ين به شما روزي مي دهد؟ آنها بايد اقرار کنند که خداوند به آنها روزي مي دهد، و اگر اقرار نکردند، « قُلِ اللَّهُ» بگو: خداوند به شما روزي مي دهد، و کسي نيست که اين سخن را رد کند. پس وقتي روشن شد که تنها خداوند است که از آسمان ها و زمين روزي مي رساند و باران را برايتان مي فرستد و گياهان را براي شما مي روياند و چشمه ها را مي جوشاند واز درختان ميوه مي آفريند، و حيوانات را براي روزي و سود شما آفريده است، چرا شما  کساني را پرستش مي کنيد که هيچ رزقي به شما نمي دهند و هيچ فايده اي به شما نمي رسانند؟ « وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ» و از ما و شما يک گروه بر هدايت يا بر گمراهي مي باشد . و اين سخن را کسي مي گويد که حق برايش روشن گرديده و راه درست برايش واضح گشته و به حقّي که او برآن است و به باطل بودن آنچه که طرفش بر آن قرار دارد يقين کرده است. يعني دلايل آشکار را در نظر ما و شما برايتان توضيح داده ايم که در نظر ما و شما برايتان توضيح داده ايم که در پرتو آن به يقين دانسته مي شود چه کسي برحق است و چه کسي بر باطل مي شود، و چه کسي هدايت يافته و چه کسي  گمراه شده است؟ و بعد از اين تبيين و  توضيح هيچ فايده اي در  تعيين اهل حق و باطل وجود ندارد.
پس کسي که مردم را به عبادت خداوند آفريننده دعوت مي کند؛ خداوندي که همه مخلوقات را آفريده و به شيوه هاي گوناگون در آنها تصرف مي نمايد؛ خدايي که همه ي نعمت ها را به آنها ارزاني داشته و به آنها روزي داده و رنج ها را از آنان دور کرده است؛ خداوندي که ستايش همه او را سزاست و فرمانروايي همه از آن اوست، و تمامي فرشتگان و همه مخلوقات در برابر شکوه و  هيبت او فروتن اند و در برابر عظمت او کرنش مي کنند، و همه شفاعت کنندگان بيم  او را دارند، و هيچ کسي از آنان جز با اجازه ي او که بزرگوار و بلند مرتبه است شفاعت نمي کند؛ خداوندِ والا  و بزرگ که در ذات و صفات و کارهايش والا و بزرگوار است و داراي هر کمال و شکوه و جمالي است، و هر نوع و حمد و ستايش و  مجد و عظمتي سزاوار اوست. پس هرگاه کسي را که دعوت مي کند به چنين خدايي نزديک شويد و عبادت را فقط براي او  انجام دهيد و عبادت غير خدا نهي مي کند با کسي مقايسه کنيد که به بت ها و قبرها تقرب مي جويد؛ بت ها و قبرهايي که توان آفريدن و روزي دادن را ندارند، و نمي توانند هيچ سود و زياني را براي خودشان و کساني که آنها را پرستش مي نمايند برسانند، و مرگ و زندگي و رستاخيز در دست آنها نيست، بلکه جماداتي هستند که نمي فهمند ، و دعا و فرياد کساني را که آنها را پرستش مي کنند نمي شنوند، و  اگر نيز بشنوند جواب نخواهند داد، و در روز قيامت به شرک آنها کفر مي ورزند، و از آنها بيزاري مي جويند، و يکديگر را نفرين مي کنند، و آنها هيچ بهره و مشارکتي در فرمانروايي جهان هستي ندارند و در آفرينش آن نيز به خداوند کمک نکرده اند ،  و به طور مستقل و بدون اجازه ي خدا حق شفاعت  ندارند، پس کسي که چنين معبودي را به فرياد مي خواند و با  انواع عبادت ها و به هر طريق ممکني به او تقرب مي جويد و با کسي دشمني مي ورزد که عبادت را خالصانه براي خدا  انجام مي دهد، و پيامبران  خدا را تکذيب مي  نمايد؛ پيامبراني که پيامشان اين بوده است که فقط  خداي يگانه را پرستش کنيد، اگر اين دو نفر و اين دو گروه را با هم مقايسه کني روشن  است که گروه هدايت يافته کدام است و گمراه کدام مي باشد و بدبخت و شقي کدام  است و خوشبخت و سعادتمند کدام  است؟ و  احتياجي نيست که مشخص گردد کدام گروه هدايت يافته يا گمراه است، چون توصيف حالت، بهتر از تصريح و گفتن ، قضيه را روشن مي کند.
« قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ» بگو: هرکدام از ما و شما درباره ي عمل خود مورد سوال واقع مي شود؛ از شما درباره ي گناهان ما اگر گناه  کرده باشيم سوال نمي شود، و ما نيز از کارهايي که شما مي کنيد مورد سوال واقع نخواهيم شد. پس هدف ما و شما بايد طلب حق و در پيش گرفتن راه عدالت و انصاف باشد.
و آنچه ما مي کرديم نبايد شما را از تبعيت از حق باز دارد، زيرا احکام دنيا مبتني بر ظواهر امر است و در آن از حق تبعيت مي گردد و از باطل اجتناب ورزيده مي شود. اما اعمال در سراي آخرت مورد بررسي قرار مي گيرند و داورترينِ داوران و  عادل ترين عادلان درباره آن قضاوت مي نمايد.
بنابراين فرمود:« قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا» بگو: پروردگارمان ما را گرد مي آورد، سپس در ميان ما حکم مي نمايد و به تبع آن راستگو از دروغگو مشخص مي گردد، و کسي که سزاوار پاداش است از کسي که سزاوار عذاب است مشخص مي شود. « وَهُوَ الْفَتَّاحُ» و او داور قضاياي پيچيده است، « الْعَلِيمُ» و به آنچه که بايد حکم شود داناست.
«قُل» اي پيامبر واي کسي که در جاي او قرار گرفته اي! به مشرکان بگو:« أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء» کساني را که به عنوان شريک خدا به او ملحق ساخته ايد به من نشان دهيد. يعني آنها کجا هستند؟ و راه شناخت آنها چيست؟ و آيا آنها در زمين هستند يا درآسمان؟ و خداوند که داناي پنهان و پيداست به ما خبر داده که او در جهان هستي شريکي  ندارد.« وَيعبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يضُّرُّهُم وَلَا ينفَعُهُم وَيقُولُونَ هَوُلَآءِ شُفَعَونُاَ عِنَدَ اللَّهِ قُل أَتُنبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يعلَمُ» و به جاي خداوند چيزهايي را مي پرستند که به آنها هيچ سود و زياني نمي رسانند، و مي گويند:  « اينها براي ما نزد خدا شفاعت مي  کنند» بگو:« آيا خدا را به چيزي آگاه مي  کنيد که نمي داند؟!» « وَمَا يتَّبِعُ الَّذِينَ يدعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ شُرَکَآءَ إِن يتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنِ وَإِن هُم إِلَّا يخرُصُونَ» و کساني که به جز خداوند انبازاني را به فرياد مي خوانند جز از گمان پيروي نمي کنند و آنها  فقط تخمين مي زنند.
همچنين بندگان خاص خدا از قبيل پيامبران شريکي براي خدا نمي شناسند، پس اي مشرکان! کساني را که با گمان باطل خود شريک خدا قرار داده ايد به من  نشان بدهيد. آنها نمي توانند به اين سوال پاسخ بدهند، بنابراين فرمود:« کَلَّا» هرگز! يعني خداوند شريک و همتايي ندارد، « بَلْ هُوَ اللَّهُ» بلکه او خداوندي است که جز او کسي شايسته ي پرستش نمي باشد. « العزِيزُ» و بر همه چيز چيره و غالب است و همه مسخّر و تحت تدبير او مي باشند. « الْحَكِيمُ» و فرزانه و با حکمت است، و هرآنچه را که آفريده خوب آفريده و بهترين قانون را مشروع نموده است. و اگر خداوند در شريعت و قانون خويش حکمتي جز امر به توحيد و يگانه پرستي و اينکه توحيد راه نجات است، و همچنين جز نهي از شرک و اينکه شرک راه شقاوت و هلاکت است، را بيان نمي کرد همين به عنوان دليل بر کمال حکمت او کافي بود، و هر آنچه را خداوند بدان امر نموده و يا از آن نهي کرده مشتمل بر حکمت است.وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَن