دان و کساني که فکرشان درست کار مي کند نشانه هايي است که بر فضل خداوند و احسان و رحمت و گستردگي بخشش و کمال عنايت او دلالت مي کند،  واينکه او پروردگار و معبود و مالک ستوده است؛ کسي که جز او سزاوار عبادت نيست، و جز او شايستۀ حمد و ستايش نمي باشد، و اينکه خداوند بر همه چيز تواناست، پس همانطور که او زمين را پس از آن خشکيده و مرده بود، زنده و خرم نمود، مردگان را نيز زنده مي کند. 
و خداوند خردمندان را به صورت ويژه بيان نمود، چون آنها هستند که از اين نشانه ها است،اده مي برند و با چشم عبرت و پند آموزي به آن مي نگرند. و غير آنها همچون حيوانات زبان بسته هستند و با چشم عبرت به اين نشانه ها نمي نگرند، و چشم و نگاهشان اين هدف و مقصد را نمي بيند، بلکه بهرۀ آنان از اين نشانه ها بهرۀ حيوانات است؛ مي خورند و مي نوشند و دلهايشان غافل و جسم و بدنشان از آن روي گردان است. (و کاين من آيه في السموات و الارض يمرون عليها و هم عنها معرضون) و چه بسيار آياتي در آسمانها و زمين است که آنان بر آن مي گذرند و آنان از ان رويگردانند. 
وقتي که نيکي و سخاوت و حسن سپاس زمين را در برابر باراني که خداوند بر آن رو مي فرستد بيان کرد، و متذکر شد که زمين به فرمان پروردگارش انواع گياهان را مي روياند، خبر داد که او ما را از زمين آفريده است، و به هنگام مرگ در زمين دفن مي شويم و ما را به زمين بر مي گرداند، و باري ديگر ما را از آن بيرون مي اورد، پس همچنانکه خداوند ما را از عدم به وجود اورده است ، و به يقين اين امر را مي دانيم و برايمان محقق گشته است، پس بعد ازمرگ نيز ما را زنده خواهد کرد و دوباره از زمين بيرون مي آورد تا سزاي جزاي اعمالي را که انجام داده ايم به ما نشان بدهد و اين دو دليل عقلي و واضح براي زندگي پس از مرگ است؛ بيرون آوردن گياهان از زمين پس از مرگش، و زنده کردن انسانهاي مکلف و سر بر آوردن آنان از زمين.وَلَقَدْ أَرَيْنَاهُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَى و بي شک همۀ آيات خود را به او [= فرعون] نشان داديم، ولي او تکذيب کرد و نپذيرفت.
قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَى [فرعون] گفت: «اي موسي! آيا به نزد ما آمده اي که ما را با جادوي خويش از سرزمين خودمان بيروني کني؟
فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِّثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًا لَّا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلَا أَنتَ مَكَانًا سُوًى ما نيز جادويي مانند آن براي تو مي آوريم، پس بين ما و خودت در مکاني صاف و مسطح وعده اي بگذار که نه ما و نه تو از آن تخلف نکنيم.
قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى [موسي] گفت : «وعده گاهتان روز جشن است، و آنکه مردم به وقت چاشت گردآورده مي شوند».
فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَى پس فرعون بازگشت و همۀ مکر و فريب خود را جمع کرد، سپس آمد. 
قَالَ لَهُم مُّوسَى وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى موسي به آنان گفت: «واي بر شما! بر خداوند دروغ نبنديد، که خدا شما را با عذاب نابود و ريشه کن خواهد کرد، و کسي که بر خدا دروع بندد ناکام مي گردد. 
خداوند متعال خبر مي دهد که انواع نشانه هاي و عبرت ها و دلائل آشکاري که در وجود انسان است به فرعون نشان داد، اما به راه نيامد و توبه نکرد و بازنگشت، بلکه تکذيب کرد و رويگردان شد. او خبر را تکذيب کرد و از امر و نهي روي برتافت، و حق را باطل، و باطل را حق انگاشت، و درباطل مجادله نمود تا مردم را گمراه کند. پس گفت: (أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ) اي موسي! آيا به نزد ما آمده اي که تا ما را با جادوي خويش از سرزمين خودمان بيروني کني؟ فرعون ادعا کرد معجزاتي که موسي به او نشان داده است جادوگري و فريب است، و هدف از آن اين است که آنها از سرزمينشان بيرون کرده شده و موسي بر آن حاکم شود. فرعون اينطور گفت: تا قومش را متأثر کند و سخنش در دل آنان اثر بگذارد، زيرا طبيعت انسانها به وطن گرايش دارد و بيرون رفتن و جدا شدن از وطن براي آنها دشوار است 
پس فرعون به آنها خبر داد که هدف موسي اين است که آنها را از وطنشان خارج کند تا آنها را عليه موسي بشوراند، و آنان را بر مبارزه و جنگ با موسي تحريک کند. پس گفت: ما نيز جادويي همانند جادوي تو مي آوريم، بنابراين به ما مهلت بده. (فَاجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًا لَّا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلَا أَنتَ)و بين ما و خودت وعده اي بگذار که نه ما و نه تو از آن تخلف نکنيم. (مَكَانًا سُوًى) يعني در جايي وعده بگذار که هم براي ما و هم براي تو معلوم باشد . و يا منظور جاي هموار و صافي است که آنچه در آن انجام مي شود قابل رويت باشد. 
پس موسي گفت: (مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ) وعده ما و شما روز جشن است، و آن عيدي بود که در آن روز کارها و شغلهايشان را ترک مي کردند. (وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ) و بايد مردم در چاشتگاه گردآورده شوند. موسي اين را خواست چون در روز عيد و وقت چاشت مردم زياد جمع مي شوند، و حقيقت را آن گونه که هست مي بينند، و در غير اين وقت مردم زياد جمع نمي شوند وصحنه هم خوب ديده نمي شود. (فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ) پس فرعون مکرها و حيله هايي را که مي توانست با آن عليه موسي نيرنگ کند جمع کرد، و او کساني را به شهرها فرستاد تا جادوگري رونق داشت، و دانش آن مورد علاقه بود، بنابراين تعداد زيادي از جادوگران جمع شدند و همه به ميعادگاه آمدند و مردم براي مشاهدۀ ماجرا جمع شدند. جمع زيادي بود؛ مردان و زنان و اشراف و سران وعوام و کوچک و بزرگ همه و همه جمع شده بودند ، و آنها مردم را براي جمع شدن تشويق مي کردند، و به مردم مي گفتند: (هم انتم مجتمعون، لعلنا نتبع السحره ان کانوا هم الغلبين) جمع شويد تا از جادوگران پيروي کنيم اگر آنان پيروز شوند. 
وقتي مردم از همۀ شهرها و آبادي ها جمع شدند، موسي آنان را موعظه نمود و بر آنها حجت اقامه کرد، و به آنان گفت: (وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ) واي بر شما! از جادويتان کمک نگيريد، شما با حق مبارزه مي کنيد و بر خدا دروغ  مي بنديدد، پس خداوند شما را با عذابي از جانب خود ريشه کن و نابود خواهد کرد ، و تلاش و دروغ بستن شما ناکام خواهد ماند، و به پيروزي، و مقام والا در نزد فرعون که به دنبال آن هستيد نخواهيد رسيد، و از عذاب خدا در امان نخواهيد بود.يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ، درباره هلالهای ماه از تو می رسند، بگو: « آنها وقت نما و « تقویم طبیعی» مردم و حج می باشند.» و نیکی آن نیست که از پ