مان  مي آورديد  پس  ، فرمان  ، فرمان  خداي  بلند مرتبه  بزرگ  است.
خداوند متعال از خواري و رسوايي اي که به کافران مي رسد و از اين که بازگشت به دنيا و بيرون رفتن از جهنم را مي طلبند و اين غير ممکن است و از سرزنش کردن آنها خبر مي دهد و مي فرمايد:« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا»بي گمان کساني که کفر ورزيده اند. کفر را به طور مطلق بيان نمود تا همه انواع کفر را شامل شود از قبيل کفر ورزيدن به خدا يا به کتاب ها و يا به پيامبرانش يا به روز قيامت. کافران وقتي وارد جهنّم مي شوند و اقرار مي کنند که آنها به خاطر گناهاني که مرتکب شده اند سزاوار عذاب جهنّم هستند، در اين وقت به شدت از خود نفرت دارند و بر خويشتن خشمگين هستند، پس در اين هنگام صدا زده مي شوند و به آنها گفته مي شود :« لَمَقْتُ اللَّهِ» خدا بيش از اين که خودتان بر خويشتن خشمگين هستيد بر شما خشمگين است. 
« إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ» چرا که پيامبران و پيروانشان شما را به ايمان فرا خواندند ودلايل را برايشان اقامه نمودند و در پرتو آن حق روشن گرديد، اما شما کفر ورزيديد و علاقه اي به ايمان نشان نداديد؛ ايماني که خداوند شما را براي آن آفريده است. و از رحمت گسترده الهي بيرون رفتيد، و خداوند بر شما خشم گرفت. « أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ» پس خشم خداوند از خشم و دشمني خودتان با خويشتن بزرگ تر و بيشتر است. يعني  همواره بر شما خشمگين است و خداوند بزرگوار از شما خشنود است. پس امروز غضب و عذاب خدا شما را فرا گرفته است، حال آن که مومنان به خشنودي خداوند و پاداش الهي دست يافته اند.
آنان آرزوي بازگشت به دنيا را مي کنند،« قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ» و مي گويند: پروردگارا! دو بار ما را ميراندي. يا منظورشان مرگ اول و بين دو دميدن صور است. يا منظورشان از مردن اول عدم و نيستي است که قبل از به دنيا آمدن در آن قرار داشتند، سپس خداوند آنها را پديد آورد و باز آنها را مي ميراند. « وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ» و دو بار ما را زنده گرداندي؛ يکي زندگي دنيا و ديگري زندگي آخرت. « فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ» به گناهان خود اعتراف کرده ايم، پس آيا راهي براي خارج شدن وجود دارد؟ يعني حسرت مي خورند و اين را مي گويند اما فايده اي ندارد و آنها به خاطر فراهم نکردن اسباب نجات سرزنش مي شوند و به آنها گفته مي شود:« ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ » اين کيفر به آن خاطر است که چون وقتي به توحيد خدا و اخلاص عمل براي او دعوت مي شديد و از شرک ورزيدن به او نهي مي شويد، « كَفَرْتُمْ» کفر مي ورزيديد و متنفر مي مانديد، « وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا» و آنچه شما را در اين جايگاه قرار داده آن است که ايمان را نمي پذيرفتيد و کفر را راضي و خشنود مي شديد، و آنچه را که مايه خير و صلاح دنيا و آخرت است ناپسند مي دانستيد، و آنچه راکه سبب شقاوت و ذلت و خشم بود ترجيح مي دادي و به آنچه که سبب رستگاري و کاميابي و موفقّيت بود تمايلي نشان نمي داديد. « وَإِن يرَوا سَبيلَ الرُّشدِ لَا يتَّخِذُوهُ سَبِيلَاَ وَإِن يرَوا سَبِيلَ الغَي يتَّخِذُوهُ سَبِيلَاَ» و اگر راه هدايت را ببينند آن را به عنوان راه انتخاب نمي کنند، و اگر راه گمراهي را ببينند آن را به عنوان راه بر مي گيرند. « فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ» پس اينک داوري از آن خداوند والا و بزرگ است؛ خداوندي که از همه جهت داراي علوّ و بلندي مطلق است ؛ ذات او بلند و جايگه او بلند  است، و قدرتش نيز بسيار مي باشد. و از علّو قدر و جايگاه او کمال عدالت اوست و او هر چيزي را در جايگاه خودش قرار مي دهد و پرهيزگاران و فاسدان را برابر قرار نمي دهد.« الکَبيرِ» بزرگ است؛ خدايي که در نام ها و صفات و افعالش داراي کبريا و عظمت مي باشد و از هر آفت و عيب و نقصي پاک و مبّرا است. پس وقتي که حکم از آن خداست، و حکم به هميشه ماندنِ شما کرده است، حکم او  تغيير و تبديل نمي يابد.هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاء رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ؛ اوست  آن  که  آيات  خويش  را به  شما نشان  داد و برايتان  از آسمان  روزي ، فرستاد  تنها کسي  پند مي  گيرد که  روي  به  خدا آورد.
فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛ پس  خدا را بخوانيد ، در حالي  که  تنها براي  او در دين  اخلاص  مي  ورزيد  ،اگر چه  کافران  را ناخوش  آيد.
رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ؛ فرا برنده  درجات  ، صاحب  عرش  که  بر هر يک  از بندگانش  که  بخواهد به   فرمان  خود وحي  مي  فرستد تا مردم  را از روز قيامت  بترساند.
يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ؛ آن  روز که  همگان  آشکار شوند  هيچ  چيز از آنها بر خدا پوشيده  نماند  درآن  روز فرمانروايي  از آن  کيست  ? از آن  خداي  يکتاي  قهار.
الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ؛ آن  روز هر کس  را همانند عملش  جزا مي  دهند و به  کس  ستمي  نمي  رود  خدازود، به  حسابها مي  رسد.
خداوند متعال با تبيين حق از باطل از طريق نشان دادن نشانه هاي انفس و آفاق و نشانه هاي قرآني به بندگانش که بر هر مطلوبي دلالت مي نمايند و هدايت را از گمراهي مشخّص مي کنند، طوري که براي کسي که در آن مي انديشد کوچکترين شکي در شناخت حقايق باقي نمي ماند نعمت هاي عظيمش را بر بندگانش يادآور مي شود، و اين از بزرگ ترين نعمت هاي خدا بر بندگانش مي باشد که او حق را شفاف و روشن کرده و راه درست را مشخص نموده است. بلکه نشانه هاي گوناگوني را ارائه داده است، « لِيهلِکَ مَن هَلَکَ عَن بَينَّةِ وَيحيي مَن حَي عَن بَينّةِ» تا هرکس هلاک مي شود از روي دليل هلاک گردد، و هرکس زنده مي ماند از روي دليل زنده بماند. و هر اندازه مسائل بزرگ تر و مهم تر باشند دلايلي که بر آن دلالت مي نمايند بيشتر و آسان تر هستند. به موضوع توحيد نگاه  کنيد، از آنجا که مسئله ي توحيد بزرگ ترين  مسئله است دلايل عقلي و نقلي زيادي براي اثبات آن ارائه کرده و مثال ها زده است. بنابراين آن را در اينجا بيان کرد و جمله اي از دلايل آن را گوشزد نمود. پس فرمود:« فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ » بنابراين خداوند را بخوانيد در حالي که دين و طاعت را خاص او کرده ايد. وقتي بيان کرد که او نشانه هايش را به بندگانش نشان مي دهد، نشانه بزرگي را گوشزد نمود. پس فرمود:« وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاء رِزْقًا» و از آسمان باراني براي شما مي باراند که با آن روزي داده مي شويد و شما و چهارپايانتان زندگي مي