  براي صحّت پرستش آنها وجود ندارد، بلکه دلايل عقلي بر باطل بودن عبادت آنها دلالت مي نمايد. سپس دليلي نقلي را بيان کرد که آن نيز پرستش شرکا را منتفي مي داند. بنابراين فرمود:« أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا فَهُمْ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّنْهُ» آيا به آنها کتابي داده ايم که آنها را به شرک ورزيدن و پرستش بت ها دستور دهد و از آن کتاب حجّتي در دست داشته باشند بر صحيح بودن شرکشان؟! چنين نيست، زيرا قبل از قرآن کتابي  بر آنها نازل نشده، و قبل از پيامبر خدا محّمد(ص) بيم دهنده و پيامبري  نزد آنها نيامده است. اگر فرض شود که کتابي بر آنها نازل شده و پيامبري به سوي آنها فرستاده شده است و  ادعا کنند که او آنها را به شرکشان فرمان داده است، در اين حالت نيز در دروغگويي آنها شکي نداريم، چون خداوند  فرموده است:« وَمَآ أَرسَلَنا مِن قَبلِکَ مِن رَّسُولِ إِلَّا نُوحِي إِلَيهِ أَنَّهُ لَآ إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعبُدُونَ» و پيش از تو هيچ پيامبري را نفرستاده ايم مگر اينکه به سوي او وحي کرده ايم که هيچ معبود به حقّي جز من الله نيست، پس مرا پرستش کنيد. پس همه ي پيامبران و کليه ي کتاب هاي آسماني بر اين مطلب اتفاق دارند که دين و عبادت را خالصانه براي خدا قرار داد. « وَمَآ أُمِرُوا إِلَّا لِيعبُدُوا اللَّهَ مُخلِصينَ لَهُ الِّدينَ حُنَفَآءَ» و فرمان داده شدند مگر اينکه خداوند را مخلصانه و حق گرايانه بپرستند. اگر گفته شود مادامي که دلايل عقلي و نقلي بر باطل بودن شرک دلالت مي کنند چه چيزي مشرکان را وادار به شرک ورزي کرده است  با اينکه در ميان آنها افراد هوشيار و خردمندي وجود داشت؟ در اين زمينه خداوند متعال مي فرمايد:« بَلْ إِن يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا» بلکه ستمکاران جز وعده هاي دروغ به يکديگر نمي دهند. يعني براي راهي که در پيش گرفته اند دليلي ندارند، بلکه اين براساس سفارش است که به همديگر مي کنند، و به خاطر اين است که براي يکديگر اين راه را زيبا و آراسته جلوه مي دهند و متاخّرين از پيشينيان گمراه تقليد مي نمايند و به آنها اقتدا مي کنند، و به خاطر آرزوهايي است که شيطان در ذهن و دل آنها جاي داده و زشتي اعمالشان را براي آنها زيبا جلوه داده است. در نتيجه اين عمل زشت در دلهايشان رشد کرده و صفتي از صفات آن ها شده است. بنابراين دور کردن آن از دل هايشان سخت و دشوار است. از اين رو آنان بر کفر و شرک باطل و از ميان رفتني پافشاري مي کنند.إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا؛ خدا آسمانها و زمين  را نگه  مي  دارد تا زوال  نيابند ، و اگر به  زوال   گرايند ، هيچ  يک  از 
شما جز او نمي  تواند آنها را نگه  دارد  هر آينه   خدا بردبار و آمرزنده  است.
خداوند متعال از کمال قدرت خويش و از رحمت فراوان خود و از گستردگي بردباري و آمرزگاري خويش خبر داده و مي فرمايد او آسمان ها و زمين را نگاه مي دارد و  نمي گذارد از مسير خود خارج شوند و اگر آسمان و زمين از جاي خود بيرون روند هيچ کس غير از خدا آنها را نگاه نمي دارد و مردم توانايي نگاه داشتن آنها را ندارند و قدرت و توانايي آنان از انجام چنين کاري عاجز است. امّا خداوند متعال چنين حکم  نموده که آسمان  و زمين همان گونه که آفريده شده اند بمانند تا براي مردم و آفريده ها امنيت و آرامش حاصل شود واز آنها بهره مند شوند و عبرت بياموزند و به قدرت بزرگ خداوند پي ببرند و بر اثر آن دل هايشان از بزرگداشت و تعظيم و محبت خداوند لبريز گردد. همچنين تا اوج کمال و صبر و مغفرت خداوند براي آنان آشکار گردد؛ که به جنايتکاران مهلت داده و در سزا دادنشان عجله نکرده است. با اينکه اگر خداوند به آسمان دستور دهد، گناهکاران را سنگباران خواهد کرد. و اگر به زمين حکم نمايد آنها را فرو خواهد بلعيد. امّا آمرزگاري و بردباري و لطف الهي آنها را در برگرفته است. « إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا»  بي گمان خداوند در به تاخير انداختن عذاب از کافران بردبار است. « غَفُورً» و آمرزنده ي گناهان کسي است که توبه نمايد.وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءهُمْ نَذِيرٌ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جَاءهُمْ نَذِيرٌ مَّا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا؛ به  خدا قسمهاي  سخت  خوردند که  اگر بيم  دهنده  اي  بيايد بهتر از هر امت   ديگر هدايت  يابند  ولي  چون  بيم  دهنده  اي  آمد ، جز نفرتشان  نيفزود.
اسْتِكْبَارًا فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا ؛ به  سرکشي  در زمين  و نيرنگهاي  بد  و اين  نيرنگهاي  بد جز نيرنگبازان  را، در بر نگيرد  آيا جز سنتي  که  بر گذشتگان  رفته  است  منتظر چيز ديگري   هستند? در سنت  خدا هيچ  تبديلي  نمي  يابي  و در سنت  خدا هيچ  تغييري  نمي   يابي.
کساني که تو را اي پيامبر خدا! تکذيب کردند موکدانه قسم خوردند که « لَئِن جَاءهُمْ نَذِيرٌ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ» اگر بيم دهنده اي به نزد آنان بيايد از يهوديان و نصاري که اهل کتاب هستند راهيات تر خواهند بود، امّا به اين قسم ها و عهدها وفا نکردند.« فَلَمَّا جَاءهُمْ نَذِيرٌ» پس وقتي که پيامبر به ميانشان آمد هدايت شدند و از هر ملّتي راهياب تر نگشتند و بر گمراهي قبلي  خود باقي ماندند، « مَّا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا» و جز گريز از حق و فزوني يافتن گمراهي و سرکشي شان چيزي به آنها افزوده نشد. و سوگند خوردن آنها به خاطر اين نبود که قصدي نيکو داشته باشند ، نيز براي طلب حق نبود، و اگر چنين بود آنها موفق مي شدند، بلکه قسم خوردن آنان ناشي از استکبارشان در برابر مردم و حق بود و يک نوع سخن آرايي آنان بود به قصد اينکه مردم را فريب دهند و چنان بنمايانند که آنها اهل حقند و در طلب حق مي کوشند، آنگاه فريب خوردگان، فريبشان را بخوردند و دنباله رو آنها شوند.« وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ» و مکر زشت که سرانجام آن بد و باطل است جز دامنگير حيله گران و مکرورزان نمي گردد. و مکر ورزي آنان عليه آنها برمي گردد. و خداوند براي بندگانش روشن نموده که آنها در اين گفتارها و سوگندها دروغ مي گويند و ديگران را فريب مي دهند.
پس خواري و رسوايي شان آشکار گرديد و قصد و هدف زشت آنها روشن شد. و حيله گري شان به ضرر خود آنها تمام شد، و خداوند مکرشان را به خود آنها بازگرداند.پس براي آنها چيزي جز اين باقي نمانده است که منتظر عذاب باشند؛ عذابي که سنّت و روش خداوند درباره ي گذشتگان بوده است، و روش و سنّت  الهي تغيير نمي يابد و روش و آيين الهي چنين است که هرکس راه ستمگري و عناد و استکبار ر