  اختلاف  مي  کردند ميانشان   داوري  خواهد کرد.
وقتي خداوند آياتش را بيان کرد که بندگانش را با آن پند داده است و آن قرآن است که خداوند آن را بر محمد (ص) نازل فرموده است ، بيان نمود و تذکر داد که قرآن کتاب تازه اي نيست که پيش از آن چنين کتابي نيامده باشد و کسي که قرآن را آورده است اولين پيامبر نيست، بلکه « وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ» به موسي کتاب تورات را داديم که قرآن را تصديق مي کند و قرآن نيز آن را تصديق و تاييد مي نمايد، و حقي که هر دو بيان مي دارند مطابق با يکديگر است و دليل و حجت هر دو ثابت و استوار است. « فَلَا تَكُن فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَائِهِ» پس در اين که موسي تورات را با نهايت رضايت و خشنودي دريافت  کرده است شک نداشته باش چون دلايل حق به روشني و پي در پي آمده اند و جايي براي شک باقي نمانده است. « وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ» و کتابي را که به موسي داديم مايه هدايت ديني اسراييل گردانيديم که در اصول و فروع دين خود به وسيله آن راهياب مي گردند و قوانين آن براي زماني که بني اسراييل در آن بودند مناسب بود، اما خداوند اين قرآن را مايه هدايت همه مردم قرار داده است چون قرآن تا روز قيامت مردم را در امور ديني و دنيوي شان هدايت مي کند،زيرا قرآن کامل و بلند مرتبه است:« وَإِنَّهُ فِي أُمِ الکِتَبِ لَدَينَا لَعَلَّي حَکِيمُ» و همانا که آن قرآن در کتاب اصلي لوح المحفوظ پيش ما بسيار رفيع و با حکمت است.
« وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» و از ميان بني اسراييل پيشواياني پديدار کرديم که به شريعت و راه هاي هدايت آگاه و عالم بودند؛ خودشان هدايت يافته بودند و بدين وسيله ديگران را نيز هدايت مي کردند. پس کتابي که به سوي آنها فرستاده شد مايه هدايت است. و کساني که به آن ايمان آوردند دو گروه هستند: يک گروه پيشواياني هستند که به فرمان ما هدايت و راهنمايي مي کنند، و گروه ديگر پيروان و راه يافتگاني هستند که به وسيله پيشوايان هدايت شده اند. گروه اول مقامشان بعد از مقام نبوت و پيامبران بالاترين مقام است. و اين مقام صديقان است ، و آنها « لَمَّا صَبَرُوا» آنگاه که بر ياد گرفتن و ياد دادن، و دعوت کردن به سوي خدا و تحمل اذيت و آزار در راه او شکيبايي ورزيدند و خود را از آلوده شدن به گناهان دور کردند به چنين مقامي دست يافتند. « وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ» و در باب ايمان داشتن به آيات خدا به مقام يقين رسيدند. و يقين يعني علم و آگاهي کامل که آدمي را به عمل وامي دارد. آنها به مقام يقين رسيدند چون فراگيري و آموختن آنها درست بود و مسايل را از دلايل يقيني فرا گرفتند. و آنان همواره  مسائل را فرا مي گرفتند و دلايل زيادي را بر صحت آن ارائه مي دادند. پس با صبر و يقين مي توان به مقام پيشوايي و امامت در دين رسيد.
بني اسراييل در مسائلي اختلاف ورزيدند، پس برخي به حق رسيدند و برخي به  اشتباه رفتند، و برخي قصدا از حق روي برتافتند و خداوند متعال در روز قيامت درباره آنچه که در آن اختلاف داشتند ميان آنان داوري مي کند. و قرآن به برخي از مسائل اختلافي بني اسراييل اشاره مي کند، و هرجا اختلافي ميان آنها وجود داشته باشد و قرآن يکي از دو گفته را تصديق نمايد حق همان است که قرآن آن را تاييد کرده است، و هر آن چه که خلاف قرآن است باطل مي باشد.أَوَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ أَفَلَا يَسْمَعُونَ؛ آيا آن  همه  مردمي  که  پيش  از اين  در خانه  هاي  خود مي  خراميدند و ما هلاکشان  کرديم  سبب  هدايتشان  نشد ? در اين  عبرتهاست  ، چرا نمي  شنوند ?
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاء إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ؛ آيا نمي  بينند که  آب  را به  زمين  خشک  و بي  گياه  روانه  مي  سازيم  تا، کشتزارها برويانيم  و چارپايان  و خودشان  از آن  بخورند ? چرا نمي  بينند ?
آيا براي کساني که پيامبر را تکذيب مي کنند روشن نشده است که ، « كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْقُرُونِ» پيش از آنان نسل هاي فراواني را که راه ايشان را در پيش گرفته اند هلاک و نابود کرده ايم؟! « يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ» و ايشان هم اينک در مسکن و مکان آنها راه مي روند و آشکارا آن را مشاهده مي نمايند، مانند قوم هود و صالح و قوم لوط که نابودشان کرديم! « إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ» بي گمان در اين نشانه هايي است که از آن بر راستگويي پيامبراني که به نزد آنها آمده اند و باطل بودن شرک و شري که خود بر آن هستند، و نيز اينکه هرکس کاري مانند کارهاي آنان بکند با او همان کاري خواهد شد که با همکاران پيشين او شده است ، استدلال مي شود. 
نيز بر اين استدلال مي شود که خداوند بندگان را مجازات خواهد کرد و آنها را براي روز حشر و رستاخيز برخواهد انگيخت. « أَفَلَا يَسْمَعُونَ» آيا آيات خدا را نمي شنوند تا آن را درک نمايند و از آن بهره ببرند؟! پس اگر آنها شنوايي درست و عقل صحيحي داشتند بر حالتي باقي نمي ماندند که هلاک شدنشان در آن حالت يقيني است.
« أَوَلَمْ يَرَوْا» آيا با چشم هاي خود نعمت هاي ما و کمال حکمت ما را نمي بينند که « أَنَّا نَسُوقُ الْمَاء إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ» آب را به سوي زمين خشک و بي گياه مي رانيم پس خداوند از ابرها بر آن باران مي بارد يا رودها را به سوي آن گسيل مي دارد، « فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا» و به وسيله آن گياهان گوناگون مي رويانيم، « تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ» که چهارپايانشان از آن گياهان مي خورند و آن گياهاني است که خوراک حيوانات است. و خودشان نيز از آنچه خوراک حيوانات است. و خودشان نيز از آنچه خوراک انسان هاست تغذيه مي کنند. « أَفَلَا يُبْصِرُونَ» آيا اين همه نعمت را نمي بينند، نعمتي که خوراک به وسيله آن شهرها و بندگان را زنده مي نمايد، تا در سايه آن بينا شوند و با اين بينش و بينايي به راه راست هدايت يابند؟! اما کوري بر آنها غالب آمده و غفلت بر آنها چيره شده است، به همين سبب نمي بينند. و آنها از روي غفلت به اين نعمت نگاه کردند بنابراين به خير و نيکي دست نيافتند.وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ مي  گويند : اگر راست  مي  گوييد ، پيروزي  چه  وقت  خواهد بود ?
قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ؛ بگو : در روز پيروزي  ، ايمان  آوردن  کافران  سودشان  ندهد ، و مهلتشان   ندهند.
فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ ؛ پس  ، از ايشان  اعراض  کن  و منتظر باش  ، که  آنها نيز در انتظارند.
مجرمان و گناهکاران براي آمدن عذابي که به آنها وعده داده شده است مبني بر اين که به سزاي تکذيبشان بدان گرفتار خواهند شد شتاب مي ور