ُمْ يُنقَذُونَ» و نه از آنچه که در آن هستند نجات داده مي شوند.
« إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ» مگر اين که رحمت ما به دادشان برسد و آنها را غرق نکنيم و مورد لطف قرار دهيم و تا مدتي بهره مندشان سازيم، تا شايد برگردند و يا  کوتاهي هايي را که از آنها صادر شده است جبران سازند. « وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ» و هنگامي که به آنان گفته شود از احوال برزخ و قيامت و از عقوبت هاي دنيوي بترسيد، « لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» تا به شما رحم شود. از آن روي مي گردانند و به آن توجهّي نمي کنند، گرچه نشانه هاي فراواني به نزد آنها بياييد. بنابراين فرمود:« وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ » در نسبت دادن نشانه ها به پروردگارشان دليلي بر کامل بودن و واضح بودن نشانه هاست، چون هيچ چيزي از نشانه هاي خدا بزرگ تر و روشن تر نيست. و از جمله تربيت الهي براي بندگانش اين است که نشانه هايي به آنها داده که آنها را در دين و دنيايشان سودمند خواهد کرد.
« وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ» و  هنگامي که به آنان  گفته شود از رزقي که خداوند به شما ارزاني نموده است و اگر بخواهد آن را از شما مي ستاند انفاق کنيد، « قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا» کافران در حالي که با حق مخالفت مي ورزند، با استناد به تقدير و خواست الهي به مومنان مي گويند:« أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ »آيا به کسي خوراک بدهيم که اگر خدا مي خواست به او خوراک مي داد؟! شما مومنان جز در گمراهي آشکاري نيستيد، چرا که ما را به چنين کاري فرمان مي دهيد. و اين از جمله چيزهايي است که نشانه ي جهالت بزرگ آنهاست، يا اين که آنها خود را به ناداني مي زدند، زيرا هيچ زمان فرد گناهکار نبايد مشّيت و خواست خداوند را براي گناهکاري خويش بهانه کند، گرچه هرچه خدا بخواهد همان مي شود، و هرچه خدا نخواهد نمي شود. اما خداوند متعال به بندگان قدرت داده و به آنها چنان توانايي بخشيده است که فرمان الهي را انجام دهند و از آنچه نهي ک رده است بپرهيزند. پس هرگاه بندگان آنچه را که خداوند به انجام آن دستور داده است ترک کنند اين کارشان از روي اختيار بوده و اجبار و  اکرهي در کار نيست.
« وَيَقُولُونَ» و در حالت تکذيب و شتاب ورزيدن مي گويند: « مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» وعده آمدن قيامت کي خواهد بود اگر راست مي گوييد؟! خداوند متعال فرمود: اين را دور ندانيد، چون نزديک است، « مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً» انتظار نمي کشند مگر صدايي را و آن صداي دميدن صور است. « تَأْخُذُهُمْ» که آنها را فرا مي گيرد، « وَهُمْ يَخِصِّمُونَ» در حالي که آنها از آن غافل اند و در حالي که مشغول گفتگو و جر و بحث با يکديگرند آمدن چنين چيزي به ذهن آنها خطور نمي کند، چرا که جرو بحث معمولا در زمان غفلت و بي خبري صورت مي گيرد.
وقتي اين صداي مرگبار آنها را فرا بگيرد به هيچ ملّتي مهلت داده نمي شود، « فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً» پس نمي توانند کوچکترين وصيتي بکنند، « وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ» و نه به سوي خانواده شان باز مي گردند.وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ؛ و در صور دميده  شود و آنان  از قبرها بيرون  آيند و شتابان  به  سوي ، پروردگارشان  روند.
قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ؛ مي  گويند : واي  بر ما ، چه  کسي  ما را از خوابگاههايمان  برانگيخت  ?  اين همان  وعده  خداي  رحمان  است  و پيامبران  راست  گفته  بودند.
إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ؛ جز يک  بانگ  سهمناک  نخواهد بود ، که  همه  نزد ما حاضر مي  آيند.
فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ آن  روز به  کس  ستم  نمي  شود  و جز همانند کاري  که  کرده  ايد پاداش  نمي   بينيد.
دراولين مرحله ي دميدن در صور، مردم آشفته مي شوند و مي ميرند. و اين دميده شدن که در اين آيه ها بدان اشاره شده است همان است که براي زنده شدن پس از مرگ و رستاخيز انجام مي گيرد، پس وقتي که در صور دميده مي شود آنها از گورها و قبرها بيرون مي آيند و شتابان به سوي پروردگارشان براي حضور در پيشگاه او مي روند و نمي توانند درنگ کنند.
و در اين حالت تکذيب  کنندگان ناراحت مي شوند و اظهار ندامت و تاسف نموده و مي گويند:« يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا» چه کسي ما را از خوابمان در قبرها برانگيخته است؟ چون در بعضي از احاديث آمده است که اهل قبرها اندکي پيش از دميده شدن در صور، به خواب مي روند. وقتي آنها چنين مي گويند، به آنان پاسخ داده شده و گفته مي شود:« هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُون» اين همان چيزي است که خداوند و پيامبران شما را به آن وعده داده بودند ، پس راستگويي پيامبران آشکار گرديده و با چشم خود آن را مشاهده مي کنيد.
چنين  گمان مبر که ذکر «رحمان» در اينجا فقط براي اين است که از وعده اش خبر مي دهد، بلکه براي اين است که خداوند در اين روز بزرگ، مهربان است، و مردمان چيزهايي از رحمت و مهرباني اش مشاهده خواهند کرد که کسي گمان آن را نمي برد. هم چنانکه در جاهاي ديگري نيز مي فرمايد:« المُلکُ يومَئِذِ الحَقُّ لِلَّرَحمَنِ » فرمانروايي حقيقي در اين روز از آن خداوند مهربان است، « وَخَشَعَتِ الأَصوَاتُ لِلَّرَّحمَنِ» و صداها در برابر خداوند مهربان آرامند.
« إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً» رستاخيز و برانگيختن از قبرها جز صدايي نمي باشد که اسرافيل در صور مي دمد و آن گاه جسدهاي مرده زنده مي شوند.« فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ» آن گاه  همه ي پيشينيان و پسينيان و انسان ها و جن ها همه در نزد ما گرد آورده مي شوند تا بر کارهايشان محاسبه گردند.
« فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا» پس امروز به هيچ کس کمترين ستمي نمي گردد و از نيکي هايش کاسته نمي شود و به بدي هايش افزوده نمي گردد. « وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» و جز خداي کارهاي خوب وبدي که مي کرده ايد به شما داده نمي شود. پس هرکس در کارنامه ي خويش خيري يافت بايد خدا را ستايش کند، و هرکس غير از خوبي چيزي ديگر يافت جز خودش کسي را ملامت نکند.إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ؛ بهشتيان  آن  روز به  شادماني  مشغول  باشند.
هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ؛ آنها و همسرانشان  در سايه ، ها بر تختها تکيه  زده  اند.
لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُم 