بي است که کتاب هاي گذشته را تصديق مي نمايد و به راست بودن آن ها گواهي مي دهد و از آن جا که با آن ها مطابق و موافق است آن ها را تصديق مي نمايد.« لِّسَانًا عَرَبِيًّا» و خداوند  اين قرآن را به زبان عربي نازل نموده است تا استفاده از آن و يادآوري آن  آسان باشد.« لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ» تا کساني را که با کفر و فسق و گناه بر خودشان ستم کرده اند بترساند از اين که اگر به ستمگري ِ خود  ادامه دهند،  عذاب ويرانگر به سراغشان خواهد آمد. و اين کتاب براي نويد دادن به کساني است که عبادت خداوند را به نيکويي انجام مي دهند و با مردم به نيکويي رفتار مي کنند و آن ها را به پاداش فراوان دردنيا و آخرت مژده مي دهد. و اين کتاب اعمالي را که از آن برحذر مي دارد بيان مي  کند و نيز آن چه را که به آن  مژده مي دهد ذکر مي نمايد.إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ هر آينه  آنان  که  گفتند که  پروردگار ما الله  است  و سپس  پايداري  ورزيدند، بيمي  بر آنها نيست  و اندوهگين  نمي  شوند.
أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ اينان  به  پاداش  اعمالشان  اهل  بهشتند و در آنجا جاودانه  اند.
کساني که به ربوّبيت پروردگارشان اقرار کردند و به يگانگي او گواهي دادند و به طاعت و فرمانبرداري از او پايبند شدند و بر آن مواظبت کردند، و در تمام دوران زندگي شان « اسْتَقَامُوا» پايداري ورزيدند، « فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» آنان از هر شرّي که پيش روي دارند ترسي ندارند، « وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»  و بر آن چه پشت سر گذاشته اند غمگين نمي شوند.
« أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» اين ها به پاداش کارهايي که مي کردند از قبيل ايمان آوردن به خدا که  مقتضي انجام کارهاي شايسته اي است که ايشان بر انجام آن پايدار بوده اند در بهشت مي مانند و به جاي آن چيزي ديگر را نمي طلبند.وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ آدمي  را به  نيکي  کردن  با پدر و مادر خود سفارش  کرديم   مادرش  بار او  را، به  دشواري  برداشت  و به  دشواري  بر زمين  نهاد  و مدت  حمل  تا از شير  باز گرفتنش  سي  ماه  است  تا چون  به  سن  جواني  رسد و به  چهل  سالگي  در آيد  ، گويد : اي  پروردگار من  ، به  من  بياموز تا شکر نعمتي  که  بر من  و بر پدر  و مادرم  ارزاني  داشته  اي  به  جاي  آرم   کاري  شايسته  بکنم  که  تو را خشنود  سازدو فرزندان  مرا به  صلاح  آور  من  به  تو بازگشتم  و از تسليم  شدگانم
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجاوَزُ عَن سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ اينان  کساني  هستند که  کارهاي  نيکشان  را مي  پذيريم  و از گناهشان  در مي ، گذريم   در زمره  اهل  بهشتند  هر وعده  اي  که  به  آنها داده  شده  راست   است
اين  ابراز لطف خداوند نسبت به بندگان و سپاس گزاري از پدران و مادران است که خداوند فرزندان را سفارش نموده تا به وسيله سخنان نرم و مهربانانه و با بذل مال و ديگر صورت هاي احسان، با پدر و مادرشان نيکوکاري کنند. سپس به بيان دلايلي پرداخته که موجب آن است که با آن ها نيکويي شود. پس سختي هايي را که مادر در دوران بارداري تحمّل مي نمايد و مشّقت شيردهي و پرورش دادن فرزند را بيان کرده است. و اين چيزها که ذکر شد در مدّت يکي دو ساعت انجام نمي شوند، بلکه اين کارها« حَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا» يعني مدّت حمل و از شير گرفتن فرزند مدّتي طولاني است و  غالبا سي ماه طول مي کشد؛ نُه ماه دوران حاملگي  است و بقيه دوران شيردهي است. و از اين آيه و نيز از گفته الهي که در جايي ديگر فرموده است:«  وَالَو لِدَتُ يرِضعنَ أَولَدَهُنَّ حَولَينِ کَامِلَينِ» مادران فرزندانشان را دو سال کامل شير مي دهند چنين استنباط مي شود که کم ترين مدّت حمل شش ماه است ، چون اگر مدّت شيرخوارگي که دو سال است از سي ماه کم شود شش ماه براي دوران بارداري مي ماند. که اين حدّاقل آن است.« حَتَّي إِذَا بَلَغَ أشُدَّهُ وَبَلَغَ أَربَعينَ سَنَهَ قَالَ رَبّ أوزِعني أَن أشکُرَ نِعمَتَکَ التَّي أَنعَمتَ عَلَي وَعَلَي َ وَلِدَي» تا اين که به نهايت توانمندي و کمال جواني و رشد عقلاني مي رسد و به چهل سالگي پا مي گذارند آن گاه مي گويد: پروردگارا! به من  توفيق بده تا نعمت هاي ديني و دنيوي را که بر من و بر پدر و مادرم ارزاني داشته اي سپاسگزارم. و شکر نعمت اينگونه است که نعمت در راه اطاعت و فرمانبرداري از ارزاني کننده آن صرف شود، و آدمي به ناتواني خويش در به جاي آوردن شکر نعمت اعتراف نمايد  و بکوشد که خداوند را به خاطر نعمت هايش بستايد. و نعمت بر پدران و مادران در حقيقت نعمت بر فرزندانشان است، چون حتما آن ها از آن نعمت و از اسباب و آثار آن بهره مند مي شوند، به ويژه نعم دين که اگر پدر و مادر داراي علم و عمل صالح باشند اين امر يکي از بزرگ ترين اسباب اصلاح فرزندانشان مي باشد.« وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ» و به من  توفيق بده تا کار شايسته اي انجام دهم که از آن خشنود شوي؛ به اين صورت که آن کار همه ي آنچه را که او را صالح گرداند در برداشته باشد، و از آن چه او را فاسد مي گرداند سالم و در امان باشد. پس اين عملي است که خداوند آن را مي پسندد و مي پذيرد و در برابر آن پاداش مي دهد . « وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي» و فرزندانم را براي من شايسته بگردان. وقتي براي صالح شدن خودش  دعا کرد، نيز براي فرزندانش دعا نمود تا خداوند حالات آن ها را خوب و شايسته بگرداند و بيان کرد که سودِ صلاح و شايستگي ِ فرزندان به پدر  و مادرانشان بر مي گردد. چون فرمود:« وَأَصْلِحْ لِي» و فرزندانم را براي من و به سود من صالح بگردان.« إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ» بدون شک من از گناهان و معصيت ها توبه کرده و به طاعت و فرمانبرداري از تو بازگشته ام.« وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» و همانا من از زمره مسلمانانم. « أُوْلَئِكَ» کساني که صفت هايشان بيان گرديد، « الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا» نيکوترين کارهايشان را که عبادات و طاعات هستند از آنان مي پذيريم چون غير از طاعات و عبادات کارهاي ديگري هم انجام مي دهند.« وَنَتَجاوَزُ عَن سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْج