ass="text" href="w:text:1578.txt">آيه 48-47</a><a class="text" href="w:text:1579.txt">آيه 51-49</a><a class="text" href="w:text:1580.txt">آيه 54-52</a></body></html>مکي و 54 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 8-1:
حم؛ حا ، ميم
تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ کتابي  است  که  از جانب  آن ، بخشاينده  مهربان  نازل  شده  است.
كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ کتابي  است  که  آيه  هايش  به  وضوح  بيان  شده  ، قرآني  است  به  زبان  عربي.
بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ؛ هم  مژده  دهنده  است  و هم  بيم  دهنده   بيشترشان  از آن  اعراض  کرده  اند  وسخن  نمي  شنوند.
وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ؛ گفتند : دلهاي  ما از آنچه  ما را بدان  دعوت  مي  کني  در پرده  است  و، گوشهامان  سنگين  است  و ميان  ما و تو حجابي  است   تو به  کار خود پرداز و  ما نيز به  کار خود مي  پردازيم.
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ؛ بگو : من  انساني  هستم  همانند شما  به  من  وحي  شده  که  خدايتان  خدايي   است يکتا  پس  بدو روي  آوريد و از او آمرزش  بخواهيد  و واي  بر مشرکان   :
الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ؛ آنهايي  که  زکات  نمي  دهند و به  آخرت  ايمان  ندارند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ؛ آنان  را که  ايمان  آورده  اند و کارهاي  شايسته  مي  کنند ، پاداشي  است ، تمام ناشدني.
خداوند متعال به بندگانش خبر مي دهد که اين کتاب در بزرگ و قرآن زيبا « تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» از سوي خداوند بخشاينده مهربان نازل شده؛ خداوندي که رحمت او همه چيز را در بر گرفته است که يکي از بزرگترين رحمت هاي او فرو فرستادن اين کتاب مي باشد که به وسيله آن چنان علم و هدايت و نور و شفا و رحمت و خير فراواني حاصل شده است که بزرگ ترين نعمت هاي او بر بندگان است ، يگانه راه خوشبختي در هر دو جهان مي باشد. سپس کتاب را ستود و بيان کرد که کاملا روشنگر است. پس فرمود:« فُصِّلَتْ آيَاتُهُ» هر چيز را جداگانه تفصيل داده و تبيين نموده است و اين مستلزم بيان و روشنگري کامل و جدا کردن هر چيز از ديگري و مشخّص کردن حقايق است. « قُرْآنًا عَرَبِيًّا» به زبان شيواي عربي که کامل ترينِ زبان ها است آيات آن تفصيل و تبيين شده است. « لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» براي قومي که مي دانند. يعني تا معني اش برايشان روشن گردد و همان طور که کلمات و الفاظ آن روشن است، هدايت را نيز برايشان از گمراهي مشخص گرداند. امّا جاهلاني که هدايت و رهنمود ، چيزي جز گمراهي به آنها نمي افزايد و روشنگري جز کوري و نابينايي به آنان اضافه نمي کند، اين قرآن براي آنها بيان نگرديده است.« سَوَآءُ عَلَيهِم ءأَنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لَا يومِنُونَ»  برايشان يکسان است چه آنها را هشدار دهي و چه آنان را هشدار ندهي ايمان نمي آورند.
« بَشِيرًا وَنَذِيرًا» قرآن انسان را به پاداش دنيا و آخرت مژده مي دهد و او را از عذاب دنيا و آخرت مي ترساند و تفصيل هريک را بيان کرده است و اسباب و اوصافي را که موجب برخورداري انسان از مژده خدا و يا گرفتار شدن وي به عذاب او مي شوند ذکر کرده است. بنابراين کتابي را که داراي چنين صفاتي است بايد پذيرفت و به آن يقين نمود و به آن ايمان آورد و بدان عمل کرد. ولي بيشتر مردم همانند مستکبران روي گردانند.« فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ» پس آنها به قرآن گوش فرا نمي دهند؛ گوش فرا دادنِ قبول و استجابت، گرچه آن را با گوش ها مي شنوند؛ شنيدني که به وسيله ي آن حجّت شرعي بر آنها اقامه مي گردد.« وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ» و کساني که از قرآن روي گردانند و اظهار مي دارند که از آن بهره مند نمي شوند چرا که راههاي رسيدن به آن را بسته اند، گفتند: در برابر چيزي که ما را به سوي آن  فرا مي خواني دل هاي ما در پوشش هايي قرار گرفته و در گوش هايمان سنگيني است. يعني در گوش هايمان کري هست، بنابراين ما نمي شنويم و ميان ما و تو حجابي است که تو را نمي بينيم. 
يعني اظهار کردند که از قرآن روي گردان مي باشند و نفرت خود را از آن، و خرسندي خويش ر ا از آنچه که بر آن هستند اظهار داشتند. بنابراين گفتند:« فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ» همچنان که تو عمل کردنِ به دينت را دوست داري و آن را مي پسندي ما هم کاملا عمل نمودن به دين خود را مي پسنديم. اين از بزرگ ترين رسوايي هاست، چرا که آنها راضي شدند که به جاي هدايت، در گمراهي مانند و به جاي ايمان، کفر را برگزينند و آخرت را به دنيا فروختند.
« قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ» اي پيامبر! به آنها بگو: من فقط انساني مثل شما هستم. يعني من همانند شما انساني هستم و اختياري ندارم و آنچه را که شما به شتاب مي طلبيد، نزد من نيست. و آنچه که خداوند به وسيله آن مرا بر شما فضيلت و برتري داده اين است که به من وحي مي شود و مرا فرمان داده  تا از آن پيروي کنم و شما را به آن دعوت نمايم. « َفاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ» پس، با تصديق نمودن خبري که خداوند داده است از راهي پيروي کنيد که انسان را به خدا مي رساند و از اين حقيقت استقامت است، و همواره و هميشه چنين باشيد. و فرمود:« إِلَيْهِ» به سوي او رو کنيد. در اينجا اخلاص را يادآوري نموده است، که عمل کننده بايد هدف و منظورش از انجام دادن هر عملي رسيدن به خدا و بهشت باشد پس با اين چيز، عمل او خالص و صالح و مفيد مي شود. و اگر در عمل او اين هدف وجود داشته باشد عملش باطل مي گردد. و از آن جا که بندگان ِ حريص بر استقامت هم به علّت تقصير در انجام آن چه بدان امر شده و يا مرتکب شدن آنچه از آن نهي شده اند از آنان کوتاهي سر مي زند، بنابراين آنها را دستور داد تا آمرزشي همراه با توبه از خدا بخواهند . پس فرمود:« وَاسْتَغْفِرُوهُ» و از او آمرزش بخواهيد. سپس کساني را مورد تهديد قرار داد که استقامت نمي ورزند و فرمود:« وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ  ؛ الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ» و واي به حال مشرکان؛ آن کساني که زکات نمي دهند. يعني کساني که جز او چيزهاي ديگري را عبادت مي کنند که مالک هيچ سود و زيان و مرگ و زندگي و رستاخيزي نيستند، و آنها خودشان را آلوده  کرده اند، و با  توحيد و يگانه پرستي و اخلاص خويشتن را پاکيزه نکرده، و نماز نخوانده و زکات نپرداخته  اند. پس آنها نه حق خداوند را با يکتاپرستي و توحيد و خواندن نماز انجام داده اند و نه زکات پرداخته اند تا از سوي آنها فايده اي به مردم برسد.« وَهُم بِالْآخِر