انشان  را در آن  کشتي  انباشته  شده  سوار، کرديم.
وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ؛ برايشان  همانند کشتي  چيزي  آفريديم  که  بر آن  سوار شوند.
وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ؛ و اگر مي  خواستيم  همه  را غرقه  مي  ساختيم  و آنها را هيچ  فرياد رسي  نبود  ورهايي  نمي  يافتند.
إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ؛ جز به  رحمت  ما و برخورداري  تا هنگام  مرگ.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ و آنگاه  که  به  ايشان  گفته  شود که  از آنچه  در پيش  روي  داريد يا پشت   سرمي  گذاريد بترسيد ، شايد بر شما رحمت  آرند ، روي  بگردانند.
وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ؛ و هيچ  آيه  اي  از آيات  پروردگارشان  برايشان  نازل  نشود جز آنکه  از آن ، اعراض  کنند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ؛ و چون  گفته  شود که  از آنچه  خدا روزيتان  کرده  است  انفاق  کنيد ، کافران   به  مؤمنان  گويند : آيا کساني  را طعام  دهيم  که  اگر خدا مي  خواست  خود آنهارا طعام  مي  داد ? شما در گمراهي  آشکار هستيد.
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و مي  گويند : اگر راست  مي  گوييد ، اين  وعده  کي  خواهد بود ?
مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ؛ اينان  انتظار يک  بانگ  سهمناک  را مي  برند ، تا بدان  هنگام  که  سرگرم   ستيزه  هستند فرو گيردشان .
فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ؛ آنچنان  که  ياراي  وصيتي  نداشته  باشند و نتوانند نزد کسان  خويش  بازگردند.
دليل و نشانه اي ديگر بر اين که خداوند به تنهايي معبود به حق مي باشد، اين است که نعمت ها را بخشيده و بلاها را دور گردانده است. از جمله نعمت هاي او  اين است که :« أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ» بسياي از مفسران مي گويند: منظور از « ُذرِّيَّتَهُمْ» پدران آنان است. پس بنا بر اين قول معناي آيه چنين خواهد بود: .... ما پدرانشان را در کشتي مملو از ايشان و کالاهايشان حمل کرديم.« وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ» و براي کساني که بعد از پدرانشان آمده اند همسان اين کشتي، يعني همسان جنس اين کشتي چيزهايي را آفريده ايم، که بر آنها سوار مي شوند. پس خداوند نعمت خويش را بر پدران بيان داشت که آنها را بر کشتي ها حمل نمود، چرا که اعطاي نعمت به آنها  به مثابه ي نعمت دادن به فرزندانشان است. اين از مشکل ترين موارد  تفسير براي من است. اين از مشکل ترين موارد تفسير براي من است. اين از مشکل ترين موارد تفسير براي من است. زيرا بسياري از مفسران همانطور که ذکر شد بيان کرده اند که منظور از ذريه در اينجا پدران هستند، در صورتي که در قرآن جايي وجود ندارد که ذريه به معني پدران آمده باشد. بلکه اين نوعي ايهام است که سخن را از موضوع خارج مي  کند و خارج کردن سخن از موضوع چيزي است که کلام پروردگار جهانيان آن را نمي پذيرد، چرا که  خداوند مي خواهد مطالب را براي بندگانش روشن نمايد.
احتمالي ديگر بهتر از اين وجود دارد و آن اين که منظور از ذريه جنس است. يعني منظور از ذريه خود آنان مي باشد، چرا که آنها خود از ذريه آدم مي باشند. اما اين معني را آيه بعدي:« وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ» نقض مي کند در حالي که اگر گفته شود معني آيه اين است که براي اين  مخاطبان همانند اين کشتي انواع کشتي ها را آفريده ايم که بر آنها سوار مي شوند ، چون از حيث معني تکراري روي مي دهد که فصاحت و شيواگويي قرآن آن را نمي پذيرد.
و اگر منظور از «  وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ» شتر باشد، که شترها کشتي خشکي هستند معني درست و واضح مي گردد. اما اگر اين معني مراد باشد مشکل به نوعي باقي مي ماند که در سخن نوعي تشويش وجود دارد. و اگر چنين معنايي را مدّ نظر داشت مي فرمود:و آية لهم أنا حملناهم في الفلک المشحون ، و خلقنا لهم من مثله ما يرکبون» پس اگر در آيه ي اول بفرمايد:« حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ» و منظور از ذريه خود آنان باشد، يعني خود آنان را حمل نموديم و در آيه ي دوم که آن هم بر حمل دلالت مي کند بفرمايد:« حملناهم يعني آنان را بر شتر حمل نموديم در اين حالت معني روشن و واضح نخواهد بود، تا گفته نشود که ضمير «هُمّ» در آيه ي دوم به « ذريه» برميگردد. آنگاه معني دو آيه چنين خواهد بود: و نشانه اي ديگر براي آنان اين است که ما آنان را بر کشتي مملو از سرنشين و کالا حمل نموديم. نيز براي آنان همانند کشتي چيزي يا چيزهايي را درست کرده ايم که بر آن سوار مي شوند. منظور از اين چيز شتر است. خداوند حقيقت امر را بهتر مي داند.
وقتي که به اينجا رسيدم معني ديگري به نظرم رسيد که از مراد الهي دور نيست، و آن اين که هرکس عظمت کتاب خداوند و بيانات کامل و شامل آن را در رابطه با امور حاضر و گذشته و آينده درک کند در مي يابد که قرآن بالاترين و کامل ترين حالات معني و مفهوم را بيان مي نمايد و معلوم است که  کشتي ها از نشانه هاي خدا و نعمت هايش بر بندگان مي باشند و از زماني که خداوند صنعت کشتي سازي را به بندگان آموخته تا روز قيامت مردم از اين نعمت بهره مند مي شوند. و اين هنر قبلا وجود داشت و تا زماني کساني که مخاطب قرآن قرار گرفتند ادامه يافت. پس زماني که خداوند آنها را با قرآن مورد خطاب قرار داد و حالت کشتي را بيان نمود و خداوند مي دانست که بزرگترين  نشانه هاي کشتي در زمان هاي بعدي نه زماني که آنان در آن بسر مي برند خواهد بود؛ آن گاه که خداوند ساختن کشتي هاي بادباني و بخاري، و هواپيماها به انسان مي آموزد که مانند پرندگان در فضا شناورند، و سواري هايي که در خشکي از آنها استفاده مي شود که اين نشانه هاي بزرگ جز در زمان ذرّيه مخاطبان قرآن پديد  نمي آيند بالاترين انواع نشانه هايش را در اين کتاب گوشزد نمود و فرمود:« وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ» و نشانه اي است براي آنان که ما ذريه ي آنان را در کشتي مملو از ايشان و کالاهايشان حمل مي کنيم.
پس خداوند آنها را بر کشتي ها سوار نمود و با دانشي که به آنان آموخت آنها را از غرق شدن نجات داد. بنابراين نعمت خود را بر آنا يادآور شد، و اين که آنها را از غرق شدن نجات داد، با اين که مي  توانست آنان را غرق نمايد. پس فرمود:« وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ» و اگر بخواهيم آنان را غرق کنيم هيچ کسي نيست که به فريادشان برسد و آنها را بر سختي و مصايبي که دچارش شده اند ياري نمايد و مشقت را از آنان دور کند. « وَلَا ه