ي نمانده است، پس يا در دنيا عذاب مي شوند يا در آخرت. بنابراين خداوند متعال فرمود:« فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ» و پس هرگاه تو را از اين دنيا ببريم قبل از اين که عذابِ آنها را به تو نشان دهيم بدان که از آنان انتقام خواهيم گرفت. « أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ» يا عذابي را که به آنان وعده داده ايم به تو نشان خواهيم داد. « فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ» زيرا ما بر آنان مسلّط و تواناييم. امّا زود يا دير فرا رسيدن عذاب به حکمت خدا بستگي دارد. پس اين است حالت تو و حالت تکذيب کنندگان.
« فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ» پس با انجام آنچه که به تو وحي شده است و با متصّف کردن خود به آنچه وحي به اتّصافِ آن وتلاش براي عملي کردن آن در خود و ديگران به وي چنگ بزن، « عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» بي گمان تو بر راه راست قرار داري؛ راهي که انسان را به خدا و بهشت مي رساند و اين چيزي است که بر تو لازم مي گرداند بيشتر به وحي چنگ بزني و در پرتو آن راهياب گردي. زيرا مي داني که آن حق و عدل و راستي است و کارهايت را بر پايه محکمي بنا نهاده اند در حالي که ديگران امورشان را براساس شک و اوهام و ستم و ظلم بنا کرده اند.
« وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ» و اين قرآن افتخار و فضيلت بزرگي است براي شما و نعمت بسيار گرانقدري مي باشد و شما را به آنچه که خير دنيا و آخرت در آن نهفته است پند مي دهد و شما را بر آن تشويق مي کند و بدي و شر را برايتان يادآوري مي کند و شما را از آن برحذر مي دارد. « وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ» و از آن پرسيده خواهيد شد که آيا آن را برپا داشته و دستورات آن را انجام داده ايد که آن گاه مقامتان بالا مي رود و بهره مند مي شويد؟ يا اينکه به آن عمل نکرده ايد؟ پس حجّتي عليه شما خواهد بود و نشان ناسپاسي تان در برابر اين نعمت خواهد بود.
« وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ» از پيامبراني که پيش از تو فر ستاده ايم بپرس که آيا به جز خداوند مهربان معبودهايي قرار داده ايم که عبادت شوند؟ حالت موسي و دعوت  او را بيان کرد که يکي از مشهورترين دعوت هاي پيامبران مي باشد و خداوند در کتاب خود بسيار از آن سخن گفته و حالت او را با فرعون بيان نموده است: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ و هر آينه  موسي  را همراه  با آيات  خود بر فرعون  و مهتران  قومش   فرستاديم و گفت  : من  فرستاده  پروردگار جهانيانم.
فَلَمَّا جَاءهُم بِآيَاتِنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَضْحَكُونَ؛ چون  آيات  ما را بر آنان  عرضه  داشت  ، به  ناگاه  همه  از آن  به  خنده   افتادند.
وَمَا نُرِيهِم مِّنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ گفتند : اي  جادوگر ، پروردگارت  را با آن  عهدي  که  با تو نهاده  است   براي ما بخوان  که  ما هدايت  شدگانيم.
وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ؛ چون  عذاب  را از آنها برداشتيم  ، پيمان  خود را شکستند.
فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ؛ فرعون  در ميان  مردمش  ندا داد که  : اي  قوم  من  ، آيا پادشاهي  مصر و اين ، جويباران  که  از زير پاي  من  جاري  هستند از آن  من  نيستند ? آيا نمي  بينيد ?
وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ؛ آيا من  بهترم  يا اين  مرد خوار ذليل  که  درست  سخن  گفتن  نتواند ?
أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ؛ چرا دستهايش  را به  دستبندهاي  طلا نياراسته  اند ? و چرا گروهي  از  فرشتگان همراهش  نيامده  اند ?
فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاء مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ؛ پس  قوم  خود را گمراه  ساخت  تا از او اطاعت  کردند ، که  مردمي  تبهکار  بودند.
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ؛ چون  ما را به  خشم  آوردند ، از آنها انتقام  گرفتيم  و همگان  را غرقه   ساختيم.
فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ؛ آنان  را در شمار گذشتگان  و داستان  براي  آيندگان  کرديم.
فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ؛ و چون  داستان ، پسر مريم  آورده  شد ، قوم  تو به  شادماني  فرياد زدند ،
« وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا» و به راستي که ما موسي را همراه با نشانه ها و معجزات  خود که قاطعانه بر صحت آنچه وي آورده بود، دلالت مي کرد فرستاديم؛ معجزاتي همانند  عصا، مار، فرستادن ملخ ها، و شپش ها و بقيه نشانه ها . « إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ» به سوي فرعون و اشراف دربار او. موسي گفت: من فرستاده پروردگار جهانيانم پس آنها را به اعتراف و اقرار به پروردگارشان فرا خواند و از پرستش غير خدا نهي کرد.
« فَلَمَّا جَاءهُم بِآيَاتِنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَضْحَكُونَ» وقتي که با نشانه هاي ما به نزد آنان آمد ناگهان همگي بدانها خنديدند. يعني نشانه ها را رد کردند و نپذيرفتند و از روي ستمگري و برتري جويي آنها را به ياد تمسخر و استهزا گرفتند. عدم پذيرش آنها به خاطر کوتاهي در معجزات و نشانه ها و واضح نبودن آنها نبود. بنابراين فرمود:« وَمَا نُرِيهِم مِّنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا» و هيچ معجزه و نشانه اي به آنها نشان نمي داديم مگر اين که يکي از ديگري بزرگ تر بود.« وَأَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ» و آنان را گرفتار عذاب هايي چون ملخ، شپش ، قورباغه و خون که نشانه هايي روشن بودند، کرديم. « لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» تا شايد به اسلام برگردند و تسليم آن شوند و شرک و شّر آنها از بين برود.
« وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ» وقتي عذاب برآنها نازل شد، گفتند: اي جادوگر! منظورشان موسي عليه السلام بود و اين يا از روي تمسخر بود و يا اين که اين نوع خطاب نزد آنها مدح و ستايش شمرده مي شد.پس پيش او زاري و فروتني کردند و او را به صورتي مورد خطاب قرار دادند که به کساني را که گمان مي بردند علما و  دانشمندان هستند و جادوگرند مورد خطاب قرار مي دادند. پس گفتند:« دْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ» پروردگارت را با آن چه به تو اختصاص داده و تو را با آن برتري داده بخوان تا عذاب را از ما دور نمايد.« إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ» اگر خداوند عذاب را از ما دور کند بدون شک هدايت خواهيم شد.
« فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ» پس وقتي عذاب را از ايشان دور سا