امبر در مدينه خوابي ديده بود که آن را به اطلاع يارانش رساند. او چنين خواب ديده بود که آن ها وارد مکّه خواهند شد و کعبه را طواف مي  کنند. پس وقتي آن چه در حديبيه پيش آمد و آن ها بدون اين که  وارد مکّه شوند برگشتند در  اين مورد زياد حرف زدند، حتّي به پيامبر(ص) گفتند: مگر تو به ما خبر ندادي که وارد کعبه خواهيم شد و آن را طواف خواهيم کرد؟ فرمود: « آيا به شما خبر دادم که در همين سال وارد خواهيد شد؟ گفتند:« نه» فرمود: « پس شما وارد آن خواهيد شد و آن را طواف خواهيد کرد.» خداوند متعال در اين جا فرمود:« لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ» به درستي که خدا خواب پيامبر را محقّق خواهد گرداند، يعني حتما بايد واقع شود و صداقت و راستي آن محقق گردد و اينکه وقوع آن به تاخير بيافتد تضادي با اصل مساله ندارد.« لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ» و به خواست خدا همه ي شما در امن و امان و در حالي که موي سرتان را تراشيده و کوتاه کرده ايد وارد مسجدالحرام خواهيد شد. يعني در اين حالت که مقتضي تعظيم بيت الحرام است و در حالي که مناسک را ادا کرده ايد و با تراشيدن موي سر يا کوتاه کردنش آن را تکميل نموده ايد، و در حالت امن و امان وارد مسجد الحرام خواهيد شد.« فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا» پس خداوند از منافع و مصلحت هايي آگاه است که شما آن را نمي دانيد . بنابراين پيش از وارد شدن به مکّه فتح نزديکي را مقّرر داشت. و از آن جا که اين واقعه باعث تشويق دل هاي برخي از مومنان گشته بود و حکمت آن را از آن ها پوشيده داشته بود خداوند حکمت و منفعت آن را بيان کرد. و  اين گونه همه احکام شرعي خدا سراسر هدايت و رحمت هستند.
سپس از يک حکم کلّي و عام خبر داد و فرمود:« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى»  خداوند ذاتي است که پيغمبر خود را با هدايت و دانش مفيد که انسان را از گمراهي دور مي دارد و راه هاي خير و شر را بيان مي  نمايد، فرستاد، « وَدِينِ الْحَقِّ» همچنين او را با ديني فرستاد که ويژگي آن حق است، و حق عبارت است از عدل و احسان و رحمت، و دين حق عبارت است از هر عمل شايسته اي که دل ها را تزکيه نمايد و نَفس ها را پاک گرداند و اخلاق را پرورش دهد و قدر و منزلت را رفعت بخشد. « لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» تا او را به وسيله ي دين و رسالتش و به وسيله ي حجّت و برهان قاطع، بر همه اديان پيروز بگرداند و آن ها را با متوّسل شدن به زور و شمشير به تسليم شدن و اطاعت  کردن وادار کند.مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا محمد پيامبر خدا ، و کساني  که  با او هستند بر کافران  سختگيرند و با، يکديگر مهربان   آنان  را بيني  که  رکوع  مي  کنند ، به  سجده  مي  آيند و  جوياي  فضل و خشنودي  خدا هستند  نشانشان  اثر سجده  اي  است  که  بر چهره   آنهاست   اين  است  وصفشان  در تورات  و در انجيل  ، که  چون  کشته  اي  هستند  که  جوانه  بزند و آن  جوانه  محکم  شود و بر پاهاي  خود بايستد و کشاورزان  را  به  شگفتي  وادارد ، تا آنجا که  کافران  را به  خشم  آورد  خدا از ميان  آنها  کساني  را که ايمان  آورده  اند و کارهاي  شايسته  کرده  اند به  آمرزش  و  پاداشي  بزرگ  وعده داده  است.
« مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ» خداوند متعال از پيامبرش  محمّد (ص) و کساني که با او بودند از مهاجران و انصار خبر مي دهد که آن ها داراي کامل ترين صفت ها و بزرگ ترين حالات مي باشند. و خبر مي دهد که « أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ» آنان بر کافران سخت گير هستند. يعني در پيروز شدن بر آن ها نهايت  کوشش خود را مبذول مي دارند و کافران از آن ها چيزي جز تندي و سختي نمي بينند. بنابراين دشمنانشان در برابر آنان خوار گرديدند و شکست خوردند و مسلمين بر آن ها چيره شدند. 
«رُحَمَاء بَيْنَهُمْ» با هم ديگر مهربانند و همديگر را دوست مي دارند، همانند يک جسم و  تن،  و هر آنچه را براي خود مي پسنديد و دوست مي داشتند براي برادرشان هم دوست مي داشتند. اين رفتار آن ها با مردم بود. و امّا رفتارشان با خالق و خداوند چنين بود: « تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا» آن ها را در حال رکوع و سجده مي بيني. يعني زياد نماز مي خوانند که بزرگ ترين ارکان نماز رکوع و سجده است. « يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا» و آن چه که در وراي اين عبادت مي جويند  فضل و خشنودي خداست . يعني مقصودشان رسيدن به رضايت پروردگار ودست يافتن به پاداش اوست. « سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ» از بس که  عبادت انجام مي دهند و به خوبي عبادت مي کنند، در چهره هايشان اثر گذاشته و چهره هايشان نوراني گشته است. چون با نماز درونشان روشن گشته و برونشان نيز شکوه و زيبايي يافته است. « ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ»اين وصف که  خداوند آن ها را بدان توصيف نموده در تورات ذکر شده است . « وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ» و توصيفشان در انجيل چيزي ديگر است و آن اين است که آن ها در تکامل و تعاونشان، « كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ» همانند کشتزاري هستند که جوانه اش را برآورده آن گاه آن را تنومند ساخته است. يعني جوانه هايش را برآورده و آن گاه جوانه ها در پابرجا ماندن با او همکاري مي کنند.
« فَاسْتَغْلَظَ» پس اين کشتزار قوي و نيرومند مي شود« َاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ» و بر ساقه هايشان راست ايستد، « يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ» و به سبب تکامل و زيبايي و باروري فراوانش کشاورزان را شگفت زده مي سازد. همچنين اصحاب (ص) همانند کشتزار هستند و همان گونه به مردم سود مي رسانند و مردم همان طور که به کشتزار نياز دارند به آن ها نيز نيازمندند. 
پس قوّت و ساقه هايشان مي باشد. و چون فرد کوچک تر و کسي که بعدا مسلمان مي شود به بزرگ تر و کسي که پيش تر اسلام آورده در مي آميزد و يک ديگر را در برپاداشتن دين خدا و دعوت کردن به سوي آن ياري مي نمايند، همچون کشتزاري هستند که جوانه اش را بر مي آورد و آن گاه جوانه ها بارور مي شود و آن کشتزار قوي مي گردد. بنابراين فرمود:« لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ» تا به وسيله ي آنان کافران را خشمگين کند. زيرا کافران وقتي اجتماع آن ها را مي بينند و سرسختي شان را بر دشمنان دينشان مش