 و با خود بزرگ بيني حق را نپذيرفتند، پس پيامبر(ص) عليه آنها ادعا کرد و فرمود: « بار خدايا! آنان را به قحطي اي همانند قحط سالي هاي دوران يوسف گرفتار کن».
آنها حيوانات مرده و  استخوان ها را از شدّت گرسنگي مي خوردند و از شدّت گرسنگي فضاي ميان آسمان و زمين را همانند دود مي ديدند، در صورتي که دودي آن را نپوشانده بود. پس در اين صورت« يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِينٍ» روزي که آسمان دودي آشکار پديدار مي سازد. يعني دودي که آنان آن را دود به حساب مي آورند، نه اينکه دودي حقيقي باشد. و آنها هم چنان در اين حالت به سر مي برند تا اين که از پيامبر خواستند آنها را مورد مِهر قرار دهد و از او خواستند تا نزد خداوند برايشان دعا نمايد که خداوند اين حالت را از آنان دور کند. پس خداوند به دعاي پيامبر آن را دور نمود. بنابراين در فرموده الهي:« إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ» « ما اندکي عذاب را دور مي سازيم ولي شما به کفر باز خواهيد گشت». خداوند خبر داده است که قحطي و گرسنگي را از آنها دور خواهد کرد، و آنها را تهديد نمود که به خود بزرگ بيني و تکذيب باز گردند، و خبرداد که آنها به کفر و تکذيب باز خواهند گشت، و همان طور که خداوند خبر داده بود  اتفاق افتاد ، و خبر داد که خداوند آنها را به زودي و سخت و مجازات خواهد کرد. و گفته اند: منظور از عذاب سخت واقعه ي بدر است. و اين گفته جاي بحث است. 
و گفته شده: دودي که در آسمان پديدار مي آيد يکي از علامت هاي قيامت است و در آخر زمان دودي پديد مي آيد که در واقع عذاب خداست و نفس هاي مردم را مي گيرد، ولي براي مومنان همانند دودي است. اما آنچه اول گفته شد صحّت بيش تري دارد. 
و احتمال دارد که منظور از « فَارتَقِب يومَ مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ» اين است که همه ي اينها مربوط به روز قيامت مي باشند. و اين که خداوند فرموده است:« إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ؛ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ» منظور چيزي است که براي قريش اتفاق افتاد، همان طور که پيشتر بيان شد. و از آن جا که اين آيات بر اين دو مفهوم و معني نازل شده اند، چيزي را نمي يابي که  مدّنظر قرار دادنِ هر دو معني را منع کند. بلکه کلمات براي لحاظ کردن هريک از اين معاني کاملا آمادگي دارند و اين چيزي است که نزد من راجح مي باشد. والله اعلم.وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ پيش  از آنها قوم  فرعون  را آزموديم  و پيامبري  بزرگوار نزدشان  آمد ،
أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ که  بندگان  خدا را به  من  تسليم  کنيد که  من  پيامبري  امينم  ،
وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ و نيز بر خدا برتري  مجوييد ، که  من  با حجتي  روشن  نزد شما آمده  ام  ،
وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ، و اگر بخواهيد بر من  سنگ  بزنيد ، من  به  پروردگار خود و پروردگار شما  پناه  مي  برم  ،
وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ و اگر به  من  ايمان  نمي  آوريد ، از من  کنار گيريد
فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ پس  به  درگاه  پروردگارش  دعا کرد که  : اينان  مردمي  مجرمند
فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ بندگان  مرا شب  هنگام  روانه  کن  تا از پي  شما بيايند
وَاتْرُكْ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ دريا را آرام  پشت  سرگذار ، که  آن  سپاه  غرق  شدگانند
كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ بعد از خود چه  باغها و چشمه  سارها بر جاي  گذاشتند ،
وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ و کشتزارها و خانه  هاي  نيکو ،
وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ و نعمتي  که  در آن  غرق  شادماني  بودند
كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ بدين  سان  بودند و ما آن  نعمتها، را به  مردمي  ديگر واگذاشتيم
فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ نه  آسمان  بر آنها گريست  و نه  زمين  و نه  به  آنها مهلت  داده  شد
وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ و ما بني  اسرائيل  را از آن  عذاب  خوار کننده  رهانيديم  :
مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِّنَ الْمُسْرِفِينَ از فرعون  برتري  جوي  گزافکار ،
وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ و از روي  علم  بر اهل  جهانشان  برگزيديم
وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاء مُّبِينٌ و آياتي  به  آنها عطا کرديم  که  در آن  امتحاني  آشکار بود
پس از آن که خداوند از تکذيب کساني سخن گفت که محمّد(ص) را تکذيب کردند، يادآور شد که اينها سلف و پيشينياني از تکذيب کنندگان داشته اند. پس داستان آنها را با موسي شروع ک رد و عذاب هايي را که بر تکذيب کنندگان فرود آورد، ياد آور شد تا تکذيب کنندگان قريش از آنچه که بر آن بودند بازآيند. پس فرمود:« وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ» و پيش از اينان قوم فرعون را با فرستادن پيامبر خود موسي بن عمران به سوي آنها که پيامبري بزرگوار بود و داراي چنان بزرگواري و اخلاقي بود که ديگران نداشته، آزموديم.
« أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ» موسي به فرعون و درباريانش گفت: بندگان خدا بني اسراييل را با من بفرستيد و از عذاب و شکنجه هايتان آنها را در امان داريد، چرا که آنان عشيره و قوم من هستند و در زمان خودشان برترين مردم جهانند. شما بر آنها ستم کرده و بناحق آنان را به بردگي گرفته ايد، پس آنها را بفرستيد و رها کنيد تا پروردگارشان را پرستش نمايند. « إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ» من برايتان پيامبري امين هستم و در آنچه مرا با آن به سوي شما فرستاده است درست کار وامانت دارم و هيچ چيزي از آن چه مرا با آن فرستاده است از شما پنهان نمي کنم و چيزي بر آنها اضافه نمي نمايم و از آن چيزي نمي کاهم. و اين امر ايجاب مي کرد تا آنها از او اطاعت نمايند.
« وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ» و اين که خود را برتر ندانيد از اين که خدا را پرستش کنيد و با تکّبر بر بندگان خدا  خود را برتر از آنها بدانيد. « إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ» بدون شک من براي شما حجّت و دليلي آشکار مي آورم و آن معجزات آشکار و دلايل قاطعي بود که او ارائه داد. اما آنها او را تکذيب کردند و آهنگ کشتن او را نمودند. پس او از شرّ آنها به خدا پناه برد و گفت:« وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ» به درستي که من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مي برم از اين که مرا به بدترين صورت که سنگسار کردن است بکشيد.
« وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ» پس سه حالت است: يا به من ايمان بياوريد که آنچه از شما مي خواهم همين است، و اگر ايمان نمي آوريد از من کناره گيري کنيد