اي تو آسان نمود تا دل هاي همسرانت آرام گيرد. « وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا» و خداوند داناي بردبار است. يعني دانايي و آگاهي او گسترده مي باشد و بردباري اش فراوان است. و از جمله دانايي و آگاهي اش اين است که چيزهايي را برايتان مشروع نموده است که به صلاح امورتان مي باشد و پاداش شما را بيشتر مي گرداند. و از جمله بردباري اش اين  است که شما را به سبب آنچه که از شما سرزده است مواخذه نمي کند، و شما را به خاطر شري که دل هايتان بر آن اصرار مي ورزد مواخذه نمي نمايد.لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا ؛ بعد از اين  زنان  ، هيچ  زني  بر تو حلال  نيست  و نيز زني  به  جاي  ايشان ، اختيار کردن  ، هر چند تو رااز زيبايي  او خوش  آيد ، مگرآنچه  به  غنيمت به   دست تو افتد  و خدا مراقب  هر چيزي  است.
وقتي همسران پيامبر، خدا و پيامبر و سراي آخرت را انتخاب کردند به پاس اين کارشان خداوند پيامبرش را حکم نمود تا زني ديگر غير از آنها را به همسري برنگزيند. پس فرمود:« لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ» بعد از زناني که تحت نکاح تو  هستند، زنان ديگري برايت حلال نيستند. « وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ» و نمي تواني يکي از آنها را طلاق دهي و به جاي وي با زني ديگر ازدواج کني، پس با رسيدن اين حکم از اينکه هووهاي تازه اي داشته باشند و اينکه طلاق داده شوند ايمن شدند چون خداوند حکم نمود که آنها همسرانش در دنيا و آخرت هستند و ميان او و آنها جدايي نيست. « وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ» گرچه زيبايي زناني ديگر تو را به شگفت آورد، پس ازدواج با آنها براي تو جايز نيست. « إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ» جز کنيزاني که در جنگ به غنيمت مي گيري که اينها برايت جايز هستند، چون آن طور که زنان از هووهاي خود نفرت دارند به آن اندازه از کنيزان نفرت ندارند. « وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا » و خداوند ناظر و مراقب کارها است و هرکاري را انجام دهي خداوند آن را مي داند و آن را به بهترين صورت و کامل ترين نظام  انجام مي دهد.وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ، و اگر زنان را قبل از ایکه با آنان آمیزش جنسی کنید، طلاق دادید، در حالی که برای آنها مهریه تعیین کرده اید، پس نصف آنچه تعیی کرده اید را بپردازید. مگر اینکه آن را به شما ببخشند یا کسی که عقد ازدواج در دست اوست آن را ببخشد، و اگر ببخشد، به پرهیزگاری نزدیک تر است ، و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید همانا خداوند به آنچه می کنید بیناست.
سپس حکم زنانی را بیان کرد که مهریه آنها تعیین گردیده است، پس فرمود: « وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ»  و اگر زنان را قبل از آمیزش و بعد از اینکه مهریه تعیین گردید طلاق دادی، پس نصف مهریه تعیین شده را به آنان بدهید، و نصف آن مال شماست، و این واجب است به شرطی که گذشت و بخششی در میان نباشد و زن نصف مهریه را به شوهر نبخشد، البته به شرطی که بخشیدن زن درست باشد. « أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ» طبق قول صحیح ، منظور شوهر است. یعنی یا کسی که پیوند نکاح در دست اوست، ببخشد، چون باز کردن گره ازدواج در دست شوهر است، و نیز برای ولی درست نیست که حق زن را ببخشد چون او نه مالک است و نه وکیل. 
سپس خداوند متعال به گذشت تشویق نمود و بیان کرد که گذشت کردن به پرهیزگاری نزدیکتر است، چون گذشت احسان است و موجب شرح صدر می گردد، و انسان نباید از نیکوکاری دوری نماید و آنرا فراموش کند، که بالاترین رتبه در معاملات نیکوکاری است، زیرا تعامل و رفتار مردم در میان خودشان دو گونه است: یا عدل و انصاف است که واجب می باشد، و آن گرفتن واجب و دادن واجب است، و یا فضل و احسان است، که به معنی تسامح و چشم پوشی از حقوق و دادن چیزی است که بر آدمی لازم نیست. پس انسان نباید هیچ گاه این مقام را فراموش کند، به خصوص در مورد کسی که بین تو و او معامله و همزیستی است. همانا خداوند نیکوکاران را در عوض این عمل نیک از فضل و کرم خویش بهره مند می سازد. بنابراین فرمود: « إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» همانا خداوند  به آنچه می کنید آگاه است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، به  خانه  هاي  پيامبر داخل  مشويد مگر شما، را به  خوردن  طعامي  فرا خوانند ، بي  آنکه  منتظر بنشينيد تا طعام  حاضر شود  اگر شما را فرا خواندند داخل  شويد و چون  طعام  خورديد پراکنده  گرديد  نه آنکه  براي  سرگرمي  سخن  آغاز کنيد  هر آينه  اين  کارها پيامبر را آزار  مي دهد و او از شما شرم  مي  دارد  ولي  خدا از گفتن  حق  شرم  نمي  دارد  و  اگراز زنان  پيامبر چيزي  خواستيد ، از پشت  پرده  بخواهيد  اين  کار ، هم   براي دلهاي  شما و هم  براي  دلهاي  آنها پاک  دارنده  تر است   شما را نرسد  که  پيامبر خدا را بيازاريد ، و نه  آنکه  زنهايش  را بعد از وي  هرگز به   زني  گيريد  اين  کارها در نزد خدا گناهي  بزرگ  است.
إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا؛ اگر چيزي  را آشکار کنيد يا مخفي  داريد ، در هر حال  خدا به  هر چيزي  آگاه است.
خداوند متعال بندگان مومن خويش را فرمان مي دهد تا به هنگام وارد شدن به خانه پيامبر (ص) ادب را رعايت کنند، پس فرمود:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ» براي خوردن غذا بدون اجازه وارد  خانه پيامبر نشويد، و نيز نباي منتظر پخته شدن و آماده شدن غذا بمانيد. يعني وارد خانه هاي پيامبر نشويد مگر به دو شرط: يکي  اينکه به شما اجازه ورود داده شود، دوم اينکه به اندازه نياز بنشينيد. بنابراين فرمود:« وَلَك