اه کسي که در دل او بيماري شهوت زنا است به طمع مي  افتد، چون او آماده و منتظر کوچک ترين چيزي است که وي را تحريک کند، چرا که دل او سالم نيست، زيرا دلي که سالم باشد به آنچه  خدا حرام نموده است علاقمند نيست و کمتر اسباب و وسايلي او را تحريک مي کند، چرا که دل او پاک و سالم است. به خلاف کسي که دلش بيمار است، چنين کسي مانند فردي که دلش سالم است تحمل ندارد و کوچک ترين سببي او را به کار حرام وامي دارد و دعوتش را اجابت مي کند و از خواسته اش سرپيچي نمي نمايد.
اين دليلياست بر اينکه وسيله ها حکم اهداف و مقاصد را دارند. نرمي گفتار و صدا در اصل کار جايزي است اما وقتي که وسيله اي براي کار حرام باشد ازآن منع شده است، بنابراين براي زن شايسته است به هنگام سخن گفتن با مردان صدايش را نرم و نازک نکند. 
وقتي آنها را از نرمي گفتار نهي کرد شايد کسي گمان بَرَد که بايد به درشتي و تندي سخن بگويند،
پس اين توّهم را دفع نمود و فرمود: « وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا » و سخني شايسته بگويند. يعني سخني که درشت و تند نباشد و فرمود:« فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ» و نگفت: « فَلَا تَلِنَّ بِالقَول» چون آنچه از آن نهي شده سخني نرمي است که همراه با فروتني و انقياد زن براي مرد باشد، و چنين حالت و سخني مرد را وادار مي کند تا به او چشم طمع بدوزد.
به خلاف کسي که سخني نرم بگويد که در آن فروتني نباشد بلکه اين سخن با اينکه نرم  است نشانگر عزت گوينده است و طرف را مغلوب مي نمايد و در او طمع نمي ورزد. بنابراين خداوند پيامبرش را به خاطر مهرباني و ملايمتي که داشت ستوده است، پس فرمود:« فَبِمَا رَحمَةِ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم» به سبب رحمتي از جانب خدا براي آنها نرم و مهربان شدي. و به موسي و هارون فرمود:« اذهَبَآ إلَي فِرعَونَ إِنَّهُ طَغَي، فَقُولا لَهُ قَولَاَ لَّينَاَ لَّعَلَّهُ يتَذَکَّرُ أَو يخشَي» برويد نزد فرعون چرا که او سرکشي کرده است. پس با او به نرمي سخن بگوييد شايد پند پذيرد يا بترسد. و اين بخش از آيه:« فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ» ضمن اينکه دستوري است مبني بر اينکه  انسا بايد پاکدامن باشد ، و زنان و مردان پاکدامن مورد ستايش قرار گرفته و از نزديک شدن به زنا نهي شده اند، نيز بر اين دلالت مي نمايد که براي بنده شايسته است هرگاه اين حالت را در خودش يافت که با ديدن يا شنيدن سخن کسي که مورد پسندش مي باشد بر انجام کار حرام تحريک مي شود و احساس کرد که انگيزه هاي طمع ورزي او را به سوي حرام سوق مي دهد بايد بداند که اين  احساس يک بيماري است، از اين رو بايد براي تضعيف و از بين بردن و قطع  کردن خاطره هاي زشت بکوشد و با نفس خود مبارزه نمايد تا آن را از اين بيماري خطرناک نجات بخشد و از خداوند بخواهد که او را محافظت  نمايد و به او توفيق دهد. و اين از زمره پاکدامني است که به آن امر شده است.
« وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى» و در خانه هايتان بمانيد، اين برايتان بهتر است و مانند اهل جاهليت پيشين که دانش و ديني نداشتند آرايش نکنيد و زياد از خانه بيرون نرويد و همه اينها براي دور کردن شر و اسباب آن است. 
وقتي آنها را به طور کلي به پرهيزگاري فرمان داد به جزئياتي از آن نيز پرداخت، چون زنان به آن نياز دارند و نيز آنها را به فرمانبرداري دستور داد به ويژه به برپاي داشتن نماز و پرداختن زکات؛ دو عبادتي که هرکس به ناچار به آن ها نياز دارد و بزرگترين عادت محسوب مي شوند، که در نماز اخلاص براي خداوند انجام مي گيرد و با پرداختن زکات به بندگان نيکي مي شود. سپس آنها را به طور کلي به اطاعت فرمان داد و فرمود:« وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» و از خدا و پيامبرش اطاعت کنيد. هر  امر و فرماني که خدا و پيامبر داده اند خواه فرمان واجب باشد يا فرمان مستحب در اطاعت از خدا و پيامبرش داخل است. « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» جز اين نيست که خداوند وقتي شما را به اين چيزها فرمان مي دهد و از چيزهايي نهي مي کند براي آن است تا پليدي و بدي را از شما اهل بيت دور کند و شما را کاملا پاک گرداند. يعني حمد و سپاس خداوند را به خاطر اين اوامر و نواهي به جاي آوريد که شما را از مصلحت و فايده آن آگاه کرده است. و اين اوامر و نواهي براي شما فايده و مصلحت محض هستند و خداوند با اين دستورات نخواسته است بر شما تنگي و مشقّتي بياورد، بلکه براي آن  است تا پاکيزه گرديد و اخلاق و رفتارتان پاک شود، و اعمالتان درست و خوب گردد و به سبب آن پاداشتان بيشتر و بزرگ شود.
و هنگامي که آنان را به انجام کارها و ترک کارهايي امر نمود، به آنان دستور داد که به علم  اندوزي بپردازند، و راه آن را برايشان بيان نمود، پس فرمود:« وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ» منظور از آيات خدا قرآن است، و حکمت، اسرار قرآن و يا سنّت پيامبر مي باشد. و زنان را فرمان داد تا آن را ياد کنند و اين شامل ذکر و ياد کردن کلمات قرآن مي شود که با تلاوت آن  انجام مي گيرد نيز معاني آن را شامل مي شود که با تدبر و تفکر در آن و استنباط احکام و حکمت  هاي آن انجام مي گردد. نيز شامل ذکر ِ عمل کردن به آن هم مي گردد.
« إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا» همانا خداوند باريک بين آگاه است و سراير و پنهاني هاي امور را مي بيند و آنچه را در آسمان ها و زمين پنهان است و کارهايي را که آشکار يا پنهان هستند مي داند. باريک بين و مطلع بودند خداوند اين را مي طلبد که آنها کارها را خالصانه براي خدا به انجام رسانند و اعمال را به صورت پنهاني انجام دهند. نيز از آنجا که خداوند باريک بين آگاه است جزا و سزاي اعمال را مي دهد. و يکي از معاني« لطيف» اين است که خداوند بنده اش را به طرق مخفي و غيرمحسوس به سوي خير و خوبي پيش مي برد و از شر و بدي محافظت مي نمايد، و رزق و روزي را از جايي به او مي رساند که خودش نمي داند، و اسبابي را به او نشان مي دهد که نفس آدمي از آنها نفرت دارد، اما راه رسيدن به بالاترين مقام ها را براي او هموار مي سازد.وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ، و از میان مردم هستند کسانی که می گویند: « ما به خدا و روز قیامت ایمان آورده ایم» اما آنها مومن نیستند. 
يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُون ، اینان خدا و کسانی را که ایمان آورده اند فریب می دهند و در حقیقت آنها فریب نمی دهند مگر خودشان را ولی نمی فهمند.
فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُون، در دل هایشان بیماری است و خداوند بیماری آنان را افزون می گرداند و برای آنها به سبب دروغی که می گفتند عذابی دردناک است.
بدان که نفاق یعنی ظهار نمو