفرينش  تازه   در شکند.
پيش از ايشان ، امّت ها پيامبران بزرگوارشان را تکذيب کردند مانند نوح که قومش او را تکذيب کردند، و قوم ثمود صالح را، و قوم عاد هود را، و قوم لوط، لوط را تکذيب  کردند. و اصحاب ايکه شعيب را و قوم تبّع تبّع به هر پادشاهي گفته مي شود که قبل از اسلام بر يمن حکم کرده است پيامبران را که خداوند به سوي آن ها فرستاده بود تکذيب کردند.
خداوند به ما خبر نداده که آن پيامبر چه کسي بوده است و قوم کدام تبع از تبع ها پيامبرشان را تکذيب کرده اند، چون والله اعلم اين ماجرا در آن زمان نزد عرب معروف بود، زيرا اين قوم جزو آن دسته از عرب هاي اصيل بودند که داستان و سرگذشت آنان به ويژه اين واقعه مهم و بزرگ بر ساير عرب ها پوشيده نيست.
پس اين ها همه پيامبرانشان را که خداوند به سوي آن ها فرستاده بود تکذيب کردند، ان گاه وعده عذاب الهي بر آنان تحّقق يافت. و شما اي کساني که محمّد (ص) را تکذيب مي کنيد! از آن ها بهتر نيستند ، و پيامبران آن ها نيز نزد خداوند از پيامبر شما گرامي تر نبودند! پس، از جنايتي که آنان مرتکب شدند بپرهيزند تا به عذابي گرفتار نشويد که آن ها بدان گرفتار شدند.
سپس خداوند متعال از آفرينش نخستين بر آفرينش مجّدد و زنده شدن در آخرت استدلال کرد و فرمود: همان طور که آن ها را از نيستي پديد آورده است نيز بعد از مرگشان آنان را دوباره زنده مي نمايد، بعد از آن که مردند و به استخوان هايي پوسيده تبديل شدند.« أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ» آيا ما در آفرينش نخستين درمانده و ناتوان بوده ايم؟ نه چنين نيست، ما ناتوان و درمانده نبوده ايم و در اين شکّي نيست، « بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ» بلکه آنان درباره آفرينش مجّدد ترديد دارند. اين چيزي است که آن ها در آن ترديد دارند با اين که ترديدي در آن نيست چون بازگرداندن از آغاز کردن آسان تر است، همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَهُوَ الَّذِي يبَدوُا الخَلقَ ثُمَّ يعيدُهُ وَهُوَ أَهوَنُ عَلَيهِ» و اوست خدايي که آفرينش را مي آغازد سپس آن را باز مي گرداند و آن برايش آسان تر است.وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ما آدمي  را آفريده  ايم  و از وسوسه  هاي  نفس  او آگاه  هستيم  ، زيرا از، رگ گردنش  به  او نزديک  تريم.
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ هنگامي  که  آن  دو فرشته  فرا گيرنده  در جانب  راست  و جانب  چپ  او  نشسته اند هر چيز را فرا مي  گيرند.
مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ هيچ  کلامي  نمي  گويد مگر آنکه  در کنار او مراقبي  حاضر است.
خداوند متعال خبر مي دهد که او جنس انسان اعم از زنان و مردان را به تنهايي آفريده است، و او حالات انسان و آن چه او را شاد مي کند و به خاطرش مي گذرد مي داند، و مي فرمايد:« وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» ما به او از شاهرگ گردنش که از هر چيزي به انسان نزديک تر است نزديکتريم و اين چيزي است که انسان را متذکر مي شود که همواره خداوند را در نظر داشته باشد؛  خداوندي که بر قلب او آگاه است و به او نزديک مي باشد. 
پس بايد شرم کند از اين که خداوند او را در جايي ببيند که او را نهي کرده است، و يا او را در جايي نيابد که به او دستور داده است.
هم چنين انسان بايد فرشتگان گرامي را که اعمال او را مي نويسند در نظر داشته باشد، و آنها را گرامي بدارد و بپرهيزد از اينکه سخن يا کاري از وي صادر شود و آنان آن را بنويسند که پرودگار جهانيان از آن خشنود نباشد. بنابراين فرمود:« إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ» يعني همه اعمال انسان را دريافت مي دارند، يکي در سمت راست نشسته و نيکي ها را مي نويسد و ديگري در سمت چپ بدي ها را مي نويسد، و هريک از اين دو براي انجام دادن کارش آماده است و پيوسته آن را انجام مي دهد.
« مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ» انسان هيچ سخن خوب و بدي را به زبان نمي آورد، « إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ» مگر ان که نزدش نگهباني آماده حضور دارد. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَإِنَّ عَلَيکُم لَحَفِظينَ، کِرَامَاَ کَتِبينَ، يعلَمُونَ مَا تَفعَلُونَ» و بي گمان بر شما نگهباناني مقّرر است، و فرشتگان بزرگواري که مي نويسند و آن چه را مي کنيد مي دانند.وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ؛ به  راستي  که  بيهوشي  مرگ  فرا مي  رسد اين  است  آنچه  از آن  مي  گريختي.
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ و در صور دميده  مي  شود  اين  است  روز وعده  هاي  عذاب
وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ هر کسي  مي  آيد و با او کسي  است  که  مي  راندش  و کسي  است  که  برايش  شهادت  مي  دهد.
لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ تو از اين  غافل  بودي   ما پرده  از برابرت  برداشتيم  و امروز چشمانت ، تيزبين  شده  است.
« وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ» و سکرات مرگ بطور حقيقي به نزد اين غافل و تکذيب کننده آيات خدا آمد که بازگشتي ندارد و گريزي از آن نيست. « ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ» اين همان چيزي است که از آن مي گريختي.
« وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ» و در صور دميده مي شود، و آن روزي است که خداوند عقابي را که به ستمکاران وعده داده بود، به آنان مي رساند، و ثوابي را که به مومنان وعده داده بود، به آنان مي دهد. « وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ» و هرکسي در حالي مي آيد که سوق دهنده اي او را به سوي جايگاه قيامت پيش مي برد، نيز گواهي که بر اعمال خير و شر او گواهي مي دهد با خود دارد. و اين دالّ بر اين است که خداوند متعال بندگان را 