 قبيل توبه و غيره را داشته باشند، اکنون فرصت را از دست داده اند. « وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» و کساني که با دل هايشان به خدا و کتاب ها و پيامبرانش ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند. هر  نوع عمل صالحي از اعمال قلوب و  اعمال جوارح از قبيل واجبات و مستحبات در کارهاي شايسته داخل هستند پس چنين کساني « فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ» در باغ هاي بهشت هستند . يعني در باغ هايي هستند که به بهشت اضافه شده اند، و معلوم است که حالت مضاف اليه است که «بهشت» مي باشد. پس اين باغ ها بسيار زيبا و شکوفا بوده و در آن نهرها و چشمه هاي پُر آب و منظره هاي زيبا و صداهاي دل انگيز است و درختان پرميوه و پرندگان آواز خوان به وفور يافت مي شوند، و اهل ايمان در کنار هم به سر مي برند. و در آن جا کامل ترين بهره از همزيستي و همدم شدن با دوستان عايد آدمي مي شود. باغ هايي که با گذشت زمان زيبايي اشان افزوده مي گردد و روز به روز اهالي آنها به لذت ّ هايشان اشتياق بيشتري پيدا مي کنند.« لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ» آنها هرچه در آن باغ ها بخواهند دارند. « عِندَ رَبِّهِمْ» نزد پروردگارشان، ، پس هرچه بخواهند برايشان فراهم است؛ چيزهايي که هيچ چشمي آن را نديده و هيچ گوشي آن را نشنيده و به دل هيچ انساني خطور نکرده است. « ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِيرُ» اين است فضل بزرگ. و آيا فضلي بزرگ تر از دستيابي به رضايت خداوند متعال و بهره مند شدن از لقاي او در سراي بهشت وجود دارد؟
« ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» خداوند بخشنده و  مهربان اين مژده بزرگ را که به طور مطلق بزرگ ترين نويد است به وسيله برترين انسان به کساني نويد مي دهد که ايمان آورده اند و کار شايسته کرده اند. پس برخورداري از اين نويد بزرگترين هدف است ووسيله اي که انسان را به آن مي رساند بهترين وسيله است. « قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا» بگو: در برابر رساندن اين قرآن به شما و فراخواندتان به سوي احکام آن از شما مزدي نمي  خواهم. پس منظور من اين نيست که اموالتان را از دستتان بگيرم و نمي خواهم که بر شما رياست و حکومت کنم و هدفي مادّي ندارم. « إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» احتمال دارد که معني آيه اين باشد که فقط يک چيز از شما مي خواهم که فايده آن به خود شما بر مي گردد و آن اين که به خاطر خويشاوندي مرا دوست بداريد. و اين دوست داشتن اضافه بر دوست داشتنِ براساس ايمان است، زيرا دوست داشتن پيامبر(ص) از روي  ايمان و مقدم داشتن محبت ايشان بر همه محبّت ها بعد از محبّت خدا، بر هر مسلماني فرض است. و از کساني که در اين آيه به آنان اشاره شده  است، درخواست شده است اضافه بر اين محبت ايماني، محبتي ديگر را نيز نسبت به پيامبر داشته باشند، و آن  عبارت است از محبت خويشاوندي، چون پيامبر(ص) نزديک ترين مردم و خويشاوندان خود را دعوت مي کرد تا جايي که مي گويند هيچ کس در تيره هاي قريش نبود مگر اين که پيامبر با او نسبتي داشت و به نوعي خويشاوند  او بود. و احتمال دارد که منظور اين باشد که از شما هيچ مزدي نمي خواهم مگر اين که صادقانه خدا را دوست بداريد و اين با نزديکي جستن به خدا و متوّسل شدن به او به وسيله طاعت و عبادتش که بر محبّت صادقانه و درستِ خدا دلالت مي نمايد همراه است. بنابراين فرمود:« إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» مگر  محبت به خاطر نزديکي جستن به تقّرب به خدا. طبق هر دو گفته اين استثنا دليلي است بر اين که پيامبر(ص) در برابر دعوت از آنان هيچ پاداشي نمي طلبد مگر چيزي که فايده اش به خودشان بر مي گردد، و اين مزد نيست، بلکه مزد و پاداش همان است که پيامبر(ص) به آنها داد. همانند اين که خداوند متعال مي فرمايد:« وَمَا نَقَمُوا مِنهُم إِلَّا أَن يومِنُوا بِاللَّهِ العَزيزِ الحَميدِ» و از آنان عيب و ايرادي جز اين نگرفتند که به خداوند پيروزمند و ستوده ايمان آورده اند. و مانند اين که مي گويند: « فلاني گناهي نکرده جز اين که با تو نيکي مي کند.»
« وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا» و هرکس کار نيکي انجام دهد از قبيل نماز، روزه ، حج يا نيکي کردن با مردم، بر نيکي عمل او مي افزائيم، به اين صورت که خداوند به او توفيق مي دهد تا کارهاي ديگري انجام دهد و با آن اجر و پاداش مومن اضافه مي وشد و نزد خدا و خلق جايگاهش بالا مي رود و پاداش دنيا و آخرت را به دست مي آورد. « إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ» بي گمان خداوند آمرزنده و شکرگزاراست؛ گناهان بزرگ  را هرچند که بزرگ باشند به هنگام توبه کردن و دست کشيدن از آن مي آمرزد. و در مقابل عمل اندک پاداش فراوان مي دهد ، پس او با مغفرت  خويش گناهان را مي آمرزد و عيب ها را مي پوشاند و يا پذيرفتن نيکي ها آن را شکر مي گزارد و نيکي ها را چندين برابر مي نمايد.يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ، حکمت را به کسی که بخواهد، می بخشد و هرکس که حکمت به او داده شود به راستی که خیر بسیاری به او داده شده است و جز خردمندان پند نمی گیرند.
وقتی خداوند حالات انفاق کنندگان را بیان کرد و اینکه اموالی را به آنها ارزانی نمود که بوسیله آن در راههای خیر انفاق می کنند و مقامهای بلند و والا را در می یابند، مطلبی را بیان نمود که از این نیز بهتر است، و آن این که خداوند به هرکس از بندگانش که بخواهد و به او اراده خیر داشته باشد حکمت می دهد. حکمت یعنی علوم  مفید و معارف درست و اندیشه سالم و خرد متین، و درستکاری در گفتار و کردار. و این بهترین و برترین بخشش ها و بزرگترین آن است. بنابراین فرمود: « وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا» زیرا چنین کسی از تاریکی نادانی به سوی نور و هدایت بیرون آمده، و از حماقت و انحراف در گفتار و کردار به کارها و سخنان درست و راست راه برده، و به خیر بزرگی نایل آمده و برای رساندن  بزرگترین فایده به دین و دنیای  مردم آمادگی پیدا کرده است. و هیچ کاری جز با حکمت سامان نمی یابد. حکمت یعنی قرار دادن هر چیزی در جایگاهش؛ اقدام به انجام کاری در جایی که باید اقدام کرد، و دست نگاه داشتن از انجام کاری در جایی که باید دست نگاه داشت. اما ارزش این بخشش گرانبها را جز خردمندان نمی دانند: « إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ» و آنها کسانی هستند که دارای عقلها و اندیشه های کامل هستند، پس آنها کار نیک را می شناسند و آنرا ترک می نماید، و این دو کار، یعنی صرف کردن دارایی در راه خدا و صرف کردن حکمت، بالاترین چیزی است که نزدیکی جویندگان به خدا، بدین وسیله خود را به او  نزدیک می نمایند، و بوسیله آن به بالاترین و بزرگترین کرامت ها می رسند.
و این همان چیزی است که پیامبر (ص) چنین از آن یاد کرده است: « لا حَسَدَ إلا فِی اثنَیَن، رَجُلُ  آتاهُ الله مَالاَ فَسَلطَهُ عَل