ه و يکتاست و کامل است. « وَهُوَ السَّمِيعُ» و او همه صداها را علي رغم اختلاف زبان ها و گوناگون بودن نيازها مي شنود. « البَصيرُ» بيناست، و حتي خزيدن مورچه سياه را در شب تاريک بر روي صخره صاف مي بيند. و او  فرايند جذب و تبديل غذا را در اعضاي حيوانات بسيار کوچک مشاهده مي کند، و حرکت و جريان آب را در شاخه هاي باريک درختان و گياه مي بيند. اين آيه و امثال آن دليلي است بر صحّت مذهب اهل سنّت و جماعت که صفات را براي خدا اثبات نموده و همگوني و مشابهت را از او نفي مي کنند. فرموده ي خدا « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ» ردّي است بر اعتقاد گروه «مُشَبَّهَه» ردّي است براي «معطله» انهايي که صفات را تعطيل نموده و آنها را انکار مي کنند.
« لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» فرمانروايي آسمان ها و زمين از آن اوست و کليدهاي رحمت و روزي و نعمت هاي ظاهري و باطني در دست  اوست. پس همه خلق در به دست آوردن منافعشان و دور کردن زيان هايشان ، و در همه حالت ها به خدا نيازمندند، و هيچ کس از آنها اختياري ندارد. و خداوند بخشنده و منع کننده است و زيان دهنده و نفع دهنده مي باشد؛ هر نعمتي که بندگان دارند از جانب اوست، و شرّ و بدي را جز او کسي دفع نمي کند. « مَّا يفتَح ِ اللَّهُ لِلَّناسِ مِن رَّحمَةِ مُمسِکَ لَهَا وَمَا يمسِک فَلَا مُرسِلَ لَهُ مِن بَعدِهِ» هر درِ رحمتي را که خداوند براي مردم بگشايد هيچ باز دارنده اي براي آن نيست، و آنچه راکه نگاه دارد هيچ رها کننده اي براي آن وجود ندارد. بنابراين در اينجا فرمود:« يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء» اوست که روزي را براي هرکس بخواهد فراخ مي دارد و فراوان مي نمايد و از انواع روزي ها به او هر آنچه بخواهد مي دهد. « وَيَقْدِرُ» و براي هرکس که بخواهد آن را تنگ مي دارد. تا به اندازه نيازش باشد و از نيازش بيشتر نباشد. و همه اينها تابع علم و حکمت اوست. بنابراين فرمود:« إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» بي گمان او به هر چيزي داناست. پس اواحوال بندگانش را مي داند و به هريک حسب حکمت او و مشيت خود مي بخشد.شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ؛ براي  شما آييني  مقرر کرد ، از همان  گونه  که  به  نوح  وصيت  کرده  بود و، ازآنچه  بر تو وحي  کرده  ايم  و به  ابراهيم  و موسي  و عيسي  وصيت  کرده  ايم   که  دين  را بر پاي  نگه  داريد و در آن  فرقه  فرقه  مشويد  تحمل  آنچه  بدان   دعوت مي  کنيد بر مشرکان  دشوار است   خدا هر که  را خواهد براي  رسالت   خود بر مي  گزيند و هر که  را بدو بازگردد به  خود راه  مي  نمايد.
اين بزرگ ترين نعمت خدا بر بندگانش مي باشد که بهترين و برترين و پاکيزه ترين دين را که دين اسلام است برايشان مقّرر داشته است؛ ديني که خداوند براي بندگان برگزيده اش منتخبان و برگزيدگان که پيامبران اولوالعزم هستند و در اين آيه ذکر شده اند و از هر جهت والا مقام ترين و کامل ترين انسان ها هستند مقرّر داشته است. پس ديني که خداوند براي آنها مقّرر داشته است مناسب حال آنان مي باشد و موافق با کمال آنهاست، بلکه خداوند آنها را کامل گردانده و برگزيده است چون به اين دين بپا خاسته اند. و اگر دين اسلام نبود هيچ احدي مقامش بالا نمي رفت. پس اين دين روح سعادت و قطع و محور کمال است و آن چيزي است که اين کتاب ارزشمند در برگيرنده آن مي باشد و به سوي آن فرا مي خواند از قبيل توحيد و اعمال شايسته و اخلاق و آداب.« أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ» شما را  فرمان داده که همه شرايع و قوانين دين و اصول و فروعش را برپاي داريد، خودتان آن را برپاي داريد و بکوشيد تا آن را در زندگي ديگران نيز پياده کنيد و همديگر را بر نيکويي و پرهيزگاري ياري نماييد و از گناه و دشمني کردن باز داريد.« وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ» و در آن اختلاف نورزيد، بلکه بر اصول و فروع دين متفّق بمانيدو بکوشيد که اختلاف در مسائل ، شما را متفّرق ننمايد و به گروه ها و احزابي تبديل نشويد که با همديگر دشمني مي ورزيد در حالي که در اصل دين متفق هستيد. و از مصاديق اجتماع و اتفاق بر دين مي توان به اجتماعات عمومي اشاره کرد که شريعت به آن فرمان داده  است مانند حج و اعيد و جمعه ها و نمازهاي پنج گانه و جهاد و ديگر عبادت هايي که جز با گردهم آمدن کامل نمي گردند. « كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ» وقتي آنها را به يگانه پرستي و اخلاص در طاعت و عبادت براي خدا امر نمودي اين امر به شدّت بر آنها دشوار آمد همان طور که خداوند در مورد آنها فرموده است:« وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحدَهُ اشمَأَزَّت قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يومِنُونَ بِالأَخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِِينَ مِن دُونِهِ إِذا هُم يستَبشِرُونَ» و هرگاه خدا به تنهايي ياد شود دل هاي کساني که به آخرت ايمان نمي آورند متنفّر مي گردد، و هرگاه کساني غير از او ياد شوند بناگاه شادمان مي گردند. و قول آنان را نقل مي کند و مي فرمايد:« أَجَعَلَ الأَلِهَةَ إِلَهَا وَحِدَا إِنَّ هَذَا لَشَيءُ عُجَابُ ُ » چگونه معبودان متعدد را به معبود واحد تبديل مي گرداند؟! به درستي که چيزي که او آورده و به سويش دعوت مي  کند بسيار عجيب است. « اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء» خداوند از ميان بندگانش هرکس را که شايسته برگزيده شدن براي رسالت و ولايت باش بر مي گزيند . بر اين اساس او اين امّت را برگزيده و بر ساير امّت ها فضيلت داده و بهترين اديان را براي آن انتخاب کرده است. « وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ» و هرکس را که رو به سوي او نهد به سوي خويش هدايت مي کند. فراهم شدن اين سبب از جانب بنده ، او را به هدايت الهي مي رساند، و اين سبب، روي آوردن بنده به پروردگارش مي باشد و متّوجه شدن انگيزه هاي قلبي اش به خدا و اين که هدفش جلب رضايت خدا باشد. پس خوب و نيک بودن اراده بنده به همراه تلاش  او در طلب هدايت از اسبابي است که هدايت را براي او آسان مي گرداند. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« يهدِي َ بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعِ رِضوَنَهُ سُبُل َ السَّلَمِ» خداوند به وسيله آن هرکس را از خشنودي پروردگارش پيروي نمايد به راه هاي سلامتي هدايت مي کند.
و آيه ي « وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ»و آيه ي « وَاتَّبِع سَبِيلَ مَن أَنَابَ إِلَي» و حقايقي در مورد اصحاب رضي الله عنهم أجمعين که مبين بازگشت واقعي آنها به سوي خداست، دليل اند بر اينکه قول اصحاب حجت است، به ويژه قول و گفته ي خلفاي راشدين رضي الله عنهم اجمعين.وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّس