يز مي دانند که آنچه اين کتاب از آن سخن مي گويد با واقعيت مطابقت دارد و با کتاب هاي گذشته موافق است.
3- آنها مي بينند که آنچه اين کتاب بيان مي دارد آشکارا اتفاق مي افتد.
4- هم چنين در آفاق و در وجود خود نشانه هاي بزرگي مي بينند که بر حقانيت مطالب اين کتاب دلالت مي نمايد.
5- و با آنچه که اسماء و صفات خداوند بر آن دلالت دارد موافق است.
6- و آنها اعتقاد دارند که اوامر و نواهي اين کتاب آدمي را به راه راست هدايت مي نمايد؛ راه راستي که متضمن امر نمودن به هر صفت و خصلتي است که نفس را تزکيه مي کند و اجر و پاداش را افزايش مي دهد، و به انجام دهنده ي آن و ديگران فايده مي رساند، از قبيل صدق، اخلاص و نيکي کردن با پدر و مادر، و برقرار داشتن صله رحم و نيکي کردن با همه مردم و امثال آن. و از هر صفت زشتي که نفس و وجود انسان را آلوده مي نمايد و پاداش را از بين مي برد و باعث گناه مي شود از قبيل شرک ورزيدند و زنا و رباخواري و ستمگري و ريختن خون ديگران و خوردن اموال و هتک حرمت و ريختن آبرو، نهي مي نمايد. و اين فضيلتي براي اهل علم مي باشد و نشانه آنهاست، و هر اندازه انسان به آنچه پيامبر گفته است آگاهي بيشتري داشته باشد و بيشتر آن را تصديق نمايد و بيشتر اوامر و نواهي او را بشناسد از اهل علم خواهد بود؛ و از کساني خواهد بود که خداوند آنها را دليلي بر آنچه پيامبر آورده قرار داده است و تصديق آنها را دليلي عليه تکذيب کنندگان قرار داده است. همان طور که در اين آيه و در جاهايي ديگر بيان داشته است. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ؛ کافران  گفتند : آيا مي  خواهيد به  مردي  دلالتتان  کنيم  که  شما را مي  گويد  :آنگاه  که  پاره  پاره  شويد و ريز ريز ، از نو آفريده  خواهيد شد ?
أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ؛ آيا بر خدا دروغ  مي  بندد ، يا ديوانه  است  ? نه  ، آنان  که  به  آخرت   ايمان ، ندارند ، در عذابند و سخت  از راه  دورند.
أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ؛ آيا به  پيش  روي  يا پشت  سر خود از آسمانها و زمين  نمي  نگرند ? اگر  بخواهيم  ، آنها را در زمين  فرو مي  بريم  يا قطعه  اي  از آسمان  را بر سرشان   مي  افکنيم   و در اين  براي  هر بنده  اي  که  به  خدا باز مي  گردد عبرتي  است.
«وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا» و کافران در قالب تکذيب و تمسخر و بعيد دانستن به يکديگر گفتند:« هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ» آيا مردي را به شما نشان دهيم که به شما خبر مي دهد هنگامي پيکرهايتان کاملا متلاشي شد آفرينش تازه اي پيدا مي کنيد؟ منظورشان از آن مرد پيامبر خدا(ص) بود . و مرادشان اين بود که او خبري را آورده که تحقق آن بعيد است، تا جايي که سخن او را خنده آور مي دانستند و او را مورد تمسخر قرار داده و مي گفتند: او چگونه مي تواند شما پس از مرده شدن زنده مي شويد، پس از آن که بدنتان خشک و متلاشي شد و اعضايتان از بين رفت؟! 
آيا مردي که اين خبر را آورده « أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا» بر خداوند دروغي بسته و نسبت به ايشان جسارت نموده و اين  گونه گفته است؟ « أَم بِهِ جِنَّةٌ» يا نوعي ديوانگي دارد؟ و اگر ديوانه است پس بعيد نيست چنين سخني بگويد ، زيرا ديوانگي فنون و ترفندهاي خاص خود را دارد. آنها از روي ستمگري و عناد چنين مي گفتند و مي دانستند که پيامبر از همه ي مردم راستگوتر و عاقل تر است. از اين رو با اودشمني ورزيده و جان و مال خود را در راه جلوگيري و بازداشتن مردم از او به کار بردند. پس اگر او دروغگو و ديوانه بود اي بي خردان سزاوار نبود که به آنچه مي گويد گوش دهيد و دعوت او را لبيک گوييد. زيرا فرد عاقل و فر زانه نبايد به ديوانه توجه نمايد و يا تحت تاثير سخنانش قرار گيرد. و چنانچه سرکشي و ستم شما در ميان نبود، به اجابت و پاسخگويي ايشان مبادرت مي روزيديد، ولي « مَا تُغنِي الأَيتُ وَالنُّذُرُ عَن قَومِ لَّا يومِنُونَ» آيات و بيم ها قومي را که ايمان نمي آورند فايده اي نمي دهد. بنابراين خداوند متعال فرمود:« بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» بلک کساني که به آخرت ايمان نمي آورند و کساني که اين گفتار کفر آميز را گفته اند جزو اين دسته از کافرانند. « فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيد» در بدبختي بزرگ و گمراهي دور و درازي هستند؛ گمراهي اي که به راه راست و درست نزديک نيست و با آن فاصله زيادي دارد. و چه بدبختي و گمراهي اي بزرگتر از آن است که آنها قدرت خداوند را بر زنده کردن مردگان انکار کردند و پيامبرش را که اين خبر را آورده بود تکذيب نمودند و او را مورد تمسخر قرار دادند و يقين حاصل کردند که آنچه خودشان مي گويند حق است؟ پس آنها حق را باطل انگاشتند و باطل و گمراهي را حق و هدايت ديدند.
سپس دليل عقلي را به آنها گوشزد نمود که بر بعيد نبودن رستاخيز آن چنان که آنها آن را بعيد مي دانستند دلالت مي نمايد و فرمود: اگر آنها به آنچه پيش رو و پشت سرشان است بنگرند از قبيل آسمان و زمين آن چنان قدرت الهي را در اين چيزها مي بينند که عقل ها را به حيرت مي اندازد، و چنان چيزهايي از عظمت خداوند را مشاهده نخواهد کرد که علماي برجسته را حيرت زده مي نمايد. و آفرينش آسمان و زمين و عظمت آنها و مخلوقاتي که در آنها وجود دارند از دوباره زنده کردن مردم به مراتب بزرگ تر و مهم تر است.
پس چه چيزي آنها را به تکذيب وا مي دارد در صورتي که بزرگ تر از آن را تصديق مي نمايند؟ آري! زنده شدن مرده ها پس از مرگ يک خبر غيبي است که تاکنون پنهاني است و آن را مشاهده نکرده اند، از اين رو آن را تکذيب مي کنند. خداوند متعال مي فرمايد:« إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء» اگر بخواهيم آنان را در زمين فرو مي بريم يا پاره هايي از آسمان را بر آنان مي افکنيم. يعني پاره هايي از عذاب بر آنها فرود مي آوريم. چون آسمان و زمين تحت تدبير و تصرف ما هستند و اگر ما به آسمان و زمين فرمان دهيم سرپيچي نمي کنند. پس ، از اصرار بر تکذيب بپرهيزيد که در آن صورت سخت ترين کيفر را به شما خواهيم داد. « إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ» بي گمان در آفرينش آسمان ها و زمين و مخلوقاتي که در آنها هست نشانه ايست براي هر بنده اي که به سوي پروردگارش بازگردد و از او اطاعت نمايد. پس چنين کسي يقين مي کند که خداوند بر زنده کردن مردم پس از مرگ تواناست. بنابراين هرچند بنده بيش