ر به سوي  خدا انابت و رجوع داشته باشد از آيات و نشانه هاي بيشتري بهره مند مي شود، چون  او به سوي خدا روي آورده و اراده و خواست او متوجه خدايش بوده و در همه ي  کارهايش به سوي خدا بازگشته است. از اين رو به پروردگارش نزديک شده و هدفي جز کسب خشنودي او را ندارد. بنابراين او از روي فکر و عبرت به مخلوقات مي نگرد و نگاه او به مخلوقات نگاهي عاقلانه و غيرمفيد نمي باشد.وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ؛ داود را از سوي  خود فضيلتي  داديم  که  : اي  کوهها و اي  پرندگان  ، با او، هماواز شويد  و آهن  را برايش  نرم  کرديم .
أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ که  زرههاي  بلند بساز و در بافتن  زره  اندازه  ها را نگه  دار  و کارهاي   شايسته  کنيد ، که  من  به  کارهايتان  بصيرم.
ما بر بنده و پيامبرمان داود عليه الصلاة والسلام منت گذارديم و به او فضلي از علم مفيد و عمل صالح و نعمت هاي ديني و دنيوي بخشيديم. و از جمله نعمت هاي خدا بر داود اين بود که خداوند به جمادات يعني کوه ها و پرندگان فرمان داده بود که هرگاه داود تسبيح بکند و خداوند را ستايش گويد، آنها هم همراه با وي خدا را تسبيح کنند و ستايش او را به جاي آورند، و اين نعمتي از جانب خدا بود که به داود داده بود، و يکي از ويژگي هاي وي بود که خداوند قبل و بعد از داود به هيچ احدي نداده است. و اين امر داود و ديگران را بر آن داشت تا بيشتر خدا را به پاکي بستايند، چرا که مي ديدند آن جمادات و حيوانات به  همراه وي تسبيح و تمجيد و تکبير خدا را تکرار مي  نمايند، و اين چيز آنها را به ذکر خداوند تشويق مي نمود.
و يکي از علل اينکه هرگاه داود خدا را تسبيح مي نمود جمادات و حيوانات نيز همراه با او خدا را تسبيح مي نمودند اين بود که همانگونه که بسياري از علما نيز گفته اند با شنيدن صداي داود دچار وجد و طرب مي شدند، زيرا خداوند آن چنان صداي دلنشيني به او داده بود که نظير نداشت، و هرگاه او با آن صداي دل انگيز تسبيح و تهليل و تسبيح مي  نمود انسان ها و جن ها و حتي کوه ها و پرندگان که آن را مي شنيدند به وجد آمده و پروردگارشان را به پاکي ياد مي کردند و او را مي ستودند.
و شايد يکي از اين علل اين باشد که اجر و ثواب تسبيح اين جمادات و حيوانات هم به داود برسد، زيرا علت و سبب تسبيح آنها داود بود و به تبعيت از او خدا را تسبيح مي کردند. و از جمله فضل خداوند بر داود  اين بود که آهن را براي او نرم کرد تا از آن زره هاي پهن و فراخ بسازد و خداوند به او ياد داد که چگونه زره بسازد و بافته هاي حلقه هاي آن ها را به اندازه و متناسب کند، و سپس هر حلقه را در ديگري فرو ببرد. خداوند متعال مي فرمايد:« وَعَلَّمنهُ صَنعَةَ لَبُوسِ لَّکُم لِتُحصِنَکُم مِّن بَأسِکُم فَهلَ أَنتُم شَکِرُونَ» و به او ساختن لباس هايي براي شما آموختيم تا شما را در جنگ محافظت نمايد، پس آيا شکر مي گذاريد.
وقتي که نعمت هاي خود را که به او و خانواده اش داده بود، متذکر شد، او را به سپاسگزاري  فرمان داد و اينکه کار شايسته کنند و در کارهايشان همواره خدا را مدنظر داشته باشند، و کارها را از مفسدات و مبطلات در امان دارند. چون خداوند به اعمالشان بيناست و از آن آگاه است و هيچ چيزي بر او پوشيده نمي ماند.وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ ؛ و باد را مسخر سليمان  کرديم   بامدادان  يک  ماهه  راه  مي  رفت  و شبانگاه يک  ماهه  راه   و چشمه  مس  را برايش  جاري  ساختيم  و گروهي  از  ديوها به  فرمان  پروردگارش  برايش  کار مي  کردند و هر که  از آنان  سر از  فرمان  ما مي  پيچيد به  او عذاب  آتش  سوزان  را مي  چشانيديم.
يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاء مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ ؛ براي  وي  هر چه  مي  خواست  از بناهاي  بلند و تنديسها و کاسه  هايي  چون   حوض و، ديگهاي  محکم  بر جاي  ، مي  ساختند  اي  خاندان  داود ، براي   سپاسگزاري  کاري  کنيد و اندکي  از بندگان  من  سپاسگزارند.
فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ؛ چون  حکم  مرگ  را بر او رانديم  حشره  اي  از حشرات  زمين  مردم  را بر  مرگش آگاه  کرد : عصايش  را جويد  چون  فرو افتاد ، ديوها دريافتند که   اگر علم غيب  مي  دانستند ، در آن  عذاب  خوارکننده  نمي  ماندند.
وقتي خداوند فضل خويش را بر داود عليه السلام يادآور شد فضل خود را بر فرزندش سليمان عليه الصلاة و السلام را نيز بيان نمود و فرمود: خداوند باد را مسخر سليمان  کرد که به فرمان او به حرکت درمي آمد و سليمان و همه ي آنچه را که همراه او بود با خود مي برد و مسافت هاي بسيار دور و دراز را در مدت کوتاهي مي پيمود، پس در يک روز، مسافت دو ماه را طي مي کرد. « غُدُوُّهَا شَهْرٌ» يعني از صبح تا ظهر مسافت يک ماه را مي پيمود، « وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ» و از ظهر تا غروب مسافت يک ماه ديگر، « وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ» و چشمه ي مس را براي او مسخر کرديم، و اسباب و وسايلي را از قبيل ظروف و ديگر چيزها که براي درست کردن فرآورده هاي مسي از آن استفاده مي شود برايش فراهم و آسان گردانيديم.
و خداوند شياطين و جن ها را نيز مسخر سليمان کرده بود که نمي توانستند از  فرمان او سرپيچي کنند. « وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ» و اگر يکي از آنها از فرما ما سرپيچي مي  کرد از آتش سوزان بدو مي چشانديم. و آنان هرچه سليمان مي خواست برايش درست مي کردند، « مِن مَّحَارِيبَ» از قبيل بناها و قلعه هاي بزرگ، « وَتَمَاثِيلَ» و مجسمه ي حيوانات و جمادات، چون  اين فنون را خوب بلد بودند و توانايي آن را داشتند.« وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ» و کاسه هاي بزرگي همچون حوض هاي بزرگ . اين کاسه ها را براي سليمان درست مي کردند که او در اين کاسه ها غذا مي داد، و به چنين کاسه هايي نياز داشت. « وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ» و براي او ديگ هايي درست مي کردند که از بس بزرگ بودند قابل جا به جايي نبوده و در جاي خود ثابت بودند. وقتي خداوند منّت و احسان خويش را بر آنها بيان کرد به آنان فرمان داد تا شکر خدا را به  جاي آورند. پس فرمود:« اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ» اي خاندان داود! چون منت خدا شامل حال همه ي شما شده و منافع بسياري به شما رسيده است، « شُک