ی هَلَکَتِهِ فِی الحَقِّ ، وَرَجُلُ آتَاهُ اللهُ الحِکمَة فَهُوَ یُعَلِّمُهَا النَّاس» حسد نیست مگر در دو چیز؛ یکی مردی که خداوند به او مالی داده است و او آن را در راه حق صرف می نماید، و مردی که خداوند  به او حکمت بخشیده و او آنرا به مردم می آموزد.أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ؛ يا مي  گويند که  بر خدا دروغ  مي  بندد  اگر خدا بخواهد بر دل  تو مهر مي   نهد  و خدا به  کلمات  خود باطل  را محو مي  کند و حق  را ثابت  مي  گرداند  او به  هر چه  در دلها مي  گذرد داناست.
آيا کساني که پيامبر را تکذيب مي کنند، با جسارت و دروغ مي گويند:« افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا» پيامبر بر خدا دروغ بسته است؟ آنها تو را به زشت ترين چيز متّهم مي کنند و مي گويند به خدا دروغ مي بندي و ادّعاي نبّوت مي کني، و چيزي را به خداوند نسبت مي دهي که خداوند از آن پاک است، در حالي که راستگويي و امانتداري تو را مي دانند. پس چگونه به خود جرأت مي دهند که چنين دروغ صريحي را بگويند؟ بلکه با اين کار بر خدا جرات کرده اند چون اين عيب گر فتن از خداست که به تو قدرت داده تا چنين دعوت بزرگي را که به گمان آنها بزرگ ترين فساد در زمين است به راه بياندازي، زيرا خداوند به پيامبر توانايي داده بود تا دعوت را بي پرده اعلام دارد و آن را به خداوند نسبت دهد و براي تاييد آن معجزات آشکار و دلايل روشني ارائه دهد و پيروي آشکار پيامبر و چيره شدن او بر مخالفان نيز از اين جمله بود. در حالي که خداوند متعال مي توانست اين دعوت را در نطفه خفه  کند و بر دل پيامبر (ص) مهر زند و خيري به دلش وارد نشود. و وقتي بر دل او مهز مي زد همه چيز تمام مي شد . پس اين دليل قاطعي است بر صحّت و درستي آنچه پيامبر (ص) آورده  است و قوي ترين شهادت از جانب خدا براي تاييد گفته هاي اوست و هيچ شهادتي بالاتر از اين يافت  نمي شود. 
بنابراين از حکمت و رحمت الهي و از سنتّ هاي جاري اوست که باطل را نابود مي  کندف گرچه گاهي اوقات باطل داراي قدرت مي گردد اما سرانجام آن نابودي است. « وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ» و با سخنان تکويني اش که تغيير نمي يابد و با وعده راستينش حق را پابرجا مي دارد که خود آن را تشريع نموده است و آن را در دل ها ثابت مي گرداند و خردمندان را بينش مي دهد. آري! خداوند بزرگ به روش هاي گوناگون حق را پابرجا مي دارد؛ يکي از اين روش ها اين است که باطل را بر مي انگيزد تا با حق مقابله کند، پس وقتي که باطل به مقابله با حق پرداخت حق با  دلايل و حجّت هايش بر آن حمله ور مي شود. آنجاست که نور و هدايت حق آشکار مي گردد و به وسيله آن باطل نابود و ريشه  کن مي شود و بطلان آن براي هرکس روشن مي گردد و حق براي هرکسي کاملا آشکار مي شود« إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ » بي گمان خداوند به آنچه در سينه هاست و به نيک و بدي که در دلهاست و آنچه پنهان داشته و آنچه آشکار نکرده  اند آگاه است.وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ؛ و اوست  که  توبه  بندگانش  را مي  پذيرد و از گناهان  عفوشان  مي  کند و هر  چه ، مي  کنيد مي  داند.
وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ؛ و دعاي  کساني  را که  ايمان  آورده  اند و کارهاي  شايسته  کرده  اند اجابت   مي کند ، و از فضل  خويش  آنان  را افزون  مي  دهد  و کافران  را به  عذابي   سخت گرفتار مي  سازد.
وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَاء إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ؛ اگر خدا روزي  بندگانش  را افزون  کند در زمين  فساد مي  کنند ، ولي  به   اندازه  اي  که  بخواهد روزي  مي  فرستد  زيرا بر بندگان  خود آگاه  و بيناست.
وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ؛ و اوست  آن  خدايي  که  بعد از نوميديشان  باران  مي  فرستد و رحمت  خود را، به همه  جا منتشر مي  کند و اوست  کارساز و ستودني.
اين بيان کرم و لطف خداوند و گستردگي بخشايندگي و کمال لطف اوست که « يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ» توبه بندگانش را مي پذيرد وقتي که از گناهانشان دست مي کشند و بر آن پيمان مي بندند و تصميم مي گيرند که دوباره آن گناهان را انجام ندهند. پس اگر هدفشان پروردگار باشد خداوند  توبه شان را مي پذيرد، اين در حالي است که قبلا سبب نابودي و گرفتار شدن به کيفرهاي دنيوي و اخروي شان فراهم شده بود. « وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ» و گناهان و بدي ها را محو مي کند، و عيب هايي که در اثر آن گناهان به وجود مي آيند و کيفرهايي که نتيجه ارتکاب گناهان است از آنها دور مي کند. و توبه کننده نزد او ارزشمند مي گردد به گونه اي که انگار کار بدي نکرده است. 
و خداوند او را دوست مي دارد و به او  توفيق انجام کارهايي مي دهد که او را به خدا نزديک مي نمايند. و از آنجا که توبه از کارهاي بزرگي است که گاهي به سبب کمال اخلاص و صداقت کامل مي شود و گاهي به علّت ناقص بودن اخلاص و صداقت ناقص خواهد شد و چه بسا فاسد و خراب شود، اگر هدف از آن اهدافي دنيوي باشد و اين چيزها جايگاهشان دل است و فقط خدا آن را مي داند آيه را با اين جمله به پايان برد:« وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ»  و مي داند آنچه را که انجام مي  دهيد.
خداوند  همه بندگان را به بازگشت و روي آوردن به سوي او و توبه کردن از کوتاهي ها فرا خوانده است. پس بندگان برحسب اجابت و پذيرش به دو گروه تقسيم شده اند: آنهايي که اجابت کرده اند و خداوند آنها را چنين توصيف نموده است:« وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» و کساني که ايمان آورده و  کارهاي شايسته  کرده اند پروردگارشان را اجابت مي کنند و از او  اطاعت مي نمايند و به دعوت او لبّيک مي گويند، چون ايمان و عمل صالحي که دارند آنها را به اين امر وادار مي نمايد . پس وقتي او را اجابت کردند خداوند کارشان را سپاس مي گزارد و او آمرزنده و شکرگزار است؛« وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ» و به آنان از فضل خود بيشتر مي دهد يعني از فضل خويش به آنان توفيق عمل مي دهد و پاداش آنها را چند برابر بيش از آنچه که اعمال آنها مستحق آن است، مي دهد. امّا کساني که دعوت خداوند را اجابت نمي نمايند و آنها کساني هستند که عناد مي ورزند، « َالْكَافِرُونَ» و به خدا و پيامبرش کفر مي ورزند، « لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ» اينان عذاب سخت و شديدي در دنيا و آخرت دارند.
سپس بيان کرد که از لطف خداوند نسبت به بندگانش اين است که او دنيا و روزي را برايشان چنان فراوان نمي کند که به دين آنها زيان برساند . پس فرمود: