َإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُّفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ؛ چون  آيات  روشن  ما بر آنان  خوانده  شد ، گفتند : جز اين  نيست  که  اين   مردي ، است  که  مي  خواهد شما را از آنچه  پدرانتان  مي  پرستيدند باز دارد  و گفتند : اين  جز دروغي  به  هم  بافته  ، چيز ديگري  نيست   و کساني  که  به   خدا کافر شده  بودند ، چون  سخن  حق  بر آنها نازل  شد گفتند : اين  چيزي  جز  جادويي آشکار نيست.
وَمَا آتَيْنَاهُم مِّن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍ؛ پيش  از اين  کتابي  که  آن  را بخوانند به  آنها نداده  ايم  و پيش  از تو بيم دهنده  اي  بر آنان  نفرستاده  ايم.
وَكَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ؛ و کساني  که  پيش  از آنها بودند پيامبران  را تکذيب  کردند و اينان  خود، به ده  يک  آنچه  به  آنها داده  بوديم  نرسيده  اند ، و با اين  حال  پيامبران  مراتکذيب  کردند  پس  عقوبت  من  چه  سخت  بود.
خداوند از مشرکان خبر مي دهد بدانگاه که آيات روشنگر خداوند و دلايل آشکار حجت هاي قاطع او به نزد آنها مي آيد؛ آياتي که بر هر خير و خوبي راهنمايي مي نمايد و از هر شري باز مي دارد، و بزرگترين نعمتي بود که به نزدشان آمد و مي بايست به آن ايمان آورند و آن را تصديق نمايند و فرمان برند، اما آنها عکس آنچه که مي بايست انجام دهند انجام دادند، و کسي که آيات خدا را آورد  تکذيب کردند و گفتند:« مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ» او مردي است که مي خواهد شما را از آنچه پدرانتان پرستش مي کرده اند باز دارد. يعني اين پيامبر که شما را به يگانه پرستي فرا مي خواند هدفش اين است که سنتّ ها و عادات پدرانتان را رها کنيد؛ پدراني که آن ها را بزرگ مي داريد و دنباله رو آنان مي باشيد.پس آنها حق را به خاطر تبعيد از روش گمراهان رد کردند و نپذيرفتند، و دليل و شبهه اي براي اين عمل خود ارائه ندادند. اين چه دليل و شبهه اي است که هنگامي که پيامبران برخي از گمراهان را به پيروي از حق دعوت نمودند ادعا  کردند که اين، راه برادران و نياکانشان است؟!
البته اگر دقت شود به اين نتيجه مي رسيم هرگاه حقي رد شده باشد، يگانه دليلي که رد کنندگان به آن  استناد کرده اند اقوال و گفته هاي گمراهان از قبيل مشرکان، دهري  ها، فلاسفه و صائبان و ملحدين بوده است. و اينها الگوي هرکسي هستند که حق را نمي پذيرد و تا قيامت اين گونه است. مشرکين که کارپدرانشان را الگوي خود گرداندند و آن را وسيله اي براي دفع آنچه پيامبران آوردند قرار دادند، از حق انتقاد به  عمل آوردند و به آن طعنه زدند، « وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُّفْتَرًى» و گفتند: اين قرآن دروغي است که اين مرد خودش آن را برساخته است.
« وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ» و کافران درباره ي حق چون به آنان برسد مي گويند: اين جادويي است آشکار. و آنها اين گونه حق را تکذيب مي  کردند و بي خردان را گول مي زدند. وقتي خداوند متعال دلايلي را بيان کرد که آنها براي رد کردن و نپذيرفتن حق ارائه دادند، فرمود: اينها حتي به عنوان شبهه نيز پذيرفته نمي شوند، گذشته از اينکه حجت و دليل باشند، و فرمود: اگر آنها بخواهند حجت و دليلي بياورند هيچ مستندي ندارند:« وَمَا آتَيْنَاهُم مِّن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا» و به آنان کتاب هايي نداده ايم تا آن را بخوانند و منبع استناد آنها باشند. « وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِير» و پيش از تو به سوي آنان هيچ هشدار دهنده اي نفرستاديم تا گفته ها و حالات او را براي خود  دليل قرار دهند، و آنچه را که تو آورده اي رد کنند. پس آنها دانشي ندارند. 
سپس خداوند آنها را از سرنوشت امتّ هاي تکذيب کننده ي قبل از اينها برحذر داشت و فرمود:« وَكَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ» و کساني که پيش از آنان بودند آيات و کتاب هاي آسماني را تکذيب کردند، و  اينها که هم  اکنون مورد خطاب هستند به يک دهم قوت و قدرتي که به آنها داده بوديم نرسيده اند، « فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ» و آنها پيامبران مرا تکذيب کردند، پس بنگر که چگونه کيفرشان دادم. خداوند از کيفرهايي که به آنها داده ما را آگاه کرده است؛ برخي را غرق نمود و برخي را با زمين لرزه هلاک کرد، و برخي از آنان را به وسيله ي باد عقيم نابود  کرد، و بعضي به وسيله ي صداي تند و وحشتناک نابود گشتند، و برخي در دل زمين فرو رفتند و برخي را نيز از آسمان سنگباران کرد. پس بپرهيزيد اي تکذيب کنندگان از اين که به تکذيب خود ادامه دهيد که آن گاه خداوند شما را همان گونه کيفر مي دهد و گرفتار عذاب مي سازد که ملت هاي گذشته را کيفر داد.قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ؛ بگو : شما را به  يک  چيز اندرز مي  دهم  : يک  يک  و دو دو براي  خدا  قيام کنيد  سپس  بينديشيد ، تا بدانيد که  در يار شما ديوانگيي  نيست   اوست که  شما را از آمدن  عذابي  شديد مي  ترساند.
قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ؛ بگو : هر مزدي  که  از شما طلبيده  ام  ، از آن  خودتان  باد  مزد من  تنها  برعهده  خداست   اوست  که  بر هر کاري  ناظر است.
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ؛ بگو : پروردگار من  الهامبخش  سخن  حق  است   داناي  غيبهاست.
قُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ؛ بگو : حق  فراز آمد و باطل  نماند و ياراي  بازگشتنش  نيست.
قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ؛ بگو : اگر، من  گمراه  شوم  زيانش  بر من  است  ، و اگر به  راه  هدايت  روم   بدان  سبب  است  که  پروردگار من  به  من  وحي  مي  کند  او شنوا و نزديک   است.
« قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ» اي پيامبر! به اين تکذيب کنندگان که حق را تکذيب و آن را مورد عيب جويي قرار مي دهند و حامل آن را نيز طعنه مي زنند. بگو: من شما را فقط به يک خصلت نصيحت مي کنم ، و شما را به آن راهنمايي مي نمايم که آن را در پيش بگيريد، و آنچه شما را بدان مي خوانم راهي ميانه و دادگرانه است، و شما را به اين  فرا نمي خوانم که از سخن من پيروي کنيد. من 