 به آنها ارزاني کرده بود ، امّا شکر آن را به جاي نياوردند و خداوند را ياد ننمودند. بنابراين فرمود:« وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ» و همانا در زمين به آنان تمکّن و قدرت داده بوديم به گونه اي که از پاکي ها و خوشي هاي زمين استفاده مي برند و از شهوت ها و دلخوشي هاي آن بهره مند مي شدند، و به آنان عمري داده بوديم که هرکس بخواهد در آن مدّت يادآور شود، يادآور مي شود و پند مي پذيرد. يعني ما به قوم  عاد امکاناتي داديم همان طور که به شما اي مخاطبان امکانات و ثروت و قدرتي داده ايم. پس چنين گمان مبريد ، بلکه ديگران از شما ثروت و قدرت بيش تري داشته امّا اموال و فرزندان و لشکريانشان در برابر عذاب خدا برايشان کاري نکرد وچيزي از عذاب را از آنان دور ساخت.« وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً» و براي آنان گوش و چشمان و دل هايي قرار داديم. يعني کوتاهي و نقصي در شنوايي و بينايي و  اذهانشان نبود که گفته شود: آن ها چون نمي دانستند و نمي توانستند به حق آگاهي يابند حق را ترک کردند، و نيز خللي در عقل هايشان نبود، ولي بايد دانست که توفيق به دست خداوند است.« فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ» پس گوش و چشمان و دل هايشان چيزي از عذاب خدا را از آن ها دور نساخت.« إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» زيرا آيات خدا را که بر يگانگي او، و اينکه بايد به تنهايي عبادت شود دلالت مي نمايند انکار کردند.« وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون» و آنان پيامبراني را که آن ها را از آن عذاب مي ترساندند مورد تمسخر و استهزا قرار دادند. پس همان عذاب که وقوع آن را تکذيب مي کردند آن ها را فرا گرفت.وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُم مِّنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ما همه  قريه  هايي  را که  اطراف  شما بوده  اند هلاک  کرده  ايم  و آيات  را گونه  گون  بيان  کرديم  ، باشد که  بازگردند
فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ قُرْبَانًا آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَذَلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ از چه  روي  آن  خداياني  که  سواي  الله  براي  تقرب  ، به  خدايي  گرفته  بودند  ياريشان  نکردند ، بلکه  از نظرشان  گم  شدند ? اين  است  دروغ  و افترايشان
خداوند مشرکين عرب و غيره را هشدار مي دهد و بيان مي نمايد ملت هاي تکذيب کننده اي که در اطراف ديارشان مي زيسته اند و بلکه بيش تر آن ها در « جزيرة العرب» بوده اند مانند عاد و ثمود و غيره نابود کرده است و بيان مي دارد که خداوند آيات را به صورت هاي گوناگون براي آنان بيان داشته است، « لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» تا آن ها از کفر و تکذيب خود برگردند.
وقتي ايمان نياوردند خداوند آن ها را مورد مواخذه ي شديد قرار داد و خداياني که به جاي الله به فرياد مي خواندند هيچ چيزي از عذاب را از آن ها دور نکرد، بنابراين فرمود:« فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ قُرْبَانًا آلِهَةً» پس چرا کساني که ايشان را براي تقرب به خدا معبود خود گرفتند ياريشان نکردند؟ يعني معبودهايي که اين ها با انواع عبادت ها به آنان نزديکي مي جستند و آن ها را پرستش مي کردند به اين اميد که به آن ها فايده برسانند.« بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ» پس نه آنان را اجابت ک ردند و نه چيزي را از آنان دور نمودند.« وَذَلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ» و اين دروغ و افتراي ايشان بودکه خود را به آن اميدوار مي کردند و گمان مي بردند که حق است و کارهايشان به آنان فايده خواهد داد، امّا آن چه گمان مي بردند ناپديد و باطل گشت.وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ و گروهي  از جن  را نزد تو روانه  کرديم  تا قرآن  را بشنوند  چون  به ، حضرتش رسيدند گفتند : گوش  فرا دهيد  چون  به  پايان  آمد ، همانند بيم  دهندگاني نزد قوم  خود بازگشتند
قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ گفتند : اي  قوم  ما ، ما کتابي  شنيديم  که  بعد از موسي  نازل  شده  ،  کتابهاي پيشين  را تصديق  مي  کند و به  حق  و راه  راست  راه  مي  نمايد
يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ اي  قوم  ما ، اين  دعوت  کننده  به  خدا را پاسخ  گوييد و به  او ايمان ، بياوريد تا خدا گناهانتان  را بيامرزد و شما را از عذابي  دردآور در امان   دارد
وَمَن لَّا يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَولِيَاء أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ و هر کس  که  به  اين  دعوت  کننده  جواب  نگويد نمي  تواند در روي  زمين  از خداي  بگريزد و او را جز خدا هيچ  ياوري  نيست  و در گمراهي  آشکاري  است
خداوند پيامبرش محمّد(ص) را به سوي همه ي انسان ها و جن ها فرستاد و مي بايست دعوت و نبّوت و رسالت به همه ي آن ها رسانده شود. دعوت کردن و بيم دادن انسان ها براي پيامبر عليه الصلاة و السلام ممکن بود امّا جن ها را خداوند با قدرت خويش به سوي او فرستاد: « نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا» گروهي از جن ها را فرستاد تا قرآن را بشنوند. وقتي جن ها نزد پيامبر حضور يافتند به يکديگر توصيه کردند و گفتند: خاموش باشيد.« فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ» وقتي که تلاوت قرآن به پايان آمد و آن را فرا گرفتند و قرآن در آن ها اثر گذاشت به سوي قومشان بازگشتند تا آن ها را دعوت کنند. چون نسبت به قومشان مهربان و دلسوز بودند و براي آن که حجّت بر آن ها اقامه گردد، خداوند آن ها را برگماشت تا در گسترش دعوت پيامبر ميان جن ها او را ياري دهند.
« قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى» گفتند: اي قوم ما! ما تلاوت کتابي را شنيده ايم که بعد از موسي نازل شده است. چون کتاب موسي اصل و اساس انجيل و مرجع بني اسراييل در احکام شرع بود. و انجيل تکميل کننده تورات بود و برخي از احکام آن را تغيير داد. « مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ» کتابي که ما شنيديم به سوي حق راهنمايي مي کند. و « حق» عبارت است از هر امر و هر خبري درست.« وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ» و به راه راست رهنمون مي شود؛ راهي که انسان را به خدا و بهشت مي رساند. و راه آن شناخت خدا و احکام ديني و احکام جزايي او مي باشد. 
وقتي آن ها را ستودند و جايگاه و منزلت آن را بيان داشتند قومشان را به ايمان 