ال مي فرمايد: آيا کساني که در دل هايشان بيماري شبهات و شهوات است و دل هايشان دچار نابساماني گشته است پنداشت اند که « أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ» خداوند عداوتي را که در دل نسبت به اسلام و مسلمين دارند بيرون نمي آورد؟ اين گماني است که سزاوار حکمت خداوندي نيست، چون بايد راستگو را از دروغگو مشخّص نمايد. و اين امر با آزمودن با مشکلات محّقق مي شود، و هرکس بر اين آزمايشات ثابت قدم بماند و ايمانش هم چنان پايدار باشد او مومن حقيقي است. و هرکس اين آزمايشات موجبات آن را فراهم  کندکه به عقبت برگردد يعني به هنگام ابتلا و آزمايش داد و فرياد سر دهد و ايمانش ضعيف گ ردد و کينه اي را که در دل دارد اظهار نمايد و نفاق او ظاهر گردد، اين مقتضاي حکمت الهي است. با اين که خداوند متعال فرموده است:« وَلَوْ نَشَاء لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ» و اگر ما مي خواستيم قطعا آنان را به تو نشان مي داديم، آنگاه آنان را از روي قيافه و سيماي ظاهري شان مي شناختي، « وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ» و اگر ما مي خواستيم قطعا آنان را به تو نشان مي داديم ، آنگاه آنان را از روي قيافه و سيماي ظاهرشان مي شناختي، « وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ» و مسلما از روي طرز سخن گفتن ونحوه گفتار ، آنان را مي شناسي. يعني حتما آن چه در دل هايشان است از طريق لغزش هاي گفتاري ظاهر مي گردد، چون زبان، خوبي ها و بدي هايي را که در دل هاست، آشکار مي نمايد، « وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ» پس شما را بر آن مجازات مي کند.
سپس بزرگ ترين امتحاني را که با آن؛ بندگان آزموده مي شوند بيان کرد و آن جهاد کردن در راه خداست . پس فرمود:« وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ» و بي گمان ايمان و شکيبايي تان را مي آزماييم، « حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ» تا مجاهدان و شکيبايان شما را معلوم بداريم، و اخبار شما را بيازماييم. پس هرکس از فرمان خدا اطاعت  کند و با ياري کردن دين خدا و براي اعلاي کلمه ي او در راه خدا جهاد نمايد او مومن حقيقي است، و هرکس در اين کار تنبلي ورزد اين نقصي درايمانش خواهد بود.إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الهُدَى لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ ؛ کساني  که  ايمان  نياوردند و از راه  خدا رويگردان  شدند و با آنکه  راه   هدايت  برايشان  آشکار شده  بود با پيامبر مخالفت  ورزيدند ، هيچ  زياني  به   خدانخواهند رسانيد و خدا اعمالشان  را نابود خواهد کرد.
اين وعيد سختي است براي کسي که انواع شر و بدي را در خود جمع نموده است از قبيل کفر ورزيدن به خدا و بازداشتن مردم از راه او؛ راهي که آن را براي بندگانش قرار داده است. 
« وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الهُدَى» و قصدا و از روي کينه با پيامبر مخالفت ورزيده اند، بعد از آن که هدايت برايشان روشن شده است، و مخالفت و دشمني آنان از روي جهالت نيست. اين چنين کساني« لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا» هرگز کم ترين زياني به خدا نمي رسانند و از فرمانروايي او چيزي را نمي کاهند. « وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ » و کارها و تلاش هايي را که در راه ياري کردن باطل انجام مي دهند تباه مي گرداند؛ به اين صورت که نتيجه اي جز ناکامي و زيان براي آنان ندارد. و نيز کارهايي که از انجام آن اميد پاداش دارند از آنان پذيرفته نمي شود، چون شرطِ پذيرفتن درآن وجود ندارد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ، اي  مردم  ، از خدا اطاعت  کنيد و از پيامبر اطاعت  کنيد و اعمال  خويش   را، باطل  مسازيد.
خداوند متعال مومنان را به چيزي دستور مي دهد که سعادت دنيوي و اخروي آنان را تامين مي گرداند و آن اطاعت از خدا و اطاعت از پيامبرش در اصول و فروع دين مي باشد. و اطاعت يعني فرمان بردن از دستورات و پرهيز کردن از آن چه از آن نهي شده است، به صورتي که کاملا مخلصانه انجام شود و درانجام آن از پيامبر اطاعت گردد.« وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ» و اعمالتان را باطل مگردانيد. کار خيري که انجام مي شود، با چيزي از قبيل منت گذاردن و خود پسندي و شهرت طلبي باطل مي گردد. نيز با انجام گناهاني، آن اعمال نابود مي گردند و پاداش آن از بين مي رود. نيز عمل خيري که انجام مي شود با ادامه ندادن آن يا آوردن چيزي که آن را فاسد مي کند تباه مي گردد. 
پس مبطلات نماز و روزه و حج و امثال آن همه در اين داخل هستند، و از آن نهي شده است. و فقها از اين آيه بر حرمت قطع  کردن فرض، و کراهت ناتمام گذاشتن نفل بدون اين که سببي برا آن باشد استدلال کرده اند . وقتي خداوند از باطل  کردن اعمال نهي کرد، به اصلاح و کامل گرداندن آن، و انجام دادن آن به صورتي که از نظر علمي و عملي درست باشد فرمان داد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:168.xml">جزء 3 (آیه 1 الي 92)</a><a class="folder" href="w:html:204.xml">جزء 4 (آیه 93 الي 200)</a></body></html>إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ مَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ خدا کساني  را که  کفر ورزيدند و از راه  خدا رويگردان  شدند و در کفر  مردند، هرگز نخواهد آمرزيد
فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ سستي  نورزيد تا دعوت  به  مصالحه  کنيد شما برتر هستيد و خدا با شماست و  از پاداشهايتان  نخواهد کاست.
اين آيه و آيه اي که در سوره بقره است: « وَمَن يرتَدِد مِنکُم عَن دِينِه فَيمُت وَهُوَ کَافِرُ فَأُولَئِکَ حَبِطَت أَعمَلُهُم فِِي الدُّنيا وَالأَخِرَةِ» هر نصي را که به صورت مطلق ذکر شده و مبّين آن باشد که کفر، اعمال را تباه مي سازد، مقّيد مي گردانند، و آن اين که زماني اعمال حبط و نابود مي شوند که فرد در حالت کفر بميرد. پس در اينجا فرمود:« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ» بي گمان کساني که به خدا و فرشتگان و کتاب ها و پيامبرانش و روز قيامت کفر ورزيدند و با بي علاقه کردن آن ها به حق و دعوت کردنشان به باطل و زيبا جلوه دادن آن، مردم را از راه خدا بازداشته اند، « ثُمَّ مَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ» سپس در حال کفر بودند و از کفر توبه نکردند، «فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ» خداوند هرگز آنان را نمي بخشد؛ نه به سبب شفاعت کسي آن ها را مي بخشد و نه با چيز ديگري آن ها را مي آمرزد، چون کيفر و عذاب بر آن ها قطعي گرديده است و پاداش را از دست داده اند و بر آن ها واجب گرديده که هميشه در آتش جهنم بمانند و هيچ گاه دروازه ي رحمت خداوند مهربان و آمرزنده به روي آن ها باز نمي شود.
و مفهوم آيه کريمه اين است که اگر آن ها پيش از مرگشان از اين کار خود  توبه 