ها بسنجد. « وَتِلکَ الأَمثَلُ نَضرِبُها لِلَّناسِ وَمَا یَعقِلُها إِلَّا العَلِموُن» و این مثالها را برای مردم بیا می داریم و جز دانایان آن را نمی فهمند.إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ؛ بر آنان  که  گفتند : پروردگار ما الله  است  و پايداري  ورزيدند ،، فرشتگان فرود مي  آيند که  مترسيد و غمگين  مباشيد ، شما را به  بهشتي  که   وعده  داده  بودند بشارت  است.
نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ؛ ما در دنيا دوستدار شما بوديم  و نيز در آخرت  دوستدار شماييم   در  بهشت هر چه  دلتان  بخواهد و هر چه  طلب  کنيد برايتان  فراهم  است.
نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ؛ سفره  اي  است  از جانب  خداي  آمرزنده  مهربان.
خداوند متعال از بندگانش خبر مي دهد و در ضمن ديگران را تشويق مي نمايد که به آنها اقتدا کنند. پس فرمود:« إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» بي گمان کساني که گفتند: پروردگار ما الله است سپس پابرجا و استوار ماندند. يعني به ربوبّيت خداوند متعال اعتراف نمود و بدان  خشنود بودند و تسليم فرمان او شدند سپس بر صراط مستقيم استقامت کردند؛ هم آن را فرا گرفته و هم بدان عمل کردند، پس اينان را در دنيا و آخرت مژده باد. « تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا» که فرشتگان بزرگوار همواره بر آنها فرود مي آيند و هنگامي که در حالت جان دادن و مرگ هستند آنان را مژده مي دهند که از آينده تان نترسيد و برگذشته نيز اندوهگين مباشيد. پس ناگواري و ناراحتي گذشته و آينده را از آنها نفي کرد. « وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ » و به بهشتي که وعده داده مي شديد شادمان باشيد. آن بهشت براي شما واجب شده و وعده الهي انجام شدني است. نيز در حالي که به آنها مژده مي دهند و آنان را استوار مي دارند و مي گويند:« نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ» ما در زندگي دنيا و آخرت دوستان و ياوران شما هستيم. در دنيا آنها را به انجام دادن کارهاي خير تشويق مي نمايند، و خير را برايشان مي آرايند و آنان را از شر برحذر مي دارند و آن را در دل هايشان زشت جلوه مي دهند و برايشان پيش خدا دعا مي کنند و به  هنگام مصيبت ها و اضطراب ها آنان را پايدار مي گردانند به خصوص به هنگام سختي مرگ و در قبر و تاريکي آن و در قيامت و وحشت هاي آن بر پل صراط. و در بهشت، بزرگداشت الهي را به آنان تبريک مي گويند و از هر دري بر آنان وارد مي شوند و مي گويند:« سَلَمُ عَلَيکُم بَمِا صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَي الدَّارِ» سلام بر شما به سبب آنچه بردباري کرديد. پس چه خوب است سرانجام سراي بهشت. و نيز به آنها مي گويند:« وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ» و در بهشت هرچه دلتان بخواهد برايتان آماده و مهيا شده است. « وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ» و هرچه بخواهيد از انواع لذت هايي که هيچ چشمي آنها را نديده و هيچ گوشي اخبار آن را نشنيده و به دل هيچ انساني خطور نکرده برايتان فراهم است. 
« نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ» اين پاداش فراوان و نعمت پايدار، مهماني و پذيرايي است از جانب خداوند آمرزگار مهربان، چرا که گناهانتان را بخشيد و  نسبت به شما مهربان است، چون به شما توفيق داد تا کارهاي نيک انجام دهيد سپس آن را از شما پذيرفت . پس با آمرزيدتان هر امر نامطلوب و ناگواري را از شما دور کرد و از مهرباني اش شما را به آنچه مطلوب است رساند.وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ؛ چه  کسي  را سخن  نيکوتر از سخن  آن  که  به  سوي  خدا دعوت  مي  کند و کارهاي ، شايسته  مي  کند و مي  گويد البته  که  من  از مسلمانانم  ?
اين استفهام به معني نفي ثابت است. يعني سخن هيچ کسي بهتر از سخن و راه و حالت کسي نيست« مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ» که با تعليم جاهلان و موعظه گفتن براي غافلان و اعراض کنندگان و با مجادله با باطل گران با امر کردن به همه انواع عبادت خدا و نيکو نشان دادن آن به هر طريقِ ممکن ، و بازداشتن از آنچه خدا از آن نهي کرده است و تقبيح نمودن آن به هر طريقي که باعث ترک آن شود، به سوي خدا دعوت مي دهد. به خصوص دعوت کردن به اصل دين اسلام و زيبا نشان دادن آن و مجادله با دشمنان دين با شيوه اي نيکو. و نهي  کردن از آنچه که مخالفت دين اسلام است از قبيل کفر و شرک و امر به  معروف و نهي از منکر، و محبوب جلوه دادن خدا در دل مردم به وسيله ي ذکر نعمت هايش به صورتي مفصل ، و ذکر جود و بخشش هاي فراوان و رحمت بيکرانش و ذکر صفات کمال و با عظمتش از مصاديق دعوت به سوي خداست. همچنين تشويق به برگرفتن علم وهدايت از کتاب خدا و سنت پيامبر با هر راهي که انسان را به اين هدف مي رساند از مصاديق دعوت به سوي خداست.و تشويق مردم به انجام نيکي ها، و داشتن اخلاق نيکو با عموم مردم، و با نيکي کردن در مقابل کسي که بدي مي کند، و امر به صله ي ارحام و نيکوکاري با پدر و مادر از مصاديق دعوت به سوي خداست. نيز موعظه کردن براي عموم مردم در موسم ها و به هنگام پيش آمدها و مصيبت ها به شيوه اي که مناسب آن وضعّيت است از جمله دعوت کردن به سوي خدا مي باشد. و غير از اين موارد که همه را نمي توان برشمرد و دعوت کردن به هر نوع خير و خوبي و برحذر داشتن از هر شر و بدي در اين امر داخل است. سپس خداوند متعال فرمود:« وَعَمِلَ صَالِحًا» و همزمان با اين که مردم را به سوي خدا دعوت مي کند خود نيز به فرمان برداري از دستورات خدا شتافته و به انجام کارهاي شايسته مي پردازد که پروردگارش را راضي کند. « وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» و مي گويد: من از زمره ي مسلمانان هستم؛ کساني که تسليم فرمان  او هستند و راه او را در پيش گرفته اند. و اين مقام و مرتبه مخصوص صديقان است؛ آنهايي که براي به کمال رساندن خود و ديگران کوشيده اند و در نتيجه تبديل به وارث کامل پيامبران شده اند. بد گفتارترين مردم نيز کسي  است که از زمره دعوت دهندگن به گمراهي باشد و راه هاي گمراهي را در پيش بگيرد . و در ميان اين دو مقام که يکي تا حد اعلي عليين بال رفته و ديگري تا اسفل سافلين پايين آمده است مقام ها و مراتبي است که جز خدا کسي آن را نمي داند و در اين  ميان مردمان فراواني قرار دارند:« وَلِکُلّ دَرَجَتُ مِمَّا عَمِلُوا وَمَا رُّبکَ بِغَفِلٍ عَمَّا يعمَلُونَ» و براي هريک از اينها مقام هايي است از آنچه کرده اند و پروردگارت از آنچه مي کنند غافل نيست.وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِ