 خداوند فرزند زاده است ، و قطعا ايشان در اين سخن خود دروغ آشکار مي گويند و هيچ شکي در آن نيست.
« أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ؛ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ» آيا خدا دختران را بر پسران ترجيح داده است؟ شما را چه شده که اين گونه داوري کرده و به اين صورت ستمگرانه حکم مي کنيد؟ آيا انديشه نمي کنيد و اين گفته ستمگرانه را تشخيص نمي دهيد؟ زيرا شما اگر بيانديشيد اين سخن را نمي گفتيد.
« أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ» آيا دليلي آشکار از کتاب يا از پيامبر بر صحّت سخن خود داريد. هيچ يک از اينها وجود ندارد. بنابراين فرمود:« فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» اگر راست مي گوييد کتاب خود را بياوريد، چون هرکس سخني بگويد و دليلي شرعي بر آن اقامه نکند قطعا دروغگو است؛ يا قصد دروغ مي گويد، يا بدون علم و آگاهي درباره خداوند سخن مي گويد.تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَـكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ
 اینا پیامبرانی هستند که بعضی را بر بعضی دیگر برتری داده ایم، و از آنان کسی هست که خداوند با او سخن گفته و مراتب برخی را بلند کرده است. و به عیسی پسر مریم نشانه های روشن دادیم، و او را به وسیله روح القدس یاری نمودیم، و اگر خداوند می خواست کسانی که پس از آنها بودند بعد از اینکه نشانه های روشنگر پیش آنان آمد، با یکدیگر جنگ نمی کردند، ولی انان اختلاف ورزیدند پس بعضی ایمان آوردند، و برخی کفر پیشه کردند، و اگر خداوند می خواست آنها با یکدیگر جنگ نمی کردند، اما خداوند آنچه بخواهد  انجام می دهد.
خداوند خبر می دهد که پیامبران را برحسب آنچه پروردگار از ایمان کامل و یقین راسخ، و اخلاق و آداب والا و دعوت و تعلیم و نفع فراگیر به آنها ارزانی نموده، در فضیلت ویژگیهای زیبایی که داشته اند، متفاوت قرار داده است . خداوند برخی از پیامبران را به عنوان خلیل و دوست خود برگزیده و  با عده ای سخن گفته است، و مقام بعضی را بر دیگر خلایق رفیع گردانده است. 
و هیچ انسانی نمی تواند  به مقام والای آنها دست یابد. و به طور ویژه عیسی پسر مریم را یاد کرد، که به او معجزاتی بخشیده که بیانگر آن است او پیامبر بر حق خدا و بنده راستین او بوده و آنچه که از جانب خدا آورده است سخن حق است. پس خداوند او را از چنان قدرتی برخوردار ساخت که کور مادرزاد و فرد مبتلا به بیماری پیسی را شفا دهد، مردگان را به  فرمن خدا زنده نماید، در کودکی و در گهواره با مردم سخن بگوید. و خداوند او را به وسیله روح القدس یعنی روح ایمان یاری نمود.
پس روحانیت او از روحانیت دیگر پیامبران بالاتر بود و او را بدین وسیله نیرو بخشید و تایید نمود. گرچه مومنان عموما به وسیله این «روح» تایید می شوند، و هر مومنی برحسب ایمانش از آن برخوردار است. همان طور که خداوند متعال می فرماید: « وَأَیَّدَهُم بِروُحِ مِنّهُ» اما روحانیت عیسی از روحانیت دیگران برتر بود، بنابراین به طور ویژه او را نام برد. و گفته شده است که «روح القدس» در اینجا به معنی جبرئیل است که خداوند عیسی را با همکاری و یاری جبرئیل کمک نمود، اما معنی درست همان معنای اول است.
مطرح کردن کمال شخصیتی پیامبران و بیان برتری و ویژگیهایی که خداوند به آنان بخشیده و اینکه دین آنها یکی بوده و همگی مردم را به یک سو فرا خوانده اند، مقتضی آن است که همه امت ها آنان را تصدیق نمایند و از آنها فرمان برند، چون خداوند به پیامبران معجزاتی داده است که در پرتو چنین معجزاتی انسان ایمان می آورد، اما بیشتر مردم از راه راست منحرف شدند. 
و در میان امت ها اختلاف و تفرقه پدید آمد. بعضی ایمان آوردند، و بعضی کفر ورزیدند، به همین سبب جنگ و پیکار پیش آمد که سبب اختلاف و دشمنی گردید، و اگر خداوند می خواست آنها را بر هدایت جمع می نمود و اختلاف نمی کردند. و نیز اگر خدا می خواست دچار اختلاف نشده و به جنگ و پیکار با یکدیگر نمی پرداختند، اما حکمت الهی اقتضا می نماید که کارها بر نظام اسباب و مسببات جریان پیدا کند. پس این آیه بزرگترین دلیل است بر این که خداوند متعال در همه اسباب و مسببات تصرف می نماید؛ اگر بخواهد اسباب را باقی می گذارد و اگر بخواهد از آنها جلوگیری می کند، و این موضوع از حکمت خدای یگانه سرچشمه می گیرد، زیرا هر آنچه را بخواهد انجام می دهد، پس هیچ کس نمی تواند مانع خواست و اراده خداوند گردد، و هیچ چیز و هیچ کس را یارای آن نیست که با او مخالفت نماید.وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ؛ ميان  خدا و جنيان  خويشاوندي  قائل  شدند و جنيان  مي  دانند که  احضار  شدگان به  آتشند.
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ؛ از آن  وصف  که  مي  آورند خدا منزه  است.
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ؛ مگر بندگان  مخلص  خدا.
مشرکان که براي خدا شريک مقرّر مي کنند بين خدا و جنّي ها نسبت خويشاوندي مقرّر کردند و ادعا نمودند که فرشتگان دختران خدا هستند و مادرانشان سران جن ها هستند. در حالي که جن ها مي دانند آنها به پيشگاه خداوند  احضار خواهند شد تا آنها را  مجازات کند، پس جن ها بندگاني خوار هستند و اگر با خداوند نسبت خويشاوندي داشتند چنين نبودند. 
« سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» خداوند، فرمانروايي بزرگ و کامل و بردبار، پاک است از هر صفتي که کفر و شرک ورزيدن آنان موجب نسبت دادن آن به ذات او مي شود.
« إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ» خداوند خودش را از آنچه که بندگان مخلص  او را بدان توصيف مي کنند منزه ندانسته است، چون بندگان مخلص، خداوند را جز به چيزهايي که شايسته شکوه اوست توصيف نکرده و با اين کار مخلص گرديده اند.فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ؛ شما و بتاني  که  مي  پرستيد ،
مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ؛ نتوانستيد مفتون  بتان  کنيد ،
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ؛ مگر آن  کس  را که  راهي  جهنم  باشد.
شما اي مشرکان! و چيزهايي که شريک خدا کرده ايد و به همراه خدا پرستش مي کنيد! نمي توانيد کسي را دچار فتنه سازيد و گمراه کنيد، مگر کسي را که خداوند مقّرر نموده که او از اهل جهنّم باشد، و تقدير و قضاي الهي در مورد او  نافذ گشته است. منظور از اين بيان ناتواني آنها و معبودانشان است، و اين که آنها نمي  توانند کسي را گمراه سازند. نيز منظور بيان قدرت و توانايي خداوند متعال است. يعني به گمراه کردن بندگان مخلص خدا و گروه و رستگار الهي چشم طعم ندوز