 و نتوانستند به چيزي دست يابند که بر آن آزمند بودند، و خشمگين بودند و باور قطعي داشتند که پيروز خواهند شد. لشکريان زياد و تجزبشان آنان را مغرور کرده بود و آنها به لشکر و ساز و برگ جنگي خود شادمان بودند، اما خداوند باد تندي را بر آنها فرستاد که خيمه هايشان را از جا برکنکد و در مراکز آنها اضطراب و تزلزل پديد آورد و ديگ هايشان را واژگون کرد و خداوند ترس را در دل هايشان انداخت و آنها با دلي لبريز از خشم بازگشتند. و اين از ياري و مدد خداوند است که بندگانش را بدان ياري مي نمايد. « وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ» و خداوند با فراهم کردن اسباب عادي و قَدَري مومنان را در کار جنگ کفايت کرد، و آنها را از جنگ بي نياز ساخت، « وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا» و خداوند توانا و چيره است و هيچ کس با او در نمي افتد مگر اينکه مغلوب مي گردد و شکست مي خورد، و هيچ کس از او ياري نمي خواهد مگر اينکه پيروز مي شود. و هر کاري را که بخواهد انجام مي دهد. و توانايي اهل قدرت سودي به آنان نمي بخشد مادامي که خداوند آنها را با قدرت خويش ياري نکند.وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا؛ از اهل  کتاب  آن  گروه  را که  به  ياريشان  برخاسته  بودند از قلعه  هايشان   فرود آورد و در دلهايشان  بيم  افکند  گروهي  را کشتيد و گروهي  را به   اسارت گرفتيد.
« وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ» و خداوند کساني از اهل کتاب يعني يهوديان را که لشکرهاي کافران را ياري کردند از قلعه هايشان پايين آورد در حالي که شما بر آنها غالب شديد، و تحت فرمان و قدرت اسلام درآورده شدند. « وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ» و در دل هايشان ترس و هراس انداخت پس نتوانستند با مسلمان ها بجنگند بلکه تسليم شدند و فروتني و کرنش کردند. « فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا» پس مردان جنگي آنها را کشتيد و زنان و کودکانشان را به اسارت گرفتيد.وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا؛ خدا زمين  و خانه  ها و اموالشان  و زمينهايي  را که  بر آنها پاي  ننهاده   ايدبه  شما واگذاشت   و خدا بر هر کاري  تواناست.
« وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا » و سرزمين و خانه ها و اموال آنان و زميني را که بدان گام ننهاده بوديدي به عنوان غنيمت به شما داد. و سرزميني را به شما داد که قبلا به خاطر شرافت و جايگاهش، و چون به نزد  اهالي آن عزيز بود قدرت گام نهادن در آن را نداشتيد و خداوند شما را بر آن مسلط کرد واهالي آن را خوار گردانيد و مال هايشان را به غنيمت گرفتيد و آنان را  کشتيد و به اسارت درآورديد. « وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا» و خداوند بر هر چيزي تواناست؛ هيچ چيزي او را درمانده نمي کند و از قدرت و توانايي خويش آنچه را خواست به شما داد. اين گروه از اهل کتاب يهوديان بني قريظه بودند که در روستايي خارج از مدينه که زياد از مدينه دور نبود زندگي مي کردند و پيامبر (ص) وقتي به مدينه آمد با آنها پيمان بست و با آنها صلح کرد پس پيامبر (ص) با آنها نجنگيد و آنان نيز با او نجنگيدند و آنها بر دين خود باقي ماندند و هيچ چيزي از امور آنها تغيير نکرد. پس در جنگ خندق لشکريان زيادي را که براي جنگ با پيامبر به هم پيوسته بودند ديدند و تعداد اندک مسلمان ها را مشاهده نمودند و گمان بردند که به زودي اين لشکريان زياد پيامبر و مومنان را نابود و ريشه کن خواهند کرد، نيز سخنان فريبنده برخي از سرانشان آنها را بر آن داشت تا پيماني را که با پيامبر بسته بودند بشکنند پس آنها عهد خود را شکستند و مشرکان را در جنگ با پيامبر ياري دادند.
وقتي خداوند مشرکين را خوار گرداند پيامبر (ص) به پيکار با آنها پرداخت پس آنان را در قلعه هايشان محاصره کرد. و آنها به داوري سعد بن معاذ(رضي الله عنه) راضي شدند و سعد در مورد آنها چنين حکم کرد که مردان جنگجويشان کشته شوند و فرزندانشان به  اسارت در آيند و مال هايشان به غنيمت گرفته شود. پس خداوند نعمت خويش را بر پيامبر و مومنان تکميل و فراوان گردانيد و با خوار نمودن دشمنانشان و کشتن برخي و به اسارت  گرفتن عده اي ديگر آنها را شاد گرداند و خداوند هميشه در حق بندگان مومن خويش لطف دارد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1397.txt">آيه 29-28</a><a class="text" href="w:text:1398.txt">آيه 31-30</a><a class="text" href="w:text:1399.txt">آيه 34-32</a><a class="text" href="w:text:1400.txt">آيه 35</a><a class="text" href="w:text:1401.txt">آيه 36</a><a class="text" href="w:text:1402.txt">آيه 37</a><a class="text" href="w:text:1403.txt">آيه 40</a><a class="text" href="w:text:1404.txt">آيه 44-41</a><a class="text" href="w:text:1405.txt">آيه 48-45</a><a class="text" href="w:text:1406.txt">آيه 49</a><a class="text" href="w:text:1407.txt">آيه 50</a><a class="text" href="w:text:1408.txt">آيه 51</a><a class="text" href="w:text:1409.txt">آيه 52</a><a class="text" href="w:text:1410.txt">آيه 54-53</a><a class="text" href="w:text:1411.txt">آيه 55</a><a class="text" href="w:text:1412.txt">آيه 56</a><a class="text" href="w:text:1413.txt">آيه 58-57</a><a class="text" href="w:text:1414.txt">آيه 62-59</a><a class="text" href="w:text:1415.txt">آيه 68-63</a><a class="text" href="w:text:1416.txt">آيه 69</a><a class="text" href="w:text:1417.txt">آيه 71-70</a><a class="text" href="w:text:1418.txt">آيه 73-72</a></body></html>يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ؛ اي  پيامبر ، به  زنانت  بگو : اگر خواهان  زندگي  دنيا و زينتهاي  آن ، هستيدبياييد تا شما را بهره  مند سازم  و به  وجهي  نيکو رهايتان  کنم .
وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا؛ و اگر خواهان  خدا و پيامبر او و سراي  آخرت  هستيد ، خدا به   نيکوکارانتان پاداشي  بزرگ  خواهد داد.
هنگامي که زنان پيامبر به او رشک بردند ، و همگي با هم متحد شدند و از ايشان نفقه و لباس درخواست  کردند، درخواستِ آنان طوري بود که براي پيامبر (ص) ممکن نبود که در هر وقت و شرايطي بتواند خواسته ي آنان را برآورده سازد، و آنان نيز يکپارچه و به صورت دسته جمعي بر خواسته خود مصّر بودند. اين بر پيامبر دشوار آمد تا جايي که سوگند خورد يک  ماه نزد آنها نرود. پس خداوند خواست تا کار را بر پيامبرش آسان بگرداند و مقام همسرانش را بالا ببرد و هرچيزي را که پاداش آنها را کم نمايد از آنها دور سازد. پس به پيامبرش فرمان داد تا به زنان خود اختيار دهد، بنابراين فرمود:« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا» اگر شما فقط دنيا و زرق و برق آن را مي خواهيد و به آن خوشنود مي شويد و به خاطر فقدانش