نا او مرتکب خوردن ربا شده است.
این آیه حکمت حرام بودن ربا را بیان نموده و متذکر می شود که ربا بدان سبب حرام است که موجب گرفتن مبلغی اضافی و چند برابر شدن ربا بر نیازمندان است، در حالی که باید بر آنان سخت نگرفت و به آنها مهلت داد.
بنابراین فرمود: «  وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ» و اگر کسی که بدهکار است تنگدست بود و نمی توانست طلب را بپردازد، بر طلبکار واجب است که او را تا زمان حصول فراخی مهلت بدهد، و بر بدهکار واجب است که هرگاه توانست وام را بپردازد، آن را پرداخت نماید. و اگر طلبکار تمام وام یا قسمتی از آنرا به فرد مقروض صدقه داد، برایش بهتر است، و باید بر وی آسان بگیرد و به موازین شرعی پایبند باشد و از معاملات ربوی پرهیز کند و بدهکار و تنگدست به نیکی رفتار نماید . که روزی به سوی خدا باز می گردد و خداوند پاداش او را به طور کامل می دهد و به اندازه ذره ای بر او ستم نمی کند.
خداوند متعال آیه را با این سخن به پایان می رساند:« وَاتَّقُواْ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ» این آیه آخرین آیه از قرآن است که نازل شده و مُهر ختمی است بر این احکام و اوامر و نواهی، و مسلمانان در آن بر انجام کار خیر تشویق شده و بر انجام کار شر مورد تهدید قرار گرفته اند. و کسی که بداند به سوی خداوند باز می گردد و او را بر کارهای کوچک و بزرگ و آشکار و پنهانش مجازات می کند. و نیز بداند که خداوند به اندازه مثقال ذره ای به او ستم نمی کند، به پاداشش امیدوار شده و  عذابش بیمناک می شود، و این کار بدون آگاهی و شناخت قبلی حاصل نمی شود.وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ؛ ما به  بني  اسرائيل  کتاب  و علم  داوري  و نبوت  عطا کرديم  و از چيزهاي  پاکيزه  و خوش  روزيشان  کرديم   و بر جهانيان  برتريشان  داديم.
وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ؛ و آنها را در باره  آن  امر دلايلي  روشن  داديم   و در آن  از روي  حسد و، کينه اختلاف  نکردند ، مگر آنگاه  که  دانش  يافتند  خدا در روز قيامت  در آنچه اختلاف  مي  کردند داوري  خواهد کرد.
يعني به بني اسراييل نعمت هايي داديم که به ديگر مردمان نرسيده است، و به آنها « الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ» کتاب تورات و انجيل و داوري ميان مردم و پيامبري داديم، که مقام و منزلت نبّوت، آنها را ممتاز کرده بود و نبوّت از نسل ابراهيم بيشتر تر در ميان بني اسراييل بود.« وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ» و خوردني ها و نوشيدني ها و پوشاک هاي پاکيزه اي به آنان داديم و «مَنّ» و «سَلوي» را بر آنها فرود آورديم. « وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ» و با اين نعمت ها آنان را به جز امّت اسلام بهترين امّتي است که به سود مردم آفريده شده اند. و سياق آيات دلالت مي کند که منظور از اين که آنها را بر جهانيان  برتري داديم اين است که آنان را بر ديگران  برتري داديم نه بر اين امّت . 
زيرا خداوند نعمت هايي را که به بني اسراييل داده براي ما بيان مي نمايد، امّا فضيلت هايي از قبيل کتاب و فرمانروايي و نبّوت و غيره که باعث برتري بني اسراييل گشته بود اين امّت از همه ي آن فضيلت ها برخوردار است، و اضافه بر اينها فضيلت هاي زيادي براي امّت و شريعت اسلام قرار داده شده ، و شريعت بني اسراييل بخشي از شريعت اسلام است. و اين کتاب بر همه ي کتاب هاي گذشته برتر و چيره است و محمّد (ص) همه پيامبران را تصديق مي نمايد.
« وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ» و به بني اسراييل نشانه هاي روشني داديم که حق را از باطل مشخّص مي کرد« مِّنَ الْأَمْرِ» از آن امر تقديري که خداوند به آنان داد، و اين نشانه ها معجزاتي بود که آنها بر دست موسي مشاهده کردند. پس نعمت هايي که خداوند به بني اسراييل بخشيده است اقتضا مي نمايد تا دين را به کامل ترين صورت انجام دهند، و همه آنان بر حقّي که خداوند برايشان بيان کرده است گرد آمده و متفق شوند. ولي قضيه برعکس شد و آنها در برابر اين نعمت ها به عکس آنچه که لازم بود رفتار کردند، و به جاي اين که متحّد و يکپارچه شوند دچار تفرقه شدند، بنابراين فرمود:« فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا» پس جز بعد از آن که دانش يافتند که سبب مي شود تا اختلاف نکنند اختلاف نورزيدند، و آنچه آنها را به اختلاف واداشت تجاوز و ستم آنها  بر يکديگر بود. « إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ » و بي گمان پروردگارت و در روز قيامت در ميان ايشان در رابطه با آنچه که اختلاف مي کردند داوري مي کند. پس در آن روز خداوند حق گرا را از باطل گرا مشخص مي نمايد و کسي را که هواپرستي و غيره او را به اختلاف واداشته است از کسي که چنين نيست مشخص مي گرداند.ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ؛ پس  تو را به  راه  دين  انداختيم   از آن  راه  برو ، و از پي  خواهش   نادانان  مرو.
إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيئًا وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ؛ اينان  تو را هيچ  از خدا بي  نياز نمي  کنند و ظالمان  دوستداران  يکديگرند، ،و خدا دوستدار پرهيزگاران  است.
سپس براي تو در امر شرع – شريعت و آيين کاملي مقّرر داشتيم که به هر خير و خوبي فرا مي خواند و از هر شرّ و بدي باز مي دارد، « فَاتَّبِعْهَا» پس، از آن پيروي  کن، چون پيروي از آن سبب سعادت هميشگي و صلاح و رستگاري است. « وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» و از خواسته هاي کساني پيروي مکن که نمي دانند. يعني خواسته هايشان از دانش و آگاهي سرچشمه نمي گيرد و از علم و دانش تبعّيت نمي کند بلکه اينها کساني هستند که براساس هواي نفس و خواسته هايشان با شريعت پيامبر(ص) مخالفت ورزيده اند. اينها همه از زمره ي هواپرستان نادان به شمار مي آيند.
« إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيئًا» آنها پيش خداوند هيچ سودي به تو نمي رسانند و اين گونه نيست که اگر از خواست آنها پيروي کني بتوانند خير و خوبي برايت فراهم آورند و شرّ و بدي را از تو دور بدارند. و درست نيست که با آنها موافقت نمايي و با آنها دوستي کني، زيرا تو و آنها داراي راهي متفاوت هستيد.« وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ» و ستمگران دوستان يکديگرند و خداوند يار و ياور پرهيزگاران است