 خدا مرا از شکيبايان خواهي يافت. او به پدرش خبر داد که خود را مقرون به خواست خدا گرداند، چون هيچ چيزي بدون  خواست خدا انجام نمي شود.
« فَلَمَّا أَسْلَمَا» وقتي که ابراهيم و  اسماعيل هر دو  تسليم شدند و ابراهيم قاطعانه تصميم گرفت که فرزندش و جگرگوشه اش را به خاطر اطاعت از فرمان خدا و به خاطر ترس از کيفر او ذبح ک ند و فرزند خود را وادار به شکيبايي کرد، طوري که فدا کردن جانش در مسير اطاعت از فرمان پروردگارش و خشنودي پدرش برايش آسان شده بود، « وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ» و  ابراهيم، اسماعيل را به طرف روي به زمين انداخت تا او را به پهلو بخواباند و ذبحش کند و او بر چهره افتاد تا به هنگام سر بريدن، ابراهيم به چهره اش نگاه نکند.
« وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ؛ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا» و در اين حالت پريشاني و وضعيت هولناک، او را ندا داديم که اي ابراهيم! کاري را که به انجام آن دستور داده شده بودي انجام دادي، و خود را براي آن آماده ساختي، و همه کارها را کردي و فقط باقي مانده بود که با کارد حلقش را پاره  کني. « إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» ما کساني را که عبادتمان را به نيکويي انجام مي دهند و  خشنودي ما را بر شهوات و اميال خودشان مقدم مي دارند اينگونه جزا مي دهيم.
« إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ» بي گمان چيزي که ابراهيم  عليه السلام را بدان آزموديم آزموني آشکار بود که به وسيله آن صفاي ابراهيم و کمال محبت او نسبت به پروردگارش و محبت پروردگارش نسبت به او آشکار گرديد. خداوند وقتي اسماعيل عليه السلام را به ابراهيم عليه السلام عطا کرد ابراهيم به شدّت او را دوست داشت. ابراهيم، خليل خدا بود و خليل بودن بالاترين انواع محبت است و مقامي است که مشارکت را نمي پذيرد، و اقتضا مي نمايد که همه ي اجزاي قلب  متعلق و وابسته به محبوب باشند. پس وقتي بخشي از بخش هاي قلبش وابسته به فرزندش گرديد خداوند خواست که محبّت او را خالص گرداند. و خليل بودن او را آزمايش کند. بنابراين به او فرمان داد که کسي را ذبح  کند که محبّت او با محبّت پروردگارش رقابت مي کرد و  مزاحمت ايجاد مي نمود. وقتي  ابراهيم محبّت خدا را مقدّم داشت و آن را برخواسته و ميل خود  ترجيح داد و تصميم قطعي بر ذبح فرزندش گرفت و مزاحمت و رقابتي که در رابطه با محبت  خداوند در قلبش پديد آمده بود از بين رفت، دراين وقت ذبح کردن  اسماعيل فايده اي نداشت، بنابراين فرمود:« إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ؛ وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ» اين آزمايشي است که مبّين صداقت ابراهيم است. 
و به جاي اسماعيل گوسفند بزرگي آورده شد، و ابراهيم آن را ذبح کرد. پس آن گوسفند از اين جهت بزرگ و ارزشمند بود که بلاگردان و فديه اسماعيل بود. و از اين جهت نيز  مهم و بزرگ بود که قرباني تا روز قيامت سنت گرديد.
« وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ» و براي او در ميان پسينيان نام نيکي باقي گذارديم، همان طور که در ميان پسينيان نيز نام نيکي داشت. پس در آينده نيز ابراهيم عليه السلام محبوب خواهد بود و مورد بزرگداشت و ستايش قرار مي گيرد. « سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ» درود بر ابراهيم. همچنان که خداوند متعال مي فرمايد:« قُلِ الحَمدُ لِلَّهِ وَسَلَمُ عَلَي عِبَادِهِ الَّذِينَ اصطَفَي» بگو: « ستايش خداي را سزاست و درود بر بندگان برگزيده اش باد».
« كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» ما کسان را که عبادت خداوند را به نيکويي  انجام مي دهند و با خلق خدا به نيکويي رفتار مي نمايند اين گونه جزا ميدهيم؛ سختي ها را از آنان دور مي کنيم و سرانجام نيک را از آن آنها مي گردانيم و نام نيکشان را باقي مي گذاريم.
« إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ» بي گمان  او از بندگان با ايمان ما بود و به آنچه که خداوند دستور داده بود که به آن  ايمان بياورد، ايمان داشت. او از بندگاني بود که ايمان، آنان را به مقام يقين رسانده بود. همانطور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَکَذَلِکَ نُرِي إِبرَاهيمِ مَلَکُوتَ السَّمَوَاتِ وَالأَرضِ وَلِيکُونَ مِنَ المُوقِنينَ» و اين گونه به ابراهيم ملکوت آسمان ها و زمين را نشان مي دهيم تا از يقين کنندگان باشد.وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ او را به  اسحاق  ، پيامبري  شايسته  ، مژده  داديم.
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ؛ او و اسحاق  را، برکت  داديم   و از فرزندانشان  بعضي  نيکوکار هستند و  بعضي به  آشکارا بر خود ستمکار.
« وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ» اين مژده دوّم، مژده به تولّد اسحاق است که بعد از او يعقوب است. پس ابراهيم را به تداوم يافتن ذريه اسحاق مژده داد. نيز او را به اين مژده داد که اسحاق پيامبر و از زمره صالحان است . پس اين مژده هاي متعددي است.
« وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ» و برکت را بر آنها نازل نموديم. برکت به معني رشد و فزوني يافتن دانش و عمل ، و زياد شدن نسل و فرزندانشان است. و خداوند از دودمان آنها سه ملّت بزرگ پخش و منتشر کرد. ملّت عرب از دودمان و نسل اسماعيل، و ملّت بني اسرائيل و ملّت روم از فرزندان و نسل اسحاق هستند.« وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ» و برخي از ذريه آنها نيکوکاراند، و افرادي نيز ناصالح هستند. و برخي عادل و برخي ستمکارند که ستمگري شان به سبب کفر و شرک ورزيدنِ آشکار است. و احتمالا اين فرموده براي دفع ايهام باشد، زيرا هنگامي که خداوند متعال فرمود:« وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ» اين فرموده مقتضي آن است که برکت شامل ذّريه و نسل ابراهيم و اسحاق نيز باشد، و يکي از مظاهر کمال برکت اين است که نسل و فرزندان، همگي نيکوکار باشند، بنابراين خداوند متعال خبر داد که برخي از آنان نيکوکار و برخي ديگر ستمکار بودند. « واللّه اعلم».وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ؛ ما به  موسي  و هارون  نعمت  داديم.
وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ؛ آن  دو و مردمشان  را از رنجي  بزرگ  نجات  بخشيديم.
وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ؛ آنان  را ياري  داديم  تا پيروز شدند.
وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ؛ و کتابي  روشنگرشان  داديم.
وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ؛ و به  راه  راست  هدايتشان  کرديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ؛ و نام  نيکشان  را در نسلهاي  بعد باقي  گذاشتيم.
سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ؛ سلام  بر موسي  و هارون ،
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ؛ ما نيکوکاران  را اينچنين  پاداش  مي  دهيم.
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ؛ آن  دو از بندگان  مؤمن  ما بودند.
خداوند متعال منّت و احسان خويش بر دو بنده و پيامبرش موسي و  هارون که فر