ا کسي که کردار زشتش در نظر او آراسته شده، و شيطان اعمال بدش را براي او زينت داده و در نگاهش آن را زيبا و نيک کرده است، « فَرَآهُ حَسَنًا» پس او آن را نيک مي بيند، همانند کسي است که خداوند او را به راه راست و دين  استوار هدايت نموده است؟ پس آيا اين دو برابر هستند؟ اوّلي کار بد کرده و حق را باطل پنداشته و باطل را حق دانسته است، ولي دومّي کار نيک کرده و حق را حق ديده و باطل را باطل دانسته است.
اما هدايت و گمراه ساختن به دست خداوند است، « فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ» پس خداوند هرکس را بخواهد گمراه مي سازد، و هرکس را بخواهد رهنمون مي گرداند. پس نبايد با حسرت خوردن بر گمراهاني که کردار زشتشان برايشان آراسته شده و شيطان آنها را از حق بازداشته است خودت را از بين ببري. يعني خود را با غم و غصه ي گمراهان و حسرت خوردن بر آنها هلاک مکن، چون تو وظيفه اي جز تبليغ نداري، و هدايت آنها بر تو نيست، و خداوند آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. « إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ» بي گمان خداوند به آنچه مي کنند داناست و آنها را طبق کارهايشان  مجازات خواهد کرد.وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُورُ؛ خداست  که  بادها را مي  فرستد تا ابرها را برانگيزند  و ما آنها را به  سرزمينهاي  مرده  مي  رانيم  و زمين  مرده  را به  آن  زنده  مي  کنيم   زنده  گشتن   در روز قيامت  نيز چنين  است.
خداوند متعال از کمال اقتدار و توانايي و از گستردگي بخشش و سخاوت خويش خبر مي دهد و اينکه او خدايي است که « أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ» بادها را روان مي دارد و بادها ابرها را بر مي انگيزانند و ما ابرها را به سوي سرزميني پژمرده روان مي سازيم پس خداوند ابرها را بر آن سرزمين پژمرده مي باراند و به وسيله آن زمين را زنده مي گرداند، و در نتيجه شهرها و بندگان زنده و خرم مي گردند، و حيوانات روزي مي خورند و در اين خوبي ها و نعمت ها مي چرند. « کَذَلِکَ» همچنين کسي که زمين را پس از پژمرده شدنش زنده و خرم مي نمايد، مردگان را نيز بعد از آن که خشکيده و متلاشي شدند از قبرهايشان بر مي انگيزد و زنده مي نمايد، و خداوند باراني را به سوي آنها مي فرستد همان طور که باران را به سوي سرزمين خشک و پژمرده مي فرستد. پس به دنبال آن، اجساد زنده مي شوند و از قبرها برمي خيزند و رستاخيز پديد مي آيد و مردم در پيشگاه خداوند حضور مي يابند تا ميان آنها داوري نمايد و با فرمان عادلانه ي خود وضعيت آنان را فيصله دهد.مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ ؛ هر که  خواهان  عزت  است  بداند که  عزت  ، همگي  از آن  خداست   سخن  خوش   وپاک ، به  سوي  او بالا مي  رود و کردار نيک  است  که  آن  را بالا مي  برد  و  براي  آنان  که  از روي  مکر به  تبهکاري  مي  پردازند عذابي  است  سخت  و  مکرشان نيز از ميان  برود.
اي کسي که در پي عزت و قدرت هستي! آن را از کسي بخواه که عزّت در دست اوست، زيرا عزّت همگي در دست خداست و جز با اطاعت و پيروي از او به دست نمي آيد. و خداوند آن را بيان نموده و مي فرمايد:« إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ» سخن پاک از  قبيل تلاوت و خواندن قرآن و تسبيح و تهليل و هر سخن پاک و خوبي به سوي خدا بالا مي رود و بر او عرضه مي شود، و خداوند صاحب آن سخن را در ملأ اعلي مي ستايد، « وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ» و خداوند کار شايسته را از قبيل اعمال قلبي و اعمالي که با عضا و جوارح انجام مي شوند همانن سخن پاک به سوي خود بالا مي برد. و گفته شده است که عمل صالح سخن پاک را بالا مي برد. پس بالا رفتن سخن پاک برحسب اعمال صالح بنده خواهد بود، و اين عمل صالح است که سخن او را بالا مي برد. پس اگر بنده کار شايسته اي نداشته باشد هيچ گفته و سخني از  او به سوي خدا بالا نمي رود و اعمالي که به سوي خدا بالا برده مي شوند سبب مي گردند که صاحب اين اعمال هم بالا رود و خداوند به او عزت دهد. اما کارهاي بد برعکس اين هستند، و کسي که آنها را انجام ميدهد مي خواهد به وسيله ي آن عزت و سربلندي به دست آورد، او دست به مکر و توطئه مي زند اما اين مکر و توطئه عليه خود او برمي گردد و جز  خواري و سقوط چيزي به او نمي افزايد. بنابراين فرمود:« وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ» و توطئه و مکر اينها نابود و تباه مي شود و فايده اي به آنها نمي رساند، چون اين مکر و توطئه باطل است و براي رسيدن به باطل انجام مي گيرد.وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ؛ خدا شما را از خاک  و سپس  از نطفه  بيافريد  آنگاه  جفتهاي  يکديگرتان   قرار داد  هيچ  زني  آبستن  نمي  شود و نمي  زايد مگر به  علم  او  و عمر هيچ   سالخورده  اي  به  درازا نکشد و از عمر کسي  کاسته  نگردد ، جز آنکه  همه  در  کتابي  نوشته  شده  است   و اين  کارها بر خدا آسان  است.
خداوند از آفرينش انسان سخن مي گويد و مراحل خلقت او را بيان مي دارد که از خاک و سپس نطفه و .... خلق شده است. « ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا» همچنين شما را از حالتي به حالتي ديگر و به صورت زوج هاي نر و ماده درآورد که با هم  ازدواج مي  کنيد. يکي از فلسفه هاي ازدواج به دنيا آوردن فرزند است. ازدواج يکي از اسباب آن است وگرنه اين پرسه با تقدير و علم الهي انجام مي شود.« وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ» و هيچ زني باردار نمي شود و وضع حمل نمي کند مگر اينکه خدا مي داند. نيز تمام مراحلي که انسان طلي مي کند، برحسب علم و تقدير خداوند متعال است. « وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ»  و هيچ شخصي عمري دراز بدو داده نمي شود و به سبب طي شدن روزگارش از عمرش کاسته نمي شود « إِلَّا» مگر اينکه خداوند مي داند. يا معني آن چنين است: و هيچ انساني عمري دراز بدو داده نمي شود، و نيز به سبب ارتکاب گناهاني همچون زنا، بدرفتاري با والدين، قطع صله ي رحم و ديگر چيزهايي که در نصوص شرعي به عنوان عوامل کوتاهي عمر ذکر شده اند از عمر هيچ انساني کاسته نمي شود که درصدد رسيدن به عمر طولاني است. يعني طولاني شدن و کوتاه شدن عمر به خاطر علت و سببي يا بدون آن، همه در دايره ي علم و آگاهي خداوند است . و تمام  اين 