ه است؛ پس به آن نمي افزايد و از آن نمي کاهد، و آنچه که خداوند با حکمت خود حکم نموده است تغيير نمي يابد. « وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ» و مستکبران و ناتوانان که در آتش هستند به ماموران جهنّم مي گويند:« ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ» از پروردگارتان بخواهيد که يک روز عذاب را از ما بردارد تا شايد کمي راحت شويم. « قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ» نگهبانان دوزخ با سرزنش و با بيان اين که ميانجي گري آنها فايده اي برايشان ندارد و درخواستشان سودي به آنها نمي رساند به آنان مي گويند: آيا پيغمبران شما آيه هاي روشن و دلايل آشکاري را براي شما نياوردند تا با آن حق و صراط مستقيم و آنچه که آنان را به خدا نزديک مي نمايد و آنچه که او را از خدا دور مي نمايد تشخيص دهيد؟! « قَالُوا بَلَى» مي گويند: آري ! آنها با دلايل و نشانه هاي روشن به نزد ما آمدند و حجت رساي الهي بر ما اقامه شد ولي ما ستم کرديم و بعد از روشن شدن حق با آن مخالفت ورزيديم.« قَالُوا فَادْعُوا» نگهبانان دوزخ با تبّري جستن از دعا کردن و شفاعت نمودن براي آنها به دوزخيان مي گويند: شما خودتان درخواست کنيد، ولي آيا دعاي آنان کاري از پيش مي برد؟ خداوند متعال مي فرمايد:« وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ» و دعاي کافران جز تباهي نيست. يعني پوچ و بيهوده است، چون کفر  همه اعمال را نابود مي نمايد و مانع اجابت و پذيرفته شدن دعا مي گردد.إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ؛ ما پيامبرانمان  و مؤمنان  را در زندگي  دنيا و در روز قيامت  که  شاهدان   براي  شهادت  برپاي  مي  ايستند ، ياري  مي  کنيم.
يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ؛ در روزي  که  ستمکاران  را پوزش  خواستن  سود ندهد و نصيب  آنها لعنت  است و  آن  سراي  بد.
وقتي کيفر خاندان فرعون را در دنيا و برزخ و روز قيامت بيان کرد و حالت زشت و هولناک دوزخيان را که از پيامبران خدا روي برتافته و با آنها مبارزه کرده اند ذکر نمود و فرمود:« إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» ما پيغمبران خود و کساني را که ايمان آورده اند، در زندگي دنيا با دلايل و برهان و کمک نمودن ياري مي دهيم، « وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ» و در آخرت آنان و پيروانشان را با دادن پاداش ياري مي کنيم. و هرکس را که با آنها سرستيز داشته است، به شدّت عذاب مي دهيم. « يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» روزي که عذرخواهي ِ ستمگران به آنان سودي نمي بخشد و نفرين و سراي بد بهره آنان خواهد بود که اقامت کنندگان در آن، حال و روزي بد دارند.مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ، مثال کسانی که مالهایشان را در راه خدا صرف می کنند مثل دانه ایست که هفت خوشه می رویاند و در هر خوشه صد دانه است و خداوند برای هرکس که بخواهد آن را چندین برابر می نماید و خداوند گشایشگر داناست.
 الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ، کسانی که مالهایشان را در راه خدا انفاق می کنند سپس به دنبال آن منت نمی گذارند، و آزار نمی رسانند، پاداششان نزد پروردگارشان است، و نه ترسی بر آنهاست و نه اندوهگین می گردند.
این تحریک و تشویق بزرگی است از جانب خدا برای بندگان ، تا مالهایشان را در راه او صرف نمایند، و اینکه صرف کردن اموال، راه رسیدن به خداست. و این شامل صرف اموال برای پیشرفت علوم مفید، و کسب آمادگی برای جهاد، مجهز کردن مجاهدین، و تمام پروژه و طرح های خیریه ای است که برای مسلمین مفیداند. و انفاق کردن بر نیازمندان و فقرا و بینوایان در راه خدا هر دو کار انجام می شود؛ زیرا چنین انفاقی هم باعث رفع نیازمندیها می گردد و هم باعث انجام امر خیر و طاعت می گردد و هم باعث انجام امر خیر و طاعت پروردگار. 
پس پاداش اینگونه نفقات هفتصد برابر و یا بیشتر از آن است. بنابراین فرمود: « وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاء» و این برحسب ایمان و اخلاص کاملی است که در قلب انفاق کننده و در ثمرات و فواید انفاق او قرار دارد، زیرا انفاق در بعضی از راههای خیر منافع و مصالح گوناگونی را در پی دارند، و پاداش از نوع عمل خواهد بود.
سپس پاداشی دیگر را برای کسانی که در راه خدا انفاق کرده اند، بیان می کند. انفاقی که همراه با تمام شرایط آن انجام گرفته و موانع آن منتفی شده است. و آنها پس از انفاق ، بر کسی منت نمی نهند و نعمت ها را بر نمی شمارند و کسی را با زبان و کردار آزار نمی دهند. این گروه « لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ» براساس نفقه و بخشش هایی که انجام می دهند، و براساس سود و منفعتی که می رساند، و براساس فضل خدا که ما فوق نفقات و فضل آنان است، پاداششان نزد پروردگارشان محفوظ است ، « وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ » و آنان بر گذشته غم نمی  خورند و نسبت به آینده  هم ترس و واهمه ای ندارند. پس به مطلوب و مقصود خود دست یافته و مکروهات و ناگواریها از آنان دور می گردد.وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ؛ ما به  موسي  مرتبه  هدايت  داديم  و آن  کتاب  را به  بني  اسرائيل  ميراث   داديم ،
هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ؛ کتابي  که  خود هدايت  است  و براي  خردمندان  اندرز.
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ؛ صبر کن  که  وعده  خدا حق  است   براي  گناهت  آمرزش  بخواه  و هر شامگاه  و  بامداد ، به  ستايش  پروردگارت  تسبيح  بگوي.
وقتي آنچه را که براي موسي و فرعون اتفّاق افتاد و سرانجام  فرعون و لشکريانش را بيان کرد و حکم کلّي که فرعون و دوزخيان را شامل مي شود ذکر  نمود، بيان داشت که او به موسي هدايت را عطا کرد. يعني آيات و  دانشي راکه هدايت يافتگان به وسيله آن راهياب مي شوند به او بخشيد. « وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ» و بني اسرائيل را وارثان کتاب نموديم. يعني هر نسل کتاب تورات را از نسلي ديگر به ارث مي برد. « هُدَي» و اين کتاب مشتمل بر هدايت و رهنمود است که آن دانش احکام شرعي و غيره مي باشد، « وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ» و اندرزگوي خردمندان است؛ به خير تذکر مي دهد و به آن تشويق مي نمايد