يه نيز نازل شده است:« إِنَّکُم وَمَا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُم لَهَا وَرِدُونَ»  بدون شک شما و آنچه پرستش مي کنيد هيزم جهّنم هستيد و وارد آن مي شويد. شبهه ي باطل آنها اين بود که مي گفتند: تو اي محمّد! و ما هم همه قبول داريم که عيسي از بندگان مقّرب خدا مي باشد؛ بندگاني که سرانجامي نيکو دارند، پس چرا تو، هم از عبادت معبودهاي ما نهي مي کني و هم از پرستش عيسي باز مي داري؟ پس اگر حجّت تو باطل نبود تناقضي در آن وجود نداشت. تو مي گويي:« إِنَّکُم وَمَا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُم لَهَا وَرِدُونَ» شما و آنچه به جاي خدا پرستش مي کنيد هيزم جهنّم هستيد و وارد آن خواهيد شد. آنها گمان مي بردند که اين جمله هم عيسي را شامل مي شود و هم بت ها را. پس اين تناقض مي شمردند، و تناقض نشانه بطلان است.
اين شبهه اي بود که بدان دل خوش کرده بودند و مردم را باز مي داشتند و به خاطر آن سروصدا راه انداختند. اما  اين شبهه به حمدالله از ضعيف ترين و باطل ترين شبهات است. خداوند هم از پرستش بت ها نهي کرده و هم از پرستش عيسي، زيرا عبادت حق خداوند تعالي است و هيچ احدي از مخلوقات سزاوار آن نيست ، نه فرشتگان مقرّب و نه پيامبران و نه افراد ديگري. پس اين که خداوند اين مطلب را بيان نموده چه شبهه اي مي تواند در آن وجود نداشته باشد؟ 
و اين که به عيسي عليه السلام برتري داده شده است و  او نزد پروردگارش مقرب مي باشد نشانگر اين نيست که سزاوار پرستش مي باشد، بلکه عيسي همان گونه است که خداوند فرموده است:« إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ» عيسي بنده اي بيش نيست که ما نعمت نبّوت و حکمت و دانش و عمل را به او ارزاني داشتيم. « وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ» و او را براي بني اسرائيل مايه عبرتي قرار داديم که با نگاه کردن به او به قدرت خداوند پسي مي بردند، زيرا خداوند  او را بدون پدر آفريده بود. و اما اين که خداوند متعال فرموده است:«  إِنَّکُم وَمَا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُم لَهَا وَرِدُونَ» شما و آنچه به جاي خدا پرستش مي کنيد هيزم جهّنم هستيد و شما به آن وارد خواهيد شد. پاسخ آن به سه صورت است: 
1- در فرموده ي الهي که مي فرمايد:« إِنَّکُم وَمَا تَعبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ» کلمه ي «ما» اسم غير ذوي العقول است و عيسي در اين داخل نمي گردد. 
2- در اينجا مشرکين که در مکّه و اطراف آن بودند مورد خطاب قرار گرفته اند و آنها بت ها را پرستش مي کردند ولي مسيح را پرستش نمي کردند. 
3- خداوند بعد از اين آيه فرموده است:« إِنَّ الَّذِينَ  سَبَقَت لَهُم مِّنَّا الحُسنَي أُولَئِکَ عَنهَا مُبعَدُونَ» بي گمان کساني که از پيش از جانب ما نيکويي برايشان مقّرر گشته است از جهنّم دور کرده مي شوند. پس ترديدي نيست که عيسي و ديگر پيامبران و اولياء در اين آيه داخل هستند. سپس خداوند متعال فرمود:« وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ» و اگر ما مي خواستيم، به جاي شما فرشتگاني قرار مي داديم که در زمين جانشين شما شوند تا برايشان پيامبراني از جنس خودشان بفرستيم. امّا شما اي انسان ها! توانايي آن را نداريد که پيامبران و  اولياء در اين آيه داخل هستند. سپس خداوند متعال فرمود:« وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ» و اگر ما مي خواستيم، به جاي شما فرشتگاني قرار مي داديم که در زمين جانشين شما شوند تا برايشان پيامبراني از جنس خودشان بفرستيم. 
امّا شما اي انسان ها! توانايي آن را نداريد که پيامبراني از جنس فرشتگان برايتان فرستاده شود. پس، از رحمت و لطف خداوند نسبت به شما اين  است که پيامبراني از جنس خودتان برايتان فرستاده شده است که مي توانيد از آنها فرا بگيريد. 
« وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ» و همانا عيسي عليه  السلام دليل و نشانه اي بر قيامت است و نشانگر آن مي باشد کسي که توانايي داشته است عيسي را بدون پدر به دنيا بياورد همو مي تواند مردگان را از قبرهايشان برانگيزد. و يا معني آيه اين  است که عيسي عليه السلام در آخرالزمان از آسمان به دنيا خواهد آمد و نزول او يکي از علامت هاي قيامت  است. « فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا» پس، از آمدن قيامت هرگز شک نکنيد که شک کردن درباره قيامت کفر است. « وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ» و با امتثال آنچه که به شما دستور داده ام و دوري  کردن از آنچه شما را از آن نهي کرده ام از من پيروي کنيد. اين است راه راست که  انسان را به خداوند عزوّجل مي رساند.
« وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ» و شيطان شما را از آنچه خداوند شما را به آن فرمان داده است باز ندارد، « إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ» همانا شيطان دشمن آشکار شماست و براي گمراه کردنتان حريص و آزمند است و در اين راستا نهايت کوشش خود را  مبذول مي دارد.
« وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ» و هنگامي که عيسي با معجزات آشکاري آمد که بر راست بودن نبّوت او و صحّت آنچه برايشان کرده بود دلالت مي کرد، از قبيل زنده کردن مردگان و بينا کردن کورهاي مادرزاد و شفا بخشيدن به کساني که مبتلا به بيماري پوستي بودند، و ديگر نشانه ها، « قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ» عيسي به بني اسرائيل گفت: من برايتان حکمت و نبّوت و علم را آورده ام تا برخي از امور را برايتان روشن گردانم که در آنها اختلاف مي ورزيد. يعني تا پاسخ آن و صورت درست مسئله را برايتان بيان کنم و به وسيله آن اختلاف و اشتباه از شما دور شود. پس او عليه السلام  براي تکميل نمودن شريعت موسي و استوار ساختن تورات آمده بود. و برخي تسهيلات ارائه داد که باعث مي شد تا آنها از او اطاعت کنند و چيزهايي را که برايشان آورده است بپذيرند. « فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ» پس، خداي يگانه را پرستش نموده و از فرمان او اطاعت کنيد و از آنچه نهي کرده است پرهيز نماييد و به من ايمان آوريد و مرا تصديق نماييد و از من اطاعت کنيد.
« إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ» بي گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بندگي کنيد، اين است راه راست. پس در اين آيه به توحيد ربوّبيت اقرار شده و اين که خداوند همه ي آفريده هايش را با انواع نعمت هاي ظاهري و باطني خود پرورش داده است. نيز به توحيد عبوديت و عبادت براي خداوند يگانه که شريکي ندارد فرمان داده شده است. وعيسي عليه السلام خبر داده است که او بنده اي از بندگان خداست و آن طور نيست که نصاري در مورد او مي گويند مبني بر اين که او فرزند خداست يا سومين سه تاست. و در اينجا خبر داده شده آنچه ذکر شده است راه راست مي باشد و انسان را به خدا و به بهشت مي رساند.
وقتي عيسي عليه السلام اين مطلب را گفت،« اخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ 