 که غير از خدا را بندگي کنم؟! يعني اين فرمان از جهالت و ناداني تان سرچشمه گرفته است و اگر شما علم و دانش داشتيد و مي دانستيد که خداوند از همه جهات کامل است و همه نعمت ها را به شما بخشيده و او سزاوار عبادت است نه کسي که از هر جهت ناقص مي باشد و سود و زياني نمي رساند، مرا به اين فرمان نمي داديد. چون شرک ورزيدن به خدا همه اعمال را نابود وحالات را فاسد مي  کند . از اين رو فرمود:« وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ» و همانا به تو و به همه پيامبران پيش از تو وحي شده است. « لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» که اگر شرک ورزي کردارت نابود مي شود. « عَمَلُکَ» مفرد و مضاف است و هر عملي را شامل مي شود، پس در رسالت همه پيامبران آمده است که شرک ورزيدن همه اعمال را نابود مي کند. همان طور که در سوره انعام وقتي که بسياري از پيامبران را برشمرده در مورد آنها فرموده است:« ذَلِکَ هُدَي اللَّهِ يهدِي بِهِ مِن يشَآءُ مِن  عِبَادِهِ وَلَو أشرَکُوا لَحَبِط عَنهُم مَّا کَانُوا يعمَلُونَ» اين رهنمود خداست، خداوند هرکس را از بندگانش که بخواهد به وسيله آن هدايت مي کند واگر شرک ورزند آنچه کرده اند نابود مي شود. 
« وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ» و دين و آخرت خود را از دست خواهي داد و در هر دو سرا زيانمند خواهي شد . پس با شرک ورزيدن اعمال نابود مي شوند و آدمي سزاوار کيفر و عذاب مي گردد. وقتي خبر داد که جاهلان او را فرمان مي دهند تا شرک ورزد و از زشتِي سخن آنها خبر داد، پيامبر را به اخلاص امر نمود و فرمود:« بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِّنْ الشَّاكِرِينَ» بلکه فقط خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش؛ همانها که خدا را به خاطر توفيقي که به آنها عطا کرده است سپاس مي گزارند. پس همان طور که به خاطر نعمت هاي دنيوي از قبيل تندرستي و سلامتي جسم و فراهم شدن روزي و غير از آن، شکر خداوند به جاي آورده مي شود، نيز به خاطر نعمت هاي ديني مانند توفيق يافتن و  اخلاص و پرهيزگاري بايد شکر و ثناي خداوند را به جاي آورد، بلکه نعمت هاي خداوند را به جاي آورد، بلکه نعمت هاي حقيقي همان نعمت هاي ديني هستند. و اگر انسان بينديشد که اين نعمت ها از جانب خدا داده شده اند و شکر آن را به جاي آورد، از آفت خودپسندي سالم خواهد ماند، آفتي که بسياري از عاملان و عبادت گزاران، به علّت جهالت خود به آن گرفتار مي شوند. و اگر بنده حقيقت حال را بداند، از اين که خداوند نعمتي را روزي وي کرده است نه تنها دچار غرور و خودپسندي نمي شود بلکه بيشتر سپاس خدا را به جاي مي آورد.وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ؛ خدا را نشناختند آنچنان  که  شايان  شناخت  اوست   و در روز قيامت  ،  زمين يکجا در قبضه  اوست  و آسمانها در هم  پيچيده  ، در يد قدرت  او منزه   است  و برتر از هر چه  شريک  او مي  پندارند.
خداوند متعال مي فرمايد: مشرکان ، خداوند را به گونه شايسته ارج ننهادند و او را آن گونه که بايد تعظيم کنند، تعظيم  ننمودند. بلکه چيزهايي را که در صفات و کارهايش ناقص هستند شريک او قرار دادند. پس صفات و کارشان از هر جهت ناقص است و هيچ سود و زيان و دادن و ندادني در دست آنها نيست و هيچ اختياري ندارند. و مشرکان اين مخلوقات ناقص را با آفريننده و پروردگار بزرگ برابر قرار دادند، خداوندي که از عظمت آشکار و قدرت چيره او اين  است که همه زمين در روز قيامت در مشت او است و آسمان ها با وجود گستردگي و بزرگي شان با دست راست او در هم پيچيده مي شوند. پس هرکس چيزي را با خداوند برابر قرار داده باشد خداوند را آن گونه که شايسته است  تعظيم نکرده است و مسلّما کسي که چنين کند از همه ستمکارتر است. « سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ » خداوند پاک و منزّه است از آنچه که براي او شريک قرار مي دهند و بسي برتر است. وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُونَ ؛ و در صور دميده  شود  پس  هر که  در آسمانها و هر که  در زمين  است  جز  آنها، که  او بخواهد بيهوش  مي  شوند  و بار ديگر در آن  دميده  شود ،  ناگهان  ازجاي  بر مي  خيزند و مي  نگرند.
وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ؛ و زمين  به  نور پروردگارش  روشن  شود و نامه  هاي  اعمال  را بنهند و  پيامبران  و گواهان  را بياورند و در ميان  مردم  به  حق  داوري  شود و بر کسي   ستمي  نرود.
وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ؛ پاداش  هر کس  برابر کردارش  به  تمامي  ادا شود ، در حالي  که  خدا به   کارهايي  که  مي  کرده  اند آگاه  تر است.
وقتي خداوند آنها را از عظمت خويش ترساند آنان را هم از حالات روز قيامت برحذر داشت و تشويق نمود. و فرمود:« وَنُفِخَ فِي الصُّورِ» و در صور دميده مي شود، و آن شاخ بزرگي است که جز خدا کسي اندازه بزرگي آن را نمي داند، امّا کسي که خداوند او را آگاه نموده است کم و کيف آن را مي داند. پس اسرافيل عليه السلام که از فرشتگان مقرّب الهي و يکي از حاملان عرش است در آن مي دهد. « فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ» و همه کساني که در آسمان ها و زمين هستند بيهوش مي شوند يا مي ميرند. يعني همه وقتي دميدن صور را مي شنوند از شدّت و عظمت آن، نيز از آن جا که مي دانند اين کار مقدمه قيامت است پريشان مي گردند. « إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ» مگر کسي که خدا بخواهد، از آنان که خداوند آنها را به هنگام دميدن صور ثابت قدم مي گرداند، پس آنها بيهوش نمي شوند مانند شهيدان يا برخي از آنها و ديگر کساني که خدا بخواهد. و اين نفخه ي اول، نفخه ي «صَعق» يا نفخه ي « فَزَع» ناميده مي شود. « ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى» سپس بار ديگر در آن دميده مي شود و اين دميدن براي رستاخيز است. « فَإِذَا هُم قِيَامٌ» پس بناگاه همگي از قبرهايشان به پا مي خيزند تا زنده شوند و مورد محاسبه قرار گيرند، آفرينش جسم و ارواح آنها کامل مي گردد و چشمهايشان خيره مي شود، « يَنظُرُونَ» نگاه مي کنند که خداوند با آنان چه مي کند؟
« وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» و زمين به نور پروردگارش روشن مي شود. از اين معلوم مي گردد که انوار و روشنايي دنيا در روز قيامت همه از بين مي روند و نابود مي شوند، چون خداوند خبر داده که خورشيد بي نور مي گردد و ماه از بين مي رود وستارگان پراکنده مي شوند و مردم در تاريکي قرار مي گيرند، پس در اين هنگام زمين به نور پروردگارش روشن مي شود ؛ هنگامي که خداوند تجلي مي  کند و براي داوري کردن ميان  انسان ها پايين مي آيد. 
در 