 و باطل محسوب مي شود، زيرا همه ي کتاب هاي پيشين از قرآن از آمدن آن خبر داده اند و اخبار کتاب هاي گذشته مطابق با اخبار قرآن است. « إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ» بي گمان خداوند از حال بندگانش آگاه و به سرانجام آنان بيناست. پس به هر امت و هر  فردي چيزي مي دهد که شايسته ي حال اوست. از اين رو شريعت هاي گذشته فقط شايسته و مناسب آن زمان بوده اند. بنابراين خداوند اين چنين پيامبران را يکي پس از ديگري فرستاد تا اين که با فرستادن محمد (ص) نبوت را به پايان رساند، و محمد (ص) شريعتي را آورد که تا روز قيامت مصالح و منافع و سعادت آنان را تامين مي نمايد.
بنابراين از آن جا که اين  امّت از همه ي امّت هاي گذشته عقلي کامل تر و انديشه اي بهتر داشتند و دل هايشان نرم تر و پاکيزه تر بود خداوند آنها را برگزيد ودين اسلام را براي آنان برگزيد و کتابي را که از همه ي کتاب هاي برتر بود به آن داد. از اين رو مي فرمايد:« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا» سپس کتاب را به بندگان برگزيده خود عطا  کرديم، « فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ» اما برخي با انجام گناهاني پايين تر از کفر بر خود ستم مي کنند، « وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ» و برخي ميانه رو هستند و فقط به  انجام آنچه بر آنها واجب است اکتفا مي نمايند و از حرام دوري مي جويند. « وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ» و برخي در راه انجام نيکي ها پيشتازند. يعني در انجام آن مي شتابند و از ديگران پيشي مي گيرند. 
و چنين کساني فرائض را ادا مي کنند و نوافل زيادي را انجام مي دهند و حرام و مکروه را ترک مي نمايند. خداوند  اينها را براي به ارث بردن اين کتاب برگزيده است، گرچه مراتب آنها فرق مي کند و حالاتشان متفاوت است. پس هريک از اينها سهمي از کتاب را به ارث مي برند. حتي کسي که بر خود ستم مي کند آن چه از اصل ايمان و علوم  ايمان و اعمال ايمان که با خود دارد از وراثت کتاب است ، چون منظور از وراثت و به  ارث بردن کتاب به ارث بردن دانش و عمل کتاب و خواندن کتاب آن و بيرون آوردن معاني و مفاهيم آن است. « بِإِذْنِ اللَّهِ» به «سابق بالخيرات»  برمي گردد. يعني پيشتازي او به سوي نيکي ها به حکم خداست، تا او به عمل خودش مغرور  نشود بلک بداند که به سوي نيکي ها نشتافته است مگر به سبب توفيق و ياري خداوند. پس شايسته است که خداوند را به خاطر نعمت هايي که به او داده است شکرگذار باشد. « ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ» اين  است فضل بزرگ. يعني به ارث بردن کتاب بزرگوار از سوي بندگان برگزيده خدا فضل بزرگي است که همه ي نعمت ها در مقايسه با آن از ارزش چنداني برخوردار نيستند. پس به طور مطلق بزرگ ترين نعمت و بزرگ ترين فضل به ارث بردن اين کتاب است.
سپس پاداش کساني را بيان کرد که آنها را وارث کتاب گردانده است و فرمود:« جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا» باغ هايي که  مشتمل بر درختان سايه و باغ چه هاي زيبا و نهرهاي جوشان وکاخ هاي بلند و منزل هاي آراسته و جاودانگي و زندگي آن چنان است که پايان نمي يابد. و «العدن» يعني اقامت، پس « جَنَّاتُ عَدْنٍ» يعني باغ هاي اقامتي ، و «جنات» را به « اقامه» اضافه نمود، چون آن باغ ها مخصوص اقامت، و هميشگي هستند، و کساني که وارد آن مي شوند براي هميشه در آن مي مانند. « يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ» در آن جا با دستبندهاي طلا آراسته مي گردند؛ دستبندهايي که آن را دوست مي دارند و بر هر چيز ديگري ترجيح مي دهند. و مردان و زنان در زيورات بهشت برابرند. « وَلُؤْلُؤًا» و با مرواريدهايي که در لباس ها و يدنشان رشته مي گردد آراسته مي شوند. « وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِير» و لباسشان در آنجا ابريشم نازک و ضخيم سبز رنگ است.
« وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ» وقتي نعمت و لذّتشان تکميل گرديد مي گويند: ستايش  خداوندي راست که اندوه را از ما زدود. و اين شامل هر غم و اندوهي مي شود. پس به خاطر پديد آمدن نقص و کمبود در زيبايي و غذاب و نوشيدني شان غمي به آنها دست نمي دهد، و نه در بدن ها و لذتّهايشان کمبودي پديد مي آيد تا به سبب آن غمگين شوند، و نه به خاطر اين اندوهگين مي شوند که آيا هميشه در اين جا مي مانند يا نه. پس آنها براي هميشه در ناز و نعمت به سر مي برند، و همواره بر نعمت هايشان افزوده مي شود.« إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ» بي گمان پروردگار ما آمرزنده سپاسگزار است؛ لغزشها و اشتباهات ما را بخشيد و قدرشناس است که نيکي هاي ما را پذيرفت و آن را چند برابر نمود و از فضل خويش به ما بخشيد که  اعمال و آرزوهاي ما به اين درجه از فضل نمي رسيد . پس به سبب آمرزش خداوند آنها از هر ناگواري نجات يافتند و در سايه قدرشناسي و فضل خداوند هرچيز مرغوب و دوست داشتني را به دست آوردند.
« الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ» خداوندي که ما را در جايگاهي جاي داد که اقامت در آن هميشگي است و سرايي است که ماندن در آن به خاطر خوبيهاي فراوانش و شادي هاي پي در پي اش و از بين رفتن رنج ها هرکسي به آن گرايش دارد. و  استقرار در اين سراي هميشگي « مِن فَضْلِهِ» از فضل و لطف خداوند است نه از اعمال ما. پس اگر فضل او نبود ما به آنچه که رسيده ايم نمي رسيديم. « لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ» و در آن جا هيچ گونه رنج و مشقت جسماني و هيچ گونه ناتواني و رنج قلبي به ما دست نمي دهد و از کثرت لذت بردن رنجيده نمي شويم. و اين دلالت مي نمايد که خداوند بدي هاي آنها را رشد و پرورش مي دهد و اسباب دايمي راحت و آسايش را براي آنها فراهم مي نمايد به گونه اي که هيچ مشقت جسمي و روحي به آنها دست نمي دهد. و هيچ غم و اندوهي آنان را فرا نمي گيرد. و اين بيانگر آن است که آنها در بهشت نمي خوابند، چون فايده خواب رفع خستگي، و راحت شدن است. اما اهل جنت خسته نمي شوند. نيز بدان سبب که خواب، مرگ کوچک است و اهل بهشت نمي ميرند. خداوند ما را به لطف و کرم خويش از بهشتيان بگرداند.وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ؛ و کافران  را آتش  جهنم  است  ، نه  بميرانندشان  و نه  از عذابشان  کاسته   گردد، ناسپاسان  را چنين  کيفر مي  دهيم.
وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ؛ و از درون  آتش  فرياد زنند : اي  پروردگار ما ، ما را بيرون آر تا  کارهايي شايسته  کنيم  ، غير از آنچه  مي  کرديم   آيا آن  قدر شما را عمر  نداده  بوديم  که  پند گيرندگان  پند گيرند ? و شما را بيم  دهنده  بيم  داد  پس  بچشيد ،که  گناهکاران  را ياوري  نيست.
وقتي خداوند حالت اهل بهشت و 