ن نسبت دادن بهشت به رحمت خدا بر اين دلالت مي نمايد که شادي بهشت استمرار دارد و همواره باقي خواهد ماند، چون رحمت الهي که بهشت اثري از آن مي باشد همواره باقي است. 
و منظور از (عِبَادَهُ) و بندگان رحمان و امثال آن به خلاف بندگاني که فقط آفريدۀ او هستند و وي را عبادت ن کرده اند، پس ايشان گرچه بندگان ربوبيت خداوند ميباشند زيرا خداوند آنها را آفريده و روزي داده و به تدبير امورشان پرداخته است اما از زمرۀ آن بندگاني نيستند که وارد دايره ي بندي الويهت و پرستش و بندگي اختياري شده اند؛ و پرستشي که آدمي به خاطر آن مورد ستايش قرار مي گيرد. بلکه پرستش آنان پرستش اضطراري است و به خاطر اين بندگي مورد ستايش قرار نمي گيرند. 
(بِالْغَيْبِ) احتمال دارد که متعلق (وَعَدَ الرَّحْمَنُ ) باشد. پس در اين صورت معني اين طور مي شود: خداوند آنان را به بهشتي وعدۀ داده است که آن را نديده اند، اما به آن ناديده ايمان آورده و آن را تصديق کرده اند که آن بهشت در غيب وجود دارد، و براي رسيدن به آن تلاش کرده اند با اينکه آن را نديده بودند، پس چگونه بود اگر آن را مي ديدند؟ بنابراين حتماً بيشتر آن را طلب مي کردند و بيشتر به آن علاقه مند مي شدند، و براي رسيدن به آن بشتر مي کوشيدند. و در اينجا آنها چون به غيب و به آنچه نديده اند ايمان دارند مورد ستايش قرار گرفته اند، و چنين ايماني مفيد است. 
و احتمال دارد که (بِالْغَيْبِ) متعلق به (عِبَادَهُ) باشد، يعني کساني که او را عبادت کردند بدون اينکه او را ديده باشند . پس آنان خدا را عبادت کردند، حال آنکه او را نديده اند، پس اگر او را مي ديدند بيشتر وي را عبادت مي کردند و بيشتر توبه مي نمودند، و بيشتر او را دوست مي داشتند و اشتياق آنها بيشتر مي شد. 
نيز احتمال دارد که معني اينطور باشد: باغهايي که خداوند مهربان به بندگانش وعده داده است از اموري است که نمي توان توصيف آن را بيان کرد، و هيچ کس جز خدا آن را نمي داند. پس اين نوعي تشويق به تلاش براي برخورداري از بهشت، و توصيف اجمالي ان است، و انسانها را به حرکت درمي آورد تا در طلب آن برخيزند و اين مانند فرمودۀ الهي است که مي فرمايد: (فلا تعلم نفس ما اخفي لهم من قره اعين جزاء بما کانوا يعملون) هيچ کس نمي داند در برابر کارهاي نيکي که کرده اند چه چيزهايي برايشان پنهان داشته شده است؛ چيزهايي که مايۀ شادي و سرورشان شده و از نگاهشان پنهان شده است. 
و اين معاني همه درست و ثابت است، اما احتمال اول بهتر است به دليل اينکه خداوند فرموده است:( إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا) و آن وعده محقق و شدني است، زيرا خداوند خلاف وعده نمي کند و راستگوترين است. 
(لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا) در آن جا  سخن بيهوده و بي فايده اي که انسان را گناهکار نمايد، نمي شنوند، پس آنها در آنجا ناسزا و عيبي نمي شوند و سخني که انسان را به ورطۀ گناه و عصيان بکشاند و نيز هيچ گفتۀ نامناسبي را نمي شنوند. (إِلَّا سَلَامًا) فقط گفته هايي مي شوند که از هر نوع عيبي مبرا است، از قبيل ذکر خدا، درود، سخن شادي آفرين و مژده و گفته هاي نيک، و شنيدن خطاب خداوند مهربان و صداهاي دل انگيز حوري هاي بهشتي و فرشتگان و نوجوانان، و ترانه هاي شاد و کلمات گهربار، چون بهشت سراي لامتي است و در آن جز سلامتي چيزي ديگر وجود ندارد. 
(وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا ) و صبحگاهان و شامگاهان خوراک و طعام ايشان آماده است . يعني روزي آنان از قبيل خوردني ها و نوشيدني ها و انواع لذت ها همواره موجود است، و هر کجا که بخواهند و در هر وقتي که ميل داشته باشند حاضر است. و از کمال لذت و زيبايي آن اين است که در اوقات مشخصي يافت شود، (بُكْرَةً وَعَشِيًّا) صبحگاهان و شامگاهان، تا خوب بچسبد و کاملاً مفيد باشد. پس بهشتي که توصيف نموديم، (الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا) کسي از بندگان در آن قرار مي دهيم که پرهيزگار باشد. يعني پرهيزگاران را در آن جاي داده و آن را جايگاه هميشگي آنها قرار مي دهيم، از آن جا اخراج نمي شوند و به جاي آن چيز ديگري را نمي خواهند. چنان که خداوند متعال فرموده است: (وسارعوا الي مغفره من ربکم وجنه عرضها السموات و الارض اعدت للمتقين)و بشتابيد به سوي آمرزشي از جانب پروردگارتان، و بهشتي که پهناي آن به اندازۀ آسمانها و زمين است، که براي پرهيزگاران آماده شده است.وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا و [ما فرشتگان] جز به فرمان پروردگارت فرود نمي آييم، از آن اوست آنچه پيش روي ما و آنچه پشت سر ما و آنچه ميان اين دو است، و پروردگارت فراموشکار نبوده است. 
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا  پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان اين دو است، پس او را پرستش کن، و بر عبادت او پايداري ورز، آيا همتايي براي او مي شناسي؟
مدتي جبرئيل نز پيامبر نيامد، وقتي جبرئيل مجدداً نازل شد [پيامبر عليه السلام] به او گفت: «اگر بيشتر از اين نزد ما مي آمدي بهتر بود» چون پيامبر به او علاقه داشت و از جدايي او غمگين مي شد، و قلبش با فرود آمدن او مطمئن مي شد، پس خداوند بر زبان جبرئيل به پيامبر فرمود: (وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ) و ما جز به فرمان پروردگارت فرود نمي آييم، يعني ما اختياري نداريم، اگر دستور داده شويم شتابان فرمان را اجرا مي مي کنيم، و هرگز  از دستور خدا سرپيچي نمي کنيم، چنان که خداوند متعال در مورد فرشتگان فرموده است: (لا يعصون الله ما امرهم و يفعلون ما يومرون) از فرماني که خداوند به آنها مي دهد سرپيچي نمي کنند و آنچه را که به آن دستور داده مي شوند انجام مي دهند، پس ما بندگاني مأمور هستيم.
(لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ)از آن اوست آنچه پيش روي ما و آنچه ميان اين دو است. يعني کارهاي گذشته و آينده و حال، اينجا و آن جا و همه جا از آن خداوند متعال است پس روشن شد که همۀ امور از آن خداوند مي باشد و مابندگاني هستيم که دراختيار او قرار درايم. بنابراين مسئلۀ اصلي اين است که آيا حکمت  الهي اين کار را اقتضا مي نمايد يا نه؟ پس اگر حکمت او کاري را اقتضا نمايد آن را اجار مي کند، و اگر حکمت الهي آن کار را اقتضا نکند آن را به تأخير مي اندازد بنابراين فرمود: (وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا) و پروردگارت فراموشکار نبوده و نيست تا تو را فراموش کن. چنان که خداوند متعال فرموده است: (ما ودعک ربک و ما قلي) پروردگارت تو را رها نکرده و دشمن نداشته است، بلکه همواره امور تو را مورد توجه قرار داده و بهترين بهره ها و تدابير بزرگش را به تو اختصاص مي دهد. يعني چنانچه جبرئيل از موعد هميشگي تأخير کند نبايد تو غمگين شوي، و نبايد اين امر بر شما سنگيني کند،  و بدان که خداوند