يي بزرگ يقين حاصل کند خواهد دانست که علم و آگاهي خداوند بسيار بزرگ تر از زنده کردن مردگان از قبرهايشان مي باشد.
سپس بيان فرمود:« الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ» پس وقتي آتش خشک از درخت سبز که در نهايت تري است بيرون مي آي با اينکه آتش و تري و رطوبت با هم در تضادند و به شدّت مخالف يکديگرند، بيرون کردم مردگان از قبرهايشان نيز اين گونه است.
سپس دليل چهارم را بيان کرد و فرمود:« أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم » آيا خدايي که آسمان ها و زمين را با آن گستردگي و بزرگي آفريده است قدرت آن را ندارد که آنها را به گونه خودشان دوباره بيافريند؟ « بَلَي» آري! و بر اين کار تواناست، چون آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش مردم بسيار بزرگتر است. « وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ» و او آفرينش گري است دانشمند. اين پنجمين دليل است بر زنده کردن مردگان پس از مرگ، زيرا خداوند متعال آفريننده اي است که همه ي مخلوقات گذشته و آينده و کوچک و بزرگ اثري از آثار خلقت و قدرت او مي باشند، و هر مخلوقي را بخواهد بيافريند نمي تواند سرپيچي کند.
پس دوباره زنده کردند مردگان يکي از آثار خلقت اوست. بنابراين فرمود:« إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا» نکرده در سياق شرط است پس هر چيزي را در بر مي گيرد. يعني خداوند هر چيزي را که بخواهد بشود کار او تنها اين است که « أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» خطاب بدان بگويد بشو، پس فورا آن چيز بدون هيچ سرپيچي موجود مي شود. « فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ» و اين دليل ششم است، پس خداوند متعال پادشاه و مالک هرچيزي است و همه ي آنچه در جهان بالا و در جهان پايين وجود دارد در ملکيت اوست، و همه بنده و مسخّر و  تحت تدبير او هستند، و اودر ميانشان با تقديرهاي حکيمانه و احکام شرعي و جزايي خويش تصّرف مي  نمايد. بنابراين زنده کردن اينها پس از مردنشان براي اين که فرمان جزا را در ميان آنها نافذ گردند، از کمال فرمانروايي اوست. بنابراين فرمود:« وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» و بدون هيچ شک و ترديدي به سوي او بازگردانده مي شويد و هيچ ترديدي در اين نيست چون دلايل قاطع و حجّت هاي روشن در اين باره به تواتر آمده اند. پس با برکت است خداوندي که در سخن خود هدايت و شفا و  نور نهاده  است.
پايان تفسير سوره ي يس<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1475.txt">آيه 11-1</a><a class="text" href="w:text:1476.txt">آيه 21-12</a><a class="text" href="w:text:1477.txt">آيه 26-22</a><a class="text" href="w:text:1478.txt">آيه 39-27</a><a class="text" href="w:text:1479.txt">آيه 49-40</a><a class="text" href="w:text:1480.txt">آيه 61-50</a><a class="text" href="w:text:1481.txt">آيه 74-62</a><a class="text" href="w:text:1482.txt">آيه 82-75</a><a class="text" href="w:text:1483.txt">آيه 111-83</a><a class="text" href="w:text:1484.txt">آيه 113-112</a><a class="text" href="w:text:1485.txt">آيه 122-114</a><a class="text" href="w:text:1486.txt">آيه 132-123</a><a class="text" href="w:text:1487.txt">آيه 138-133</a><a class="text" href="w:text:1488.txt">آيه 148-139</a><a class="text" href="w:text:1489.txt">آيه 157-149</a><a class="text" href="w:text:1490.txt">آيه 160-158</a><a class="text" href="w:text:1491.txt">آيه 163-161</a><a class="text" href="w:text:1492.txt">آيه 166- 164</a><a class="text" href="w:text:1493.txt">آيه 182-167</a></body></html>مکي است و 182 آيه مي باشد.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 11-1:
وَالصَّافَّاتِ صَفًّا؛ سوگند به  آن  فرشتگان  که  براي  نيايش  صف ، بسته  اند.
فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا؛ سوگند به  آن  فرشتگان  که  ابرها را مي  رانند.
فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا؛ سوگند به  آن  فرشتگان  که  ذکر خدا را مي  خوانند.
إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ؛ که  خداي  شما خدايي  يکتاست.
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ؛ پروردگار آسمانها و زمين  است  و هر چه  در ميان  آنهاست   و پروردگار  مشرقهاست.
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ؛ ما آسمان  فرودين  را به  زينت  ستارگان  بياراستيم.
وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ؛ و از هر شيطان  نافرمان  نگه  داشتيم.
لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ؛ تا سخن  ساکنان  عالم  بالا را نشنوند و از هر سوي  رانده  شوند.
دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ؛ تا دور، گردند و براي  آنهاست  عذابي  دايم.
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ؛ مگر آن  شيطان  که  ناگهان  چيزي  بربايد و ناگهان  شهابي  ثاقب  دنبالش  کند.
فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ؛ پس  ، از کافران  بپرس  که  آيا آفرينش  آنها دشوارتر است  يا آنچه  ما  آفريده  ايم   ما آنها را از گلي  چسبنده  آفريده  ايم.
در اينجا خداوند متعال براي اثبات وحدانيت خويش در صفات الوهيت و ربوبيت به فرشتگان بزرگواري قسم ياد مي کند که در حالت عبادت هستند و کارهايي را به فرمان خدا انجام مي دهند که به آنان  محول شده است . پس فرمود:« وَالصَّافَّاتِ صَفًّا» قسم به فرشتگاني که در خدمت پروردگارشان صف بسته اند.
« فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا» و قسم به آن دسته از فرشتگان که ابرها و غيره را به فرمان خدا مي رانند. « فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا» و قسم به فرشتگاني که کتاب خدا را تلاوت مي کنند.
پس ، از آن جا که فرشتگان داراي چنين حالتي هستند که خداوند آن را بيان نمود، يعني پروردگارشان را عبادت مي کنند و در خدمت او  هستند به اندازه ي يک چشم به هم زدن از فرمان وي سرپيچي نمي کنند، خداوند به آنها قسم خورد، که او به تنهايي معبود به حق است: « إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ» بي گمان معبودتان يکي است که در الوهّيت شرکي ندارد. پس تنها و مخلصانه او را دوست بداريد و فقط از او بترسيد و فقط به او اميدوار باشيد وعبادت را تنها براي او انجام دهيد.
« رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ» او اين مخلوقات را آفريده و به آنها روزي مي دهد و آنها را رام ساخته است، پس همان طور که در آفرينش اينها شريکي ندارد، در الوّهيت نيز شريکي ندارد. در بسياري مواقع خداوند توحيد الوّهيت را در کنار توحيد ربوبّيت ذکر مي نمايد، چون توحيد ربوبّيت بر توحيد الوّهيت دلالت مي کند. و حتي مشرکاني نيز که در عبادت براي خدا شريک قرار داده بودند ، به توحيد ربوبيت اقرار کرده بودند، به همين جهت خداوند متعال با همان چيزي که بدان اقرار کرده بودند آنان را به چيزي ملزم  نمود که انکارش مي کردند.
خداوند مشرق ها را به طور ويژه بيان کرد ، چون بر مغرب ها دلالت مي کند، و يا اين که محل برآمدن و مشرقِ ستارگاني هستند که به بيان آنها خواهد پرداخت.بنابراين فرمود:« إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ؛ وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ؛ لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى» خداوند در مورد ستارگان