 ماه را به صورت منظّم مسخّر کرده و آنها حرکتي قانونمند دارند و هريک تا مدت زمان معيني حرکت خواهد کرد و آن زماني است که اين دنيا به پايان مي رسد و نابود مي شود. پس آن گاه خداوند همه مخلوقات و خورشيد و ماه را از بين مي برد و آفرينش را از نو آغاز مي کند تا در سراي جاودانگي بهشت يا جهّنم ماندگار شوند. « أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ» بدان که او غالب است و بر هر چيزي چيره مي باشد و هيچ چيزي در برابر او توان سرپيچي ندارد و او با توانمندي خويش اين مخلوقات بزرگ را پديد آورده و آنها را  فرمانبردار نموده است که به فرمان او حرکت مي کنند. « الغَفَّرُ» آمرزنده گناهان بندگانِ توبه کار و با ايمان مي باشد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَإِنّي لَغَفَّارُ ُ لِّمَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَلِحَا ثُمَّ اهتَدَي» و بي گمان من آمرزنده هستم براي کسي که توبه کرده و  ايمان آوَرَد و کار شايسته انجام دهد و سپس راهياب شود. و خداوند کسي را که شرک بورزد بعد از آن که آيات بزرگ او را ديده است سپس توبه کند و برگردد مي آمرزد.
از قدرت و توانمندي اش اين است که « خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ» شما را با اينکه زياد هستيد و در گوشه هاي زمين پراکنده مي باشيد از يک تن آفريد. « ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا» سپس همسرش را از آن پديد آورد تا در آغوش همديگر آرام بگيرند و نعمتش را بر آنان کامل بگرداند. « وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ» و از چهارپايان هشت نوع را با تقدير و اندازه گيري معيني از سوي خود، براي شما آفريد. و اين بيانگر رحمت و مهرباني او نسبت به شما است. و آن هشت نوع همان ها هستند که در سوره انعام بيان شده اند:« ثَمَنِيةَ أَزوَجِ مِّن الضَّانِ اثنَينِ وَمِنَ المَعزِ اثنَينِ» هشت جفت؛ از ميش دو تا و از بز دو تا، « وَمِن الإِبِلِ اثنَينِ وَمِن البَقَرِ اثنَينِ» و از شتر دو تا و از گاو دو تا. و اينها را به طور ويژه بيان کرد با اين که او براي مصالح بندگانش حيوانات ديگري را هم آفريده است، چون اينها فايده شان بيشتر است و منافعشان فراگير مي باشد، و همچنين داراي ويژگي هايي هستند که ديگر حيوانات ندارند، مانند قرباني و هدي و عقيقه و واجب بودن زکات و ديه در آن ها . به همين خاطر اينها را به طور ويژه بيان کرد. 
وقتي آفرينش پدر و مادرمان «آدم و حوا» را بيان کرد، ابتداي آفرينش ما را نيز ذکر نمود و فرمود:« يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ» شما را در شکم هاي مادرانتان از مرحله اي به مرحله اي ديگر در مي آورد، در حالي که دست هيچ مخلوقي به شما نمي رسيد، و هيچ چشمي نيست که شما را زيرنظر داشته باشد. و اوست که شما را در اي مکان تنگ پرورش مي دهد، « فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ» در ميان سه تاريکي؛ تاريکي شکم سپس تاريکي رحم و سپس تاريکي مشيمه و بچه دان. « ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ» خدايي که آسمان ها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را مسخر نموده و شما را خلق کرده و چهارپايان را برايتان آفريده الله است، که پروردگار و معبود حقيقي شماست و شما را پرورش داده و به تدبر امورتان پرداخته است. 
پس همانگونه که او در آفرينش و پرورش شما تنها و يگانه است و شريکي ندارد، در  الوهيتش نيز يگانه است و شريکي براي وي نيست. بنابراين  فرمود:« لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ» فرمانروايي از آن اوست؛ هيچ معبود به حقّي جز او نيست، پس چگونه برگردانده مي شويد؟ سپس بيان کرد که تنها خداوند سزاوار پرستش است نه بت هايي که هيچ کاري را تدبير نمي کنند و هيچ اختياري ندارند. پس فرمود:« إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ» اگر کفر بورزيد بدانيد که مسلّما خداوند از شما بي نياز است، و کفر ورزيدن شما به او زياني نمي رساند، همان طور که از اطاعت و عبادت شما فايده اي به او نمي رسد. ولي امر ونهي او به شما  فقط ناشي از فضل و لطف او بر شماست. « وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ» و خداوند به خاطر کمال و احسانش، و از آن جا که مي داند کفر، بندگانش را بدبخت مي نمايد چنان بدختي که بعد از آن هرگز سعادت را  نخواهند ديد، چرا که آنها را براي عبادت خود آفريده است، و هدف نهايي از آفرينش مردم  عبادت خداست از اين رو خداوند کفر را از بندگانش نمي پسندد و راضي نيست آنها چيزي را ترک کنند که براي آن آفريده شده اند. « وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ» و اگر با يگانه پرستي و اخلاص دين و عبادت براي او، سپاس او را بگزاريد آن را برايتان مي پسندد، چون نسبت به شما مهربان است و دوست دارد بر شما احسان کند، و چون کاري را که کرده ايد که براي آن آفريده شده ايد. و همان طور که از شرک ورزيدن شما به او زياني نمي رسد، و عمل خوب و بد شما و توحيد و يکتاپرستي تان به او نفعي نمي رساند، به همان شيوه هريک از شما کار خير و شرش به خود او بر مي گردد. « وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» و هيچ کس بار گناه ديگري را بر دوش نمي کشد، « ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» سپس بازگشت شما در روز قيامت به سوي پروردگارتان است و آنگاه شما را به آنچه مي کرديد خبر مي دهد؛ خبر دادني که  علم او آن را احاطه  کرده و قلمش بر آن رفته است و فرشتگان آن را برايتان ثبت و ضبط کرده اند و اعضايتان بر آن گواهي داده است. پس هريک را به آنچه که سزاوارش است سزا و جزا مي دهد. « إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور» بي گمان او به سينه ها و حالات نيک و بدي که در آن است آگاه مي باشد. منظور اين است که خداوند با دادگري کامل سزا و جزا مي دهد.وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ؛ چون  به  آدمي  گزندي  برسد ، به  پروردگارش  روي  مي  آورد و او را مي  خواند، آنگاه  چون  به  او نعمتي  بخشد ، همه  آن  دعاها را که  پيش  از اين  کرده   بوداز ياد مي  برد و براي  خدا همتاياني  قرار مي  دهد تا مردم  را از طريق   او گمراه  کنند بگو : اندکي  از کفرت  بهره  مند شو ، که  تو از دوزخيان   خواهي  بود.
خداوند متعال از احسان خويش نسبت به بنده اش و از نيکوکاري خود و از کم سپاسي او خبر مي دهد که هرگاه زيان و گزندي از قبيل بيماري يا فقر و يا افتادن در مشقّت دريا و يا غير آن به او برسد، مي داند که در اين حالت کسي جز خدا او را نجات نمي دهد، بنابراين با تضّرع و زار ي رو به خدا مي آورد و او را به فرياد مي خواند و از او  کمک مي خواهد تا آنچه را که بدان گرفتار شده دور نمايد، و در اين مورد اصرار مي ورزد. « ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ» سپس هنگامي که خداوند از سوي خود نعمتي به او ببخشد و زيان و رنج