 باشد و جوهر آن با جوهر بدن فرق مي کند و دليلي است بر اين که روح، آفريده شده و تحت تدبير پروردگار است و خداوند آن را مي ستاند و نگاه مي دارد، و باز به تن بر مي گرداند. و ارواح زندگان در برزخ همديگر را ملاقات مي کنند و گردهم آمده و با يکديگر گفتگو مي نمايند. پس آن گاه که خداوند ارواح زندگان را بر مي گرداند و ارواح مردگان را نگاه مي دارد.أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ؛ آيا سواي  خدا شفيعاني  اختيار کردند ? بگو : حتي  اگر آن  شفيعان  قدرت   به کاري  نداشته  باشند و چيزي  را در نيابند ?
قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ بگو : شفاعت  سراسر از آن  خداست   متعلق  به  اوست  فرمانروايي  آسمانها  وزمين   سپس  همه  به  نزد او بازگردانده  مي  شويد.
خداوند متعال کار کساني را که به جاي او ميانجي هايي را برگزيده اند و دست به دامان آنها مي شوند و از آنها مي خواهند و آنها را پرستش مي کنند تقبيح نموده و مي فرمايد:« قُل» اي پيامبر با بيان جهالت آنها و اين که شفيعاني را برگزيده اند که سزاوار هيچ عبادتي نيستند به آنان بگو:« قُل» اي پيامبر! با بيان جهالت آنها و اين که شفيعاني را برگزيده اند که سزاوار هيچ عبادتي نيستند به آنان بگو:« أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ» آيا اگر چيزهايي را که ميانجي و متصرف در امور مي دانيد به اندازه ذرّه اي و نه کمتر از آن نه در آسمان ها و نه در زمين ندارند ، بلکه فهم و شعوري ندارند که به سبب آن سزاوار هيچ عبادتي نيستند به آنان بگو:« أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ» آيا اگر چيزهايي را که ميانجي و متصرف در امور مي دانيد به  اندازه ذرّه اي و نه کمتر از آن نه در آسمان ها و نه در زمين ندارند، بلکه فهم و شعوري ندارند که به سبب آن سزاوار ستايش شوند، چون آنها جماداتي از سنگ و درخت و تمثال ها بوده، و مردگاني بيش نيستند. پس آيا کسي که چنين چيزهايي را پرستش کند  عقل دارد؟! يا از گمراه ترين و نادان ترين مردم مي باشد و ستم او از ستم همه بزرگتر است؟
« قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا» به آنان بگو: شفاعت؛ سراسر از آن خداست؛ چون اختيار همه در  دست اوست. و هر شفاعت کننده اي که باشد از خدا مي ترسد، و هيچ کس جز با اجازه او نمي تواند سفارش و ميانجيگري کند. پس هرگاه بخواهد بر بنده اش رحم نمايد به شفاعت کننده بزرگوار اجازه مي دهد تا نزد او شفاعت  کند، و اين رحمتي است که خداوند در حق شفاعت کننده و کسي که براي او شفاعت مي شود روا مي دارد. پس تاکيد کرد که شفاعت؛ همگي براي خداست؛ « لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» همه آنچه از ذات و کار و صفت که در آسمان ها و زمين است، از آن او مي باشد. پس بايد شفاعت را از کسي خواست که اختيار آن را دارد. و عبادت فقط براي او انجام مي شود. « ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» سپس به سوي او برگردانده مي شويد، پس آن کس را که عبادت و طاعت او را خالص کرده باشد پاداش فراوان مي دهد، و هرکس را که براي او شريک قرار داده باشد عذاب هولناک مي دهد.وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ؛ چون  تنها خدا را ياد کنند دلهاي  آن  کسان  که  به  قيامت  ايمان  نياورده ، اندنفرت  گيرد ، و چون  نام  ديگري  جز او برده  شود شادمان  شوند.
قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ؛ بگو : بار خدايا ، تويي  آفريننده  آسمانها و زمين  ، داناي  نهان  و آشکار  ،تو ميان  بندگانت  در هر چه  در آن  اختلاف  مي  کرده  اند داوري  خواهي  کرد.
خداوند حالت مشرکين و آنچه را که شرکشان اقتضاء مي نمايد چنين مي دارد و مي فرمايد:« وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ» هرگاه خداوند به تنهايي ياد شود و يگانگي او بيان گردد و اينکه بايد عبادت و طاعت فقط براي او انجام پذيرد و معبودهايي که بجز خدا پرستش مي گردند، رها شوند ، مشرکين دلگير و متنفّر گشته و  اين را به شدّت ناپسند مي دانند.« وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ» و هرگاه بت ها و انبازها ياد شوند و مردمان به پرستش و ستايش آنها فرا خوانده شوند، « إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ» بناگاه مشرکان از اين که معبودهايشان ياد شده اند و به دليل اين که شرک با اميال و خواسته هايشان موافق است شاد و خوشحال مي گردند، و اين بدترين و زشت ترين حالت است، اما وعده آنها روز قيامت است. در آن روز، حساب پس خواهند داد و مشاهده خواهند کرد که آيا معبودهايشان که آنان را به جاي خدا، به فرياد مي خواندند، به آنها سودي مي رسانند يا نه؟ 
بنابراين فرمود:« قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» بگو: « خداوندا! اي پديد آورنده و مدّبر آسمان ها و زمين!« عَالِمَ الْغَيْبِ» اي آن که از عالم غيب و آنچه که از چشم و دانش ما پنهان است آگاهي!« وَالشَّهَادَةِ»  و اي کسي که به آنچه آشکار است و ما مشاهده اش مي کنيم، به آن نيز آگاهي!« أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» تو ميان بندگانت در آنچه در آن اختلاف مي کردند، داوري مي کني. و يکي از بزرگ ترين اختلاف ها اختلاف موحّدان مخلص است؛ کساني که مي گويند:آنچه بر آن هستند حق است و در آخرت پاداش نيک دارند و براي ديگران چنين پاداشي وجود ندارد. مشرکين به شدّت  اختلاف دارند که به جاي تو همتاياني و بت هايي را به خدايي گرفته اند، و چيزهايي را با تو برابر قرار داده اند که هيچ ارزشي ندارند، و بي نهايت از تو عيب جويي مي کنند و به هنگام ذکر معبودهايشان شاد شده و به هنگام ياد و ذکر تو متنفّر و دلگير مي گردند با وجود اين ادعا مي کنند که آنها برحق هستند و ديگران بر باطل، و اينها پاداش نيک دارند. خداوند متعال فرموده است:« إِنَّ  الَّذِينَ ءَامنَوُا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّبِيئنَ وَالنَّصرَي وَالمَجُوسَ وَالذَّينَ أَشرَکُوا إِنَّ اللَّهَ يفصِلُ بَينَهُم يومَ القِيمَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَي کُلِ ّ شَيءِ شَهِيدُ» بي گمان خداوند ميان مومنان و يهوديان و صائبان و نصاري و مجوس و مشرکان در روز قيامت داوري مي کند، بي گمان خداوند بر هر چيزي حاضر و گواه است. سپس از داوري ميان آنها نيز خبر داده و فرموده است:« هَذَانِ خَصمَانِ اختَصَمُوا فِي رَبِّهِم فَالَّذِينَ کَفَرُوا قُطِّعَت لَهُم ثِِيابُ مِّن نَّارِ يصَبُّ مِن فَوقِ رُءُوسِهِمُ الحَميمُ، يصهَرُ بِهِ مَا فِي بُطونِهِم وَالجُلودُ ، وَلَهُم مَّقَمِعُ مِن حِديدِ» اين دو طرف درباره پروردگارشان به منازعه پرداخته اند، پس کساني که کف