وا» و اگر به فرض محال بشنوند، « مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ» توانايي پاسخگويي به شما را ندارند، چون آنها مالک هيچ چيزي نيستند ، و بيشترشان به عبادت و پرستش کساني که آنها را مي پرستند راضي و خشنود نمي باشند . بنابراين فرمود:« وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ» و روز قيامت از شما بيزاري مي جويند و مي گويند:« سُبحَنَکَ أَنتَ وَلِينُّاَ مِن دُونِهِم» پاک و منزهي ! تو ياور و کارساز ما هستي نه آنها.
« وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ» و هيچ کسي راستگوتر از خداوند داناي آگاه تو را با خبر نمي سازد. پس به طور قطع باور داشته باش چيزي که خداوند از آن خبر داده است حتما تحقّق خواهد يافت. پس هيچ شک و ترديدي در آن  نداشته باش . و اين آيات دلايل و حجتّ هاي روشني را در بر دارند مبني بر اين که خداوند متعال معبود به حق است و هيچ کس جز او شايسته ي کوچک ترين چيزي از عبادت نمي باشد، و پرستش غيرخداوند باطل است و متعلق به باطل مي باشد و هيچ فايده اي به انجام دهنده اش نمي رساند.يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ اي  مردم  ، همه  شما به  خدا نيازمنديد  اوست  بي  نياز و ستودني.
إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ؛ اگر، بخواهد ، شما را از ميان  مي  برد و مردمي  تازه  مي  آورد.
وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ؛ و اين  کار بر خدا دشوار نيست.
وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ؛ هيچ  کس  بار گناه  ديگري  را بر دوش  نکشد  و اگر گرانباري  کسي  را به   حمل کردن  بار خود فرا خواند ، هر چند خويشاوند او باشد ، از حمل  آن  سر باز زند  تو فقطکساني  را مي  ترساني  که  از پروردگارشان  ، ناديده  ،  بيمناکند ونماز مي  گزارند  و هر که  پاک  شود براي  خود پاک  شده   و  
سرانجام  همه  به  سوي  خداست.
خداوند همه ي مردم را مورد خطاب قرار داده است و حالت و وضعّيت آنها را برايشان بيان مي دارد و مي فرمايد: همه ي شما از هر جهت به خدا نيازمند هستيد. انسان ها در به وجود آمدنشان به خدا نياز دارند که اگر خداوند آنها را به وجود نمي آورد به وجود نمي آمدند. و در مسلح شدن به قدرت و اعضا و جوارح به او نياز دارند و اگر خداوند آنها را آماده نمي ساخت آمادگي انجام هيچ کاري را نداشتند. 
و در به دست آوردن روزيها و نعمت هاي ظاهري و باطني به او  نيازمندند، پس اگر فضل و  احسان خدا نبود و کارها را آسان نمي آوردند. و در دور شدن مصيبت ها و بدي ها از خويشتن و دور شدن سختي ها و رنج  ها به خداوند نياز دارند، پس اگر خداوند سختي ها را از آنها دور نمي کرد و مشکلاتشان را حل نمي نمود همواره به ناگواري ها و سختي ها گرفتار مي آمدند.
و در پرورش يافتن و تدبير امورشان به او نياز دارند. در عبادت کردن خدا و دوست داشتن او و تعبّد و اخلاص بندگي براي خدا نيز به او نياز دارند، چرا که اگر خداوند اين توفيق را به آنها نمي داد هلاک مي گشتند، و ارواح و دل ها و  احوالشان فاسد مي گشت. و در آموختن آنچه نمي دانند و عمل کردن به آنچه که به صلاح و نفع آنهاست به خدا نيازمندند، که اگر خداوند به آنها ياد  نمي داد، نمي آموختند. و اگر توفيق او نبود کار و  اموراتشان سامان نمي يافت. پس آنها از هر جهت به او نياز دارند؛ خواه گوشه اي از انواع اين نيازمندي ها را درک کنند يا درک نکنند.
ولي کسي موفق است که همواره و در همه ي حالات ديني و دنيوي خويش نيازمندي اش را ابراز نمايد و در برابر خداوند فروتني و زاري  کند، و از او بخواهد که وي را به اندازه ي يک چشم به هم زدن نيز به خودش نسپارد، و او را در همه ي کارهايش ياري کند. پس چنين کسي سزاوار است که از جانب پروردگار و معبودش که از مادر مهربان تر است ياري شود. « وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» و خداوند بي نياز و ستوده است و از هرجهت داراي غنا و بي نيازي کامل است. پس او به آنچه بندگانش محتاج و نيازمندند نيازي ندارد، چون صفات او کامل اند و همه ي صفات او و صفات کمال هستند . و از جمله توانگري و بي نيازي خداوند اين است که مردم را در دنيا و آخرت بي نياز مي گرداند،  و در ذات و نامهايش ستوده است، چون نامهاي او « حسني» در اوج زيبايي و جمال مي باشد، و در صفاتش نيز ستوده است، چون صفاتش او « عليا» در اوج بالايي مي باشد، و در کارهايش نيز ستوده است، زيرا کارهاي او سرشار از فضل و نيکي و عدالت و حکمت و رحمت است، همچنين در اوامر و نواهي اش ستوده است، پس او به خاطر صفات پسنديده اش که دارد، و به خاطر افعال و اوامر و نواهي اش که از ايشان صادر مي شود ، ستوده است، و در توانگري و بي نيازي اش و در ستايش و حمد خويش نيز ستوده مي باشد.
« إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ» احتمال دارد منظور اين باشد که اي مردم! اگر خداوند بخواهد شما را از ميان برمي دارد و مردماني ديگر را جايگزين شما مي سازد که از شما بيشتر از خداوند اطاعت و فرمانبرداري مي کنند. در اينجا خداوند انسان ها را به هلاک ساختن و نابود کردن تهديد کرده است و  اينکه مشيت و خواست خداوند بر اين امر تواناست. و احتمال دارد که منظور از اين اثبات رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ باشد و اينکه مشيت الهي در هر چيزي نافذ است و مشا را پس از مردنتان دوباره زنده مي گرداند و آفرينش تازه به شما مي دهد، اما براي آن وقت زماني است که خداوند مقّدر کرده است و آن مدّت مقرر پس و پيش نخواهد شد.
« وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ» و اين کار بر خداوند دشوار نيست. يعني ناممکن نيست و اين کار فراتر از توان او نمي باشد. و آنچه را که بعد از آن بيان نمود بر معني اخير دلالت مي نمايد:« وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» و در روز قيامت هرکس طبق عمل خودش مورد سزا و جزا قرار مي گيرد، و هيچ کس بار گناه کسي ديگر را به دوش نمي کشد. 
« وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا» و اگر انساني که بار گناهانش سنگين است از کسي ديگر کمک بخواهد تا برخي از گناهانش را بردارد، « لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى» چيزي از بار گناهانش برداشته نمي شود، اگرچه خويشاوند باشد. پس هيچ خويشاوندي بار خويشاوندي ديگر را بر نمي دارد. بنابراين آخرت همانند دنيا نيست که دوست، دوست خود را ياري کند، بلکه در روز قيامت انسان آرزو مي کند که اي کاش بر کسي حقي داشت گرچه اين حق بر پدر و مادر و خويشاوندانش باشد. « إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ» تو تنها کساني را مي ترساني که از پروردگارشان در نهان مي ترسند و نماز را برپاي مي دارند. يعني اينها هستند که بيم 