 و به سبب پرهيزگاري و فرمانبرداري شان آنها را از تاريکي ها به سوي نور بيرون مي آورد.هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُونَ؛ اين  قرآن  مايه  بصيرت  مردم  و هدايت  و رحمتي  است  براي  اهل  يقين
« هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ» اين قرآن کريم پند حکيم و وسيله بينش مردمان است. يعني به وسيله ي آن مردم در همه ي امور داراي بينش مي گردند و مومنان از آن بهره مند مي شوند.« وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُونَ» و مايه هدايت و رحمت براي کساني است که اهل يقين هستند ، پس با آن در اصول دين و فروع آن به راه راست راهياب مي شوند و به وسيله آن خير و شادماني و سعادت دنيا و آخرت را به دست مي آورند . و رحمت است و جوهره ي نفسشان با آن پاکيزه مي گردد و خردشان افزايش مي يابد و ايمان و يقينشان بيشتر مي شود. به وسيله حجّت بر کسي که بر کفر پاي مي فشارد و مخالفت مي ورزد اقامه مي گردد.أًمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ آيا آنان  که  مرتکب  بديها مي  شوند مي  پندارند که  در شمار کساني  که   ايمان آورده  اند و کارهاي  شايسته  کرده  اند قرارشان  مي  دهيم  ? و آيا زندگي   و مرگشان  يکسان  است  ? چه  بد داوري  مي  کنند.
آيا بدکاران و کساني که زياد مرتکب گناه مي شوند و در انجام حقوق پروردگارشان کوتاهي مي ورزند گمان مي برند که « أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» آنان را همانند کساني قرار مي دهيم که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند؟ به اين صورت که حقوق پروردگارشان را ادا نموده و از ناخشنودي هاي او پرهيز کرده و همواره رضايت خدا را بر هواي نفس خود ترجيح داده اند. « سَوَاء» آيا گمان برده اند که در دنيا و آخرت با آنها برابرند؟ چه بد گماني کرده اند و چه بد حکمي نموده اند! و اين حکمي است که با حکمت داورترين داوران و بهترين دادگران مخالف است و با عقل هاي سالم و سرشت هاي درست و با آنچه کتاب ها با آن نازل شده اند و پيامبران به آن خبر داده اند متضاد است. بلکه حکم نهايي آن است که موماني که کارهاي شايسته کرده اند پيروي و رستگار ي و سعادت و پاداش دنيا و آخرت از آن ايشان خواهد بود و هريک به اندازه اي نيکوکاري اش از آن بهره مند خواهد شد. و خشم و اهانت و عذاب و بدبختي دنيا و آخرت از آن بدکاران است.وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و خدا آسمانها و زمين  را به  حق  بيافريد تا هر کسي  را برابر کاري  که   کرده است  پاداش  دهد و به  آنها ستم  نشود.
خداوند آسمان ها و زمين را به حکمت آفريده است، و علّت اين آفرينش آن است که تنها او که شريکي ندارد پرستش شود. سپس کساني را که به عبادت دستور داده و نعمت هاي ظاهري و باطني را به تمام و کمال به آنها عطا کرده است مورد بازخواست  قرار خواهد داد که آيا شکر خداوند را به جاي آورده و به دستورات او عمل کرده اند يا نه؟ و اگر شکر او را به جاي نياورده باشند مستحق سزاي ناسپاسان خواهند بود.أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ؛ آيا آن  کس  را که  هوسش  را چون  خداي  خود گرفت  و خدا از روي  علم   گمراهش کرد، و بر گوش  و دلش  مهر نهاد و بر ديدگانش  پرده  افکند ، ديده   اي  ? اگر خدا هدايت  نکند چه  کسي  او را هدايت  خواهد کرد ? چرا پند نمي   گيريد ?
وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ؛ و گفتند : جز زندگي  دنيوي  ما هيچ  نيست   مي  ميريم  و زنده  مي  شويم  و  مارا جز دهر هلاک  نکند آنان  را بدان  دانشي  نيست  و جز در پنداري   نيستند.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و چون  آيات  روشنگر ما بر آنها تلاوت  شود ، مي  گويند : اگر راست  مي   گوييد، ، پدران  ما را زنده  کنيد.
قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ بگو : خداست  که  شما را زنده  مي  کند ، پس  مي  ميراند و سپس  همه  را در  روز قيامت  که  شکي  در آن  نيست  گرد مي  آورد  ولي  بيشتر مردم  نمي  دانند.
خداوند متعال مي فرمايد:« أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ» آيا مرد گواهي را ديده اي که هوي و هوسش را معبود خويش قرار داده است؟ پس هر آنچه دلش مي خواهد انجام مي دهد خواه خداوند از آن کار راضي باشد يا ناراضي، « وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ» و خداوند از روي دانش او را گمراه ساخته است، چون مي دانسته که او شايسته ي هدايت نيست. « وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ» و خداوند بر گوش و دل او مهر نهاده است پس آنچه را که به او سود مي رساند نمي شنود و دل او آنچه را که خير است فرا نمي گيرد. « وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً» و بر چشمانش پرده اي قرار داده است که او را از نگاه کردن به حق باز مي دارد.« فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ» پس چه کسي جز خدا مي تواند او را راهنمايي کند؟ يعني هيچ کس نيست که او را هدايت  کند، چون خداوند درهاي هدايت را به روي وي بسته و درهاي گمراهي را برايش گشوده است. و خداوند بر او ستم نکرده است بلکه خودش بر خويشتن ستم نموده و سبب شده تا از رحمت خدا محروم گردد. 
« أَفَلَا تَذَكَّرُونَ» آيا پندي را که به شما سود مي دهد نمي پذيريد و آن را در پيش نمي گيريد و آنچه را که سبب زيانتان است نمي فهميد که از آن دوري کنيد! « وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ» و منکرانِ زنده شدن پس از مرگ و رستاخيز گفتند: زندگي جز يک عادت، و تبّعيت از آداب و رسوم و مقرّرا شب و روز چيز ديگري نمي باشد؛ بعضي مي ميرند و بعضي زنده خواهند ماند و هرکس بميرد به سوي خدا باز نمي گردد و به سبب عملش مورد مجازات قرار نخواهد گرفت. و اين گفته شان از علم و آگاهي سرچشمه نگرفته است، « إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ» بلکه آنها فقط از روي گمان و تخمين چنين مي گويند، پس معاد را انکار کردند و پيامبران راستگو را بدون دليل و برهان تکذيب نمودند.
اينا گمان هايي بيش نيست و تعجّب هايي عاري از حقيقت است. بنابراين فرمود:« وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنت