ن جا آمد و رفت مقرر داشتيم. يعني مسافتي که آن را مي شناختند و سرگردان نمي شدند. « سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ» شب ها و روزها بدون ترس و با اطمينان خاطر در آن سفر کنيد. و اين نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ايمان کرد.
پس آنها يادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روي گرداندند و مست و مغرور و غرق در نعمت ها گشتند و از راحتي و آسايش به ستوه آمدند، تا اينکه خواستند و آرزو کردند که فاصله ي سفرهايشان بين اين آبادي ها زياد باشد. « وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ» و با کفر ورزيدن به خدا و نعمت هايش بر خود ستم کردند، آن گاه خداوند به وسيله همين نعمتي که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کيفر داد، و بر آنها سيل مخرّب و ويرانگري فرستاد که سد آنها را خراب کرد و باغ هايشان را از بين برد.
پس آن باغ هاي زيبا و درختان پرميوه از بين رفتند و درختاني بي فايده جايگزين آن شدند. بنابراين فرمود:« وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيل» به جاي دو باغشان دو باغ ديگر با ميوه هاي تلخ و داراي درخت گز و چيزي اندک از درخت کُنار جايگزين کرديم. پس همان طور که آنها به جاي شکرگذاري ناشکري کردند نعمت هاي زيباي آنها نيز به چيزهاي زشت و بي فايده تبديل گشت . بنابراين فرمود:« ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ» اين کيفر را به سزاي آن که ناسپاسي کردند به آنها داديم. و آيا ما جز کسي را که به خدا کيفر ورزيده و ناسپاسي کرده است مجازات مي کنيم؟
وقتي خداوند اين  عذاب را به آنها چشاند، متلاشي و پراکنده شدند، اين در حالي بود که قبلا در کنار هم بودند . و خداوند آنها را افسانه و سخن هايي بر سر زبان ها قرار داد که مردم حکايت آنها را بيان مي کردند و طوري شدند که مردم در رابطه با تفرقه و دسته دسته شدن از آنان به عنوان ضرب المثل استفاده مي  کردند، و مي گفتند:« همچون فرزندان سبا دچار تفرقه و چند دستگي شدند.» و همه کس حوادثي را که برايشان اتفاق افتاده بود بيان مي کردند.  اما از واقعه ي آنها درس عبرت نمي آموزد مگر  کسي که خداوند درباره ي او فرموده است:« إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ » بي گمان در اين واقعه براي هر شکيبايي سپاسگزاري نشانه هاي عبرتي است؛ کسي که در بر ابر سختي ها صبور و شکيباست و آن را به خاطر خدا تحمل مي کند و در برابر آن  اظهار خشم و ناخشنودي نمي نمايد، بلکه صبر مي ورزد و شکر نعمت هاي خداوند را مي گذارد و به آن اعتراف و اقرار مي نمايد، و خداوندي را که اين نعمت ها را به او ارزاني کرده است مي ستايد، و نعمت ها را در راه اطاعت از خدا به کار مي برد. پس چنين فردي هرگاه داستان سبا و آنچه که برايشان رخ داده است بشنود ، مي داند که اين کيفر و عذاب سزاي ناشکري نعمت خدا بوده است، و هرکس مانند آنها ناسپاسي کند به سزاي آنها گرفتار خواهد شد. 
و شکر نعمت، نعمت را افزون کند و عذاب را دور مي نمايد. و پيامبران خدا در گفته هايشان صادق اند، و روز جزا حق است همان طور که نمونه هاي آن در  دنيا مشاهده مي شود. سپس بيان نمود که قوم سبا کساني بودند که شيطان پندار خود را درباره آنها راست گرداند؛ آن جا که شيطان به پروردگارش گفت:« فَبِعِزَّتِکَ لَأُغوِينَّهُم أَجمَعِينَ، إِلَّا عِبَادَکَ مِنهُم المُخلَصينَ» سوگند به عزت و قدرت تو همه ي آنها را گمراه خواهم ساخت جز بندگان مخلص تو. و اين پندار و گمان شيطان بود و به اين يقين نداشت چون غيب نمي دانست و خبري از سوي خداوند براي  او نيامده بود که او همه ي بندگان را گمراه خواهد کرد به جز بندگان مخلص خدا. پس قوم سبا و امثال آنها از کساني هستند که شيطان پندار خود را درباره آنها راست يافت، و آنها را دعوت داد و گمراهشان  کرد، « فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ» پس، از او پيروي کردند جز گرو اندکي از مومنان که به نعمت خدا کفر نورزيده بودند. چنين کساني تحت گمان و پندار شيطان قرار نگرفتند. و احتمال دارد که داستان سبا در آنجا که فرمود:« إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ » به پايان رسيده است. سپس اين مطلب را آغاز نمود و فرمود:« وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ» و به درستي که شيطان پندارش را درباره مردم راست گرداند. پس آيه عام است و هرکس را که از شيطان پيروي نمايد شامل مي شود.
سپس خداوند متعال فرمود:« وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ» و شيطان هيچ تسلّط و قدرتي بر آنها ندارد و نمي تواند آنها را به آنچه مي خواهد وادار کند، اما حکمت الهي اقتضا نمود که شيطان را بر انسان ها مسلّط گرداند و آنها را بفريبد، « لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ» تا بازار امتحان برپا شود و راستگو از دروغگو مشخص گردد، و کسي که ايمانش درست است و به هنگام  امتحان و آزمايش و القاي شبهه ي شيطاني ثابت قدم مي  ماند مشخص گردد، و کسي که ايمانش استوار نيست و با  کمترين شبهه اي متزلزل مي شود و با کوچکترين انگيزه اي مي لغزد مشخص گردد. پس خداوند اين را يک امتحان قرار داده است و با آن بندگانش را مي آزمايد و پاک را از ناپاک مشخص مي گرداند. « وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ» و پروردگارت بر هر چيزي نگهبان است؛ بندگان را حفاظت مي  کند و اعمالشان را ثبت و ضبط مي  نمايد و پاداش کارهايشان را به طور کامل به آنها مي دهد.قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ ؛ بگو : بخوانيد کساني  را که  جز خداي  يکتا خدا مي  پنداريد  مالک  ذره   اي در آسمانها و زمين  نيستند و در آفرينش  آن  دو شرکتي  نداشته  اند و خدا  رادر آفرينش  ياري  نکرده  اند.
وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ؛ شفاعت  نزد خدا سود نکند ، مگر در باره  کسي  که  او خود اجازت  دهد  و  چون ، بيم  از دلهايشان  برود ، گويند : پروردگارتان  چه  گفت  ? گويند : سخن   حق گفت   و او بلند مرتبه  و بزرگ  است.
«قُل» اي پيامبر! به کساني که چيزهايي از مخلوقات را شريک خداوند قرار مي دهند که فايده و ضرري نمي تواند برسانند، و بطلان عبادت و عجز و  ناتواني آن چيزها را برايشان بيان نما و بگو:« ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ» آنان را که به جاي خداوند مي پنداريد، به فرياد بخوانيد. يعني چيزهايي را که  گمان مي بريد شريک خداوند هستند بخوانيد، اما خواندن شما فايده اي  ندارد، زيرا آنها کاملا ناتوانند و به هيچ صورت قادر به اجابت دعا و فرياد شما نيستند. آنها کوچکترين اختياري ندارن