تيم آن گاه آنان عهدشکني کردند. يعني به آنچه گفتند وفا ننمودند ، بلکه  عهدشکني کرده و به کفر ورزي ادامه دادند.همان گونه که خداوند متعال فرموده است:« فَأَرسَلنَا عَلَيهُم الطُّوفَانَ وَالجَرادَ والقُمَّلَ وَالصَّفَادِعَ والدَّمَ ءَايتِ مُّفَصَّلَتِ فَاستَکبِرُوا وَکَانُوا قَومَا مُّجرِمينَ، وَلَّمَا وَقَعَ عَلََيهِمُ الرِّجزُ قَالُوا يمُوسَي ادعُ لَنَا رَبَّکَ بِمَا عَهِدَ عِندَکَ لَئِن کَشَفتَ عَنَّا الرِّجزَ لَنُومِنَنَّ لَکَ وَلَنُرسِلَنَّ مَعَکَ بَنِي إِسرَءِيلَ ، فَلَمَّا کَشَفنَا عَنهُمُ الرِّجزَ إِلَي أَجَلِ هُم بَلِغُوهُ إِذا هُم ينکُثُونَ» پس طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون را بر آنها فرستاديم که نشانه هاي روشني بودند امّا آنان استکبار ورزيدند و قومي جنايت پيشه بودند. و وقتي عذاب بر آنان فرود آمد، گفتند:« اي موسي! پروردگارت را با آنچه که به تو اختصاص داده و تو را با آن برتري داده است بخوان که اگر عذاب را از ما دور نمودي به تو ايمان مي آوريم و بني اسراييل را با تو مي فرستيم. وقتي عذاب را تا مدّتي که به آن مي رسيدند از آنها دور نموديم آنان هرچه زودتر عهدشکني کردند.»
« وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ» و فرعون در حالي که پادشاهي اش او را فريب داده بود و مال و لشکريانش او را سرکش کرده بودند، در ميان قومش ندا در داد و گفت: اي قوم من! آيا فرمانروايي مصر از آن من نيست؟ آيا من مالک آن نيستم که در آن تصّرف مي کنم؟« وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي» و اين رودها که از رود نيل جدا شده اند از ميان کاخ ها و باغ هاي من مي گذرند، « أَفَلَا تُبْصِرُونَ» آيا شما اين فرمانروايي گسترده و پهناور را نمي بينيد؟ و اين از جهالت عميق او بود که به چيزي افتخار مي کرد که خارج از ذات او بود و به صفت هاي پسنديده و کارهاي درست افتخار نمي کرد.
« أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ » خداوند فرعون را خوار بگرداند! منظور او از خوار، موسي بن عمران کليم خدا بود؛ کسي که نزد خداوند با ارزش و محترم بود. پس فرعون گفت: من محترم و با عزت هستم و او خوار و ذليل است. پس کدام يک از ما بهتر مي باشد؟ « وَلَا يَكَادُ يُبِينُ»  و گفت: با وجود اين او نمي تواند مراد خويش را روشن بيان کند چون او زبان گويايي ندارد. امّا موسي آنچه در دل داشت بيان کرد گرچه سخن گفتن براي او سنگين بود. و صد البته که اين عيبي به حساب نمي آيد. سپس فرعون گفت:« فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ » چرا موسي با زيورآلات و دستبندهايي از طلا آراسته نشده  است؟« أَوْ جَاء مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ» و چرا فرشتگان براي ياري او نيامده اند تا او را در امر دعوتش کمک کنند و گفته ي او را تاييد نمايند؟
« فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ» فرعون با ايجاد شبهات بي معني و پوچ که هيچ حقيقتي نداشت و فقط انسان هاي کم عقل گول آن را مي خوردند و دليلي بر حق يا باطل نبود قوم خ ويش را سبک سر و بي خرد انگاشت، آن گاه از او اطاعت کردند. پس اينکه فرعون داراي فرمانروايي مصر است و جويبارها از زير کاخ هايش روان است، چگونه مي تواند  دليلي بر حقانيت او باشد؟! و بر چه اساسي موسي به دليل اين که پيروانش کم هستند و زبانش لکنت دارد و دستبندهاي طلايي ندارد بر باطل است؟ اما فرعون با درباريان و اطرافياني سروکار داشت که عقل نداشتند پس فرعون هرچه مي گفت آنها از آن پيروي مي کردند؛ خواه حق بود يا باطل. « إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ» بي گمان آنان قومي فاسق بودند، پس به سبب فسقشان فرعون بر آنها گماشته شد و شرک و شر را برايشان زيبا جلوه داد. « فَلَمَّا آسَفُونَا» پس وقتي با کارهايشان ما را خشمگين کردند، « انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ ؛ فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ» از آنان انتقام گرفتيم و همگي آنان را غرق نموديم سپس آنان را براي آيندگان پيشينه و مايه  عبرتي قرار داديم تا عبرت گيرندگان از آنها عبرت بگيرند و پند پذيران از حالات آنها پند بگيرند.وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ؛ و چون  داستان ، پسر مريم  آورده  شد ، قوم  تو به  شادماني  فرياد زدند ،
وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ؛ و گفتند : آيا خدايان  ما بهترند يا او ? و اين  سخن  را جز براي  جدال  با  تو نگفتند ، که  مردمي  ستيزه  جويند.
إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ؛ او جز بنده  اي  نبود که  ما نعمتش  ارزاني  داشتيم  و مايه  عبرت  بني   اسرائيلش  گردانيديم.
وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ؛ اگر مي  خواستيم  به  جاي  شما فرشتگاني  پديد مي  آورديم  تا در روي  زمين   جانشين  شما گردند.
وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ؛ و هر آينه  او نشانه  فرا رسيدن  قيامت  است   در آن  شک  مکنيد ، و از، من متابعت  کنيد  اين  است  راه  راست.
وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛ شيطان  شما را از راه  باز نگرداند ، زيرا او دشمن  آشکار شماست.
وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ؛ و چون  عيسي  با دليلهاي  روشن  خود آمد ، گفت  : برايتان  حکمت  آورده  ام   و آمده  ام  تا چيزهايي  را که  در آن  اختلاف  مي  کنيد بيان  کنم   پس  ، از  خدابترسيد و از من  اطاعت  کنيد.
إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ؛ خداي  يکتا پروردگار من  و پروردگار شماست   او را بپرستيد  راه  راست   اين ، است.
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ؛ گروهها با هم  اختلاف  کردند  پس  واي  بر ستمکاران  از عذاب  دردآور قيامت.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا» وقتي که از پرستش پسر مريم نهي شد و عبادت او به منزله ي عبادت بت ها و  انبازها قرار داده شد، « إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ» آن گاه قومت که تو را تکذيب مي کردند به خاطر اين مثل فرياد برآوردند و سرو صدا راه انداختند و در مجادله و دشمني با تو لجاجت ورزيدند و گمان بردند که آنها در دليل و حجّت خود موفّق و کامياب شده اند.
« وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ» و گفتند: معبودهاي ما بهترند يا عيسي؟ چرا که از پرستش همه نهي شده بود، و تمامي کساني که آنها را مي پرستيدند مورد تهديد واقع شدند. و اين آ