 بگيرد، تنگ چشمي خواهيد کرد و اين سبب مي شود تا کينه هايي که در دل هايتان است آشکار گردد؛ آن گاه که از شما چيزي خواسته شود که بذل و خرج کردن آن را دوست نداريد.
دليل اين که اگر خداوند مال و دارايي شما را درخواست کند و با خواستن آن بر شما سخت بگيرد شما از دادن آن ابا خواهيد ورزيد اين است که « تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» شما فرا خوانده مي شويد تا در راستاي مصلحت ديني و دنيوي تان در راه خدا انفاق کنيد، « فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ» پس هستند از شما کساني که بخل مي ورزند. بنابراين چگونه خواهد بود اگر از شما بخواهد اموالتان را در مسيري خرج کنيد که در آن مصلحتي زودرس نبينيد؟ آيا به طريق اولي از دادن اموالتان سرباز نخواهيد زد؟! سپس فرمود:« وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ» و هرکس بخل بورزد، در حق خود بخل مي ورزد، چون او خودش را از پاداش خداوند متعال محروم کرده و خير فراواني را از دست داده است، و با انفاق نکردن، کوچک ترين زياني به خداوند نخواهد رسيد، « وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء» و خداوند توانگر و بي نياز است و شما نيازمنديد، و در همه ي  اوقات خود و در همه کارهايتان به او محتاج هستيد.« وَإِن تَتَوَلَّوْا» و اگر از ايمان آوردن ِ به خدا و اطاعت از فرمان هايش روي برتابيد، « يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ» گروهي ديگر را جايگزين شما مي سازد و آنان هرگز همانند شما از دستور او سرپيچي نخواهند کرد و روي بر نمي تابند، بلکه از خدا و پيامبرش اطاعت مي کنند و خدا و رسولش را دوست دارند. همان طورکه خداوند متعال فرموده است:« يآيهَا الَّذينَ أَمَنُوا مَن يرتَدَ مِنکُم عَن دِينِهِ فَسَوفَ يأتِي اللَّهُ بِقَومِ يحِبُّهُم وَيحِبُّونَهُ» اي مومنان! هرکس از شما از دينش برگردد و مرتد شود خداوند گروهي را خواهد آورد که آن ها را دوست مي دارد و آن ها نيز او را دوست مي دارند.
پايان تفسير سوره ي محمّد<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1673.txt">آيه 3-1</a><a class="text" href="w:text:1674.txt">آيه 6-4</a><a class="text" href="w:text:1675.txt">آيه 7</a><a class="text" href="w:text:1676.txt">آيه 9-8</a><a class="text" href="w:text:1677.txt">آيه 10</a><a class="text" href="w:text:1678.txt">آيه 13-11</a><a class="text" href="w:text:1679.txt">آيه 14</a><a class="text" href="w:text:1680.txt">آيه 15</a><a class="text" href="w:text:1681.txt">آيه 17-16</a><a class="text" href="w:text:1682.txt">آيه 21-18</a><a class="text" href="w:text:1683.txt">آيه 23-22</a><a class="text" href="w:text:1684.txt">آيه 25-24</a><a class="text" href="w:text:1685.txt">آيه 26</a><a class="text" href="w:text:1686.txt">آيه 28-27</a><a class="text" href="w:text:1687.txt">آيه 29</a><a class="text" href="w:text:1688.txt">داستان حديبيه</a></body></html>مدني و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم 
آيه ي 3-1:
إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا ما براي  تو پيروزي  نماياني  را مقدر کرده ، ايم
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا تا خدا گناه  تو را آنچه  پيش  از اين  بوده  و آنچه  پس  از اين  باشد براي  تو بيامرزد و نعمت  خود را بر تو تمام  کند و تو را به  صراط مستقيم  راه   نمايد.
وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا؛ و خدا ياريت  کند ياري  کردني  پيروزمندانه.
اين فتح مذکور همان صلح حديبيه است. آن گاه که مشرکين ، پيامبر(ص) را که به قصد انجام عمره آمده بود از ورود به مّکه بازداشتند. داستاني طولاني است که سرانجام پيامبر با آن ها بر اين امر صلح نمود که تا ده سال ميان او و آن ها جنگي نباشد و پيامبر در سال آينده براي اداي عمره بيايد. نيز يکي از بندهاي صلح نامه اين بود که هرکس بخواهد به پيمان قريش داخل شود اجازه دارد و هرکس بخواهد به پيمان پيامبر(ص) داخل شود اجازه دارد.
و به سبب اين صلح که در ميان مردم امنيت و آسايش ايجاد کرد، دايره و شعاع فراخواني به سوي دين خداي عزوجل گسترش پيدا کرد، و هر مومني که در هر مکاني از آن منطقه قرار داشت مي توانست به سوي خدا دعوت کند. نيز اين صلح زمينه را فراهم کرد تا هرکس که مي خواهد درباره ي حقيقت اسلام تحقيق کند، پس مردم در اين دوره، گروه گروه وارد دين خدا شدند. از اين رو خداوند اين صلح را فتح و پيروي ناميد و آن را به پيروزي و فتح آشکار توصيف کرد، چون هدف از گشودن و فتح شرهاي مشرکين قوّت گرفتن دين خدا و پيروز شدن مسلمان هاست، که اين هدف با آن فتح و ظفر تحقق پيدا کرد. و به دنبال اين فتح خداوند چند چيز را پيش آورد، و فرمود: « لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ» تا سرانجام خداوند همه ي گناهان گذشته و آينده ي تو را ببخشايد و الله اعلم اين بدان جهت است که به سبب فتح و گرويدن زياد مردم به دين، عبادات، و طاعات زيادي انجام گرفته است. 
و پيامبر شرايطي را در اين صلح تحمّل کرد که جز پيامبران اولوالعزم کسي نمي تواند برآن شکيبايي ورزد، و اين از بزرگترين فضيلت ها و کرامت هاي اوست که خداوند گناهان گذشته و آينده ي او را بخشيد. « وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ» و تا با قوّت دادن به دين تو و ياري کردنت در مقابل دشمنانت و وسيع تر شدن دايره ي پيام و سخن تو نعمت خود را بر تو تمام نمايد، « وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا» و تا تو را به راه راست رهنمون شود که به وسيله ي آن به سعادت هميشگي و رستگاري جاوداني دست يابي.
« وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا» و خداوند به پيروزي و نصرتي قوي تو را ياري دهد که اسلام در آن سست و ضعيف نمي گردد بلکه پيروزي کامل را به دست مي آورد و کافران ريشه کن و خوار مي گردند و کم مي شوند و مومنان بيش تر مي گردند و خودشان و مالهايشان رشد مي نمايند.
سپس آثار و پيامدهاي اين فتح را براي  مومنان بيان کرد و فرمود:هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا اوست  که  بر دلهاي  مؤمنان  آرامش  فرستاد تا بر ايمانشان  پيوسته  بيفزايد  و، از آن  خداست  لشکرهاي  آسمانها و زمين  ، و خدا دانا و حکيم  است.
لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَكَانَ ذَلِكَ عِندَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِيمًا ؛ و تا مردان  و زنان  مؤمن  را به  بهشتهايي  داخل  کند که  در آن  نهرها جاري   است  و در آنجا جاويدانند و گناهانشان  را بزدايد  و اين  در نزد خدا  کاميابي  بزرگي  است.
وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا و مردان  و زنان  منافق  و مردان  و زنان  مشرک  را که  ب