لَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ؛ اگر مي  خواستيم  ، هدايت  هر کس  را به  او ارزاني  مي  داشتيم   ولي  وعده   من  که  جهنم  را از همه  جنيان  و آدميان  پر مي  کنم  ، حق  است.
فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ به  کيفر آنکه  ديدار چنين  روزي  را فراموش  کرده  بوديد ، اکنون  بچشيد، مانيز شما را از ياد برده  ايم   به  سزاي  کارهايي  که  مي  کرده  ايد عذاب   جاويد را بچشيد.
وقتي که خداوند بيان نمود که بازگشت آنها در روز قيامت به سوي خداست، حالت آنها را به هنگامي  که به پيشگاه پروردگار مي ايستند و از او مي خواهند که آنان را به دنيا بازگرداند، بيان کرد و فرمود:« وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ» و اگر ببيني گناهکاراني را که بر انجام گناهان بزرگ اصرار ورزيده اند، « نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ» نزد پرورگارشان سر به زير افکنده و فروتن و خوارند و به گناه خود اعتراف مي کنند و از او مي خواهند تا آنها را به دنيا بازگرداند و مي گويند:« رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا» پروردگارا! ديديم و شنيديم. يعني قضيه براي ما روشن شد و آشکارا آن را مشاهده کرديم و به آن يقين نموديم. « فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ» پس  ما را به دنيا  بازگردان تا کار شايسته  انجام دهيم، و ما يقين کرده ايم. يعني آنچه را که قبلا تکذيب مي کرديم اکنون به آن باور و يقين قطعي داريم. پس اگر در آن روز حالت آنها را ببيني وضعيت سخت و وحشتناکي رامشاهده خواهي کرد، زيرا اقوامي را خواهي ديد که زيانمند و بدبخت هستند و از خدا درخواست مي کنند اما به آنها پاسخي داده نمي شود چون فرصت و  مهلتي که به آنها داده شده بود تمام شده است.
و همه اينها به تقدير و قضاي الهي صورت مي گيرد چرا که  ميان آنها و کفر و گناهانشان مانعي وجود نداد. بنابراين فرمود:« وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا» و اگر مي خواستيم همه  مردم را هدايت مي نموديم اما حکمت اين است که همه بر هدايت نباشند، بنابراين فرمود: « وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي» ولي اين وعده از جانب من تحقق يافته است و مقرر  نموده ام که « لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» جهنم را از جن ها و انسان ها پرکنم. پس اين وعيده اي است که بايد انجام پذيرد، و اسباب و لوازم آن از قبيل کفر و گناهان محقّق شود.
« فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا» به گناهکاران که ذلت و خواري آنها را فرا گرفته و از خداوند مي خواهند آنان را به دنيا بازگرداند تا آنچه را از دست داده اند جبران نمايند، گفته مي شود: وقت بازگشت و فرصت تمام شده و چيزي جز عذاب باقي نمانده است، پس بچشيد عذاب دردناک را به خاطر اينکه ملاقات امروز خود را فراموش کرده بوديد. و اين نسيان عبارت از ترک کردن اقتضائاتِ ديدار با خداوند بود. يعني به اين امر بي توجه بوديد و براي آن کاري نکرديد، انگار که در چنين روزي حاضر نمي شويد. « إِنَّا نَسِينَاكُمْ» همانا ما شما را در عذاب رها مي کنيم، سزايي که از جنس عملتان مي باشد. پس همان طور که شما روز قيامت را فراموش کرديد امروز نيز به دست فراموشي سپرده مي شويد. « وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» و بچشيد عذاب هميشگي را؛ عذابي که هيچگاه قطع نمي شود، زيرا عذاب هرگاه مدت و زمان و نهايتي داشته باشد در آن اندکي تخفيف داده مي شود، اما عذاب جهنم خداوند ما را از آن نجات دهد در آن راحتي نيست و عذابشان قطع نمي گردد. پس بچشيد اين عذاب را به خاطر کفر و گناهي که انجام مي داديد.إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ؛ تنها کساني  به  آيات  ما ايمان  آورده  اند که  چون  آيات  ما را بشنوند به   سجده  بيفتند و پروردگارشان  را به  پاکي  بستايند و سرکشي  نکنند.
تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ؛ از بستر خواب  پهلو تهي  مي  کنند ، پروردگارشان  را با بيم  و اميد مي   خوانند و از آنچه  به  آنها داده  ايم  انفاق  مي  کنند.
فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ و هيچ  کس  از آن  مايه  شادماني  خبر ندارد که  به  پاداش  کارهايي  که  مي   کرده ، برايش  اندوخته  اند.
وقتي حالت کساني را بيان نمود که در برابر آيات خدا کفر مي ورزند و عذابي را ذکر فرمود که برايشان آماده کرده است، به ذکر کساني پرداخت که به آيات خدا ايمان دارند، و پاداشي را که برايشان آماده نموده است توصيف کرد و فرمود:« إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا» تنها کساني به آيات ما ايمان حقيقي وواقعي دارند که شواهد و نشانه هاي ايمان در آنها يافت شود و آنها، « الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا» کساني هستند که هرگاه به نشانه هاي خدا پند داده شوند و آيات قرآن بر آنها تلاوت گردد و به وسيله پيامبران پندها نزد آنان بيايد و نصيحت شوند آن را گوش مي کنند و مي پذيرند و اطاعت مي نمايند و « خَرُّوا سُجَّدً» سجده کنان بر زمين مي افتند. يعني فروتني مي کنند و به شناخت خدا شادمان مي شوند، « وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ» و ستايشگرانه به تسبيح پروردگارشان مي پردازند و تکبر نمي ورزند؛ نه با دل و نه با جسم شان تکبر نمي ورزند تا بر اثر آن از اطاعت خدا سرباز زنند، بلکه آنها در برابر آيات خدا فروتن اند و آن را مي پذيرند و با شرح صدر و در حالي که تسليم آن هستند با آن تعامل مي کنند و در پرتو همين آيات به رضايت خداوند مهربان دست مي يابند و به وسيله آن به راه راست هدايت مي شوند.
« تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ» پهلوهايشان از بسترها و رختخواب هاي لذت بخش دور مي شود، و به چيزي روي مي آورند که برايشان لذيذتر و دوست داشتني تر است و آن نماز شب و مناجات با خداست. بنابراين فرمود:« يَدْعُونَ رَبَّهُمْ» براي به دست آوردن منافع ديني و دنيوي و دفع زيان هاي دين و دنيا پروردگارشان را مي خوانند، « خَوْفًا وَطَمَعًا» با بيم و اميد؛ بيم از اين که اعمالشان پذيرفته نشود و اميد به اينکه قبول حق واقع گردد، از عذاب خدا بيم دارند و به پاداش او اميدوار هستند. « وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» و از روزي کم يا زيادي که به ايشان داده ايم انفاق مي کنند . انفاق را به صورت عام ذکر نمود و قيدي براي آن ذکر نکرد و گفت: بر چه کساني انفاق مي کنند تا بر عموم دلالت نمايد. و نفقه واجب مانند زکات ها و کفاره ها و نفقه همسران و خويشاوندان در اين داخل 