ادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ» پس، بعد از آن که قدرت خداوند روشن شد با تاکيد بر ناتواني معبودهايشان به آنها بگو: مرا خبر دهيد که اگر خدا بخواهد زيان و گزندي به من برساند هر زياني که باشد آيا مبعودهاي شما مي توانند، آن زيان را کاملا از من دور سازند و يا آن را تقليل دهند؟ « أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ» و اگر خدا بخواهد در حق من لطف و مرحمتي را روا بدارد و سودي در دين يا دنيا عايد من شود آيا آنها مي توانند مانع رحمت خدا شوند و از رسيدن آن به من جلوگيري نمايند؟! خواهند گفت: نه، آنها زيان را دور نخواهند کرد و نمي توانند رحمت را باز دارند. و بعد از آن که دليل قاطع روشن شد که تنها خداوند معبود  است و او مخلوقات را آفريده و تنها او سود و زيان مي دهد و غير او از هر جهت، از آفريدن و زيان رساندن و نفع رساندن عاجز هستند، با طلب نمودن ياري و کفايت خدا و طلبِ دفع مکر و توطئه هاي آنان بگو:« حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ» خدا مرا کافي است ، و توکّل کنندگان فقط بر او توکّل مي نمايند. يعني تکيه کنندگان در به دست آوردن منافع خود و دور شدن زيان ها از خود بر او  تکيه مي نمايند پس کسي که «کافي بودن» براي اوست، او مرا کافي است؛ مرا در برابر همه آنچه که برايم مهّم است، و يا برايم مهم نمي باشد، کافي است.قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ بگو : اي  قوم  من  ، بر وفق  امکان  خويش  عمل  کنيد  من  نيز عمل  مي  کنم   وبه  زودي  خواهيد دانست  که.
مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ؛ چه  کسي  به  عذابي  که  خوارش  مي  سازد گرفتار مي  شود ، يا عذاب  جاويد بر  سر او فرود مي  آيد.
« قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ» اي پيامبر! به آنها بگو: اي قوم من! به همان شيوه و حالتي که براي خود پسنديده ايد و آن عبارت از پرستش کسي است که سزاوار پرستش نيست و اختياري ندارد، عمل کنيد.« إِنِّي عَامِلٌ» من هم به چيزي عمل مي کنم که شما را به سوي آن دعوت کرده ام، و آن عبارت است از اخلاص واطاعت و عبادت فقط براي خدا. « فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ» پس خواهيد دانست که سرانجام و عاقبت به سود چه کسي خواهد بود ،و چه کسي عذاب خوار کننده در دنيا به سراغش خواهد آمد. « وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ» و در آخرت عذاب جاويدان و هميشگي که از او برطرف نمي شود گريبانگيرش مي گردد. اين تهديد بزرگي است براي آنها و خود مي مانند که مستحق عذاب جاويدان هستند، امّا ظلم و عناد مانع از ايمان آوردنشان شده بود.إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ؛ ما اين  کتاب  را به  حق  براي  هدايت  مردم  بر تو نازل  کرديم   پس  هر  کس که ، هدايت  يافت  به  سود خود اوست  ، و هر که  گمراه  شد به  زيان  خود به   گمراهي  افتاده  و تو وکيل  آنها نيستي.
خداوند متعال خبر مي دهد که او قرآن را که در اخبار و اوامر و نواهي اش مشتمل بر حق و حقيقت است و براي کسي که بخواهد به خدا و سراي کرامت برسد اساس هدايت و وسيله ي رسيدن به خدا مي باشد، بر پيامبرش نازل کرده است. نيز خداوند متعال خبر مي دهد که به وسيله نزول قرآن حجّت بر همه ي جهانيان اقامه شده  است. « فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا» و هرکس در پرتو نور قرآن راهياب شود و از اوامر آن پيروي نمايد، فايده هدايت شدن و پيروي نمودن به خود او بر مي گردد، و هرکس بعد از آن که راه راست براي او روشن گرديد گمراه گردد زيان گمراهي اش به خودش بر مي گردد، و به خدا زياني نمي رساند.« وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ» و تو بر آنان نگهبان نيستي که اعمالشان را ثبت و ضبط نمايي، و آنها را بر آن محاسبه کني، و بر آنچه مي خواهي مجبورشان سازي. بلکه تو فقط رساننده اي . هستي که آنچه را به آن فرمان يافته اي به آنا مي رساني، و وظيفه ات را انجام مي  دهي.اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ؛ خدا جانها را به  هنگام  مردنشان  مي  گيرد ، و نيز جان  کساني  را که  در، خواب  خود نمرده  اند  جانهايي  را که  حکم  مرگ  بر آنها رانده  شده  نگه  مي   داردو ديگران  را تا زماني  که  معين  است  باز مي  فرستد  در اين  عبرتهاست   براي  آنهايي  که  مي  انديشند.
خداوند متعال خبر مي دهد که او به تنهايي در حالت بيداري و خواب بندگانش و در حالت مرگ و زنده بودنشان تصّرف مي نمايد:« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ» خداوند روح ها را قبض مي نمايد. قبض روح دو نوع است: قبض بزرگ و قبض کوچک. در اينجا منظور قبض بزرگ است ، و آن مرگ مي باشد. اين که خداوند خبر داده است که او خودش ارواح را قبض مي کند با اين منافاتي ندارد که او فرشته مرگ و همکارانش را گماشته تا ارواح را قبض نمايند، همان طور که فرموده است:« قُل يتَوَّفاکُم مَّلَکُ المَوتِ الَّذِي وُکِّلَ بِکُم» بگو:« آن فرشته مرگ که بر شما گماشته شده جان هايتان را مي ستاند.» « حَتَّي إِذَا جَآءَ أَحَدَکُم المَوتُ تَوَفَّتهُ رُسُلُنَا وَهُم يفرِّطُونَ» تا اين که مرگ به سراغ يکي از شما بيايد، فرستادگان ما روح او را قبض مي کنند و آنها کاستي نمي ورزند.» چون خداوند متعال از اين نظر کارها را به خود نسبت مي دهد که او آفريننده مدبر است. و از اين نظر امور را به اسباب آن نسبت مي دهد که از سنتّ هاي الهي و حکمت او اين است براي هر امري سببي را قرار داده است. و اين که مي فرمايد:« وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا» نيز به هنگام خواب آن دسته از ارواح را که نموده اند ،قبض مي نمايد. اين قبض، قبض کوچک است، به عبارتي ديگر مرگ کوچک است. « فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ» و آن گاه از ميان آن دو دسته از ارواح، دسته ي اول را که فرمان مرگشان را صادر کرده است نگاه مي دارد، و اين ارواح  کساني است که مرده  اند يا خداوند فرمان مرگشان را در حالي که خواب هستند صادر کرده است.« وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى» و گروه دوم ارواح که هنوز فرمان مرگشان صادر نشده است به تن باز مي گرداند تا زماني که روزي خود را کامل گردانند و اجلشان فرا برسد. « إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» بي گمان در اين امر براي انديشمندان نشانه هاي روشني است که بر کمال توانمندي خداوند و اين که مردگان را پس از مرگشان زنده خواهد کرد دلالت مي کند. اين آيه دليلي است بر اين که روح و نفس جسمي است که قائم به ذات خود مي