ت   پيروزمند و مهربان  است.
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ؛ آن  که  هر چه  را آفريد به  نيکوترين  وجه  آفريد و خلقت  انسان  را از گل   آغاز کرد.
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ؛ سپس  نسل  او را از عصاره  آبي  بي  مقدار پديد آورد.
ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ؛ آنگاه  بالاي  او راست ، کرد و از روح  خود در آن  بدميد  و برايتان  گوش  و  چشمها و دلها آفريد  چه  اندک  شکر مي  گوييد.
خداوند از کمال قدرت خويش خبر مي دهد و اينکه او آسمان ها و زمين و آنچه را که در ميان آنهاست در شش روز بيافريد. اولين روزِ آغاز آفرينش يکشنبه و آخرين روز آن جمعه بود. با اينکه خداوند مي توانست آنها را در يک لحظه بيافريند اما خداوند مهربان و با حکمت است. « ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» سپس بر بالاي عرش که همان سقف مخلوقات است آن گونه که شايسته شکوه  اوست استوا پيدا کرد. « مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ» جز او هيچ دوست و سرپرستي نداريد  که در کارهايتان شما را سرپرستي نمايد و به شما فايده رساند، « وَلَا شَفِيعٍ» و جز او هيچ شفاعت کننده اي نداريد که برايتان شفاعت نمايد تا عذابي متوجه شما نشود.« أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ» آيا پند نمي پذيريد تا بدانيد که آفريننده آسمانها و زمين و کسي که بر بالاي عرش بزرگ است به تنهايي به تدبير امورتان مي پردازد و شما را سرپرستي مي نمايد و شفاعت همه در دست اوست و او مستحق همه نوع عبادت است؟!
« يُدَبِّرُ الْأَمْرَ» امور تقديري و شرعي را تدبير مي نمايد و او به تنهايي به تدبير امور مي پردازد و اين اوامر از سوي خداوند پادشاه و توانا، « مِنَ السَّمَاء إِلَى الْأَرْضِ» از آسمان به سوي زمين فرود مي آيند و خداوند با اين تدابير کساني را سعادتمند و برخي را بدبخت مي نمايد ، برخي را ثروتمند و برخي را فقير مي کند، عزت مي دهد و ذلت مي بخشد و بزرگ مي دارد و خوار مي نمايد، و گروه هايي را بالا مي برد و اقوامي ديگر را پايين مي آورد و روزي ها را فرو مي فرستد. « ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ» اوامر از سوي او نازل مي گردد و در روزي که اندازه آن هزار سال از سال هايي است که شما برمي شماريد به سوي او بالا مي رود. و در يک لحظه به او مي رسد. « ذَلِکَ» او خداوندي است که اين مخلوقات بزرگ را آفريده؛ کسي که بر عرش بزرگ است و به تنهايي تدابير مملکت خويش را انجام مي  دهد. 
« عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ» داناي پنهان و پيدا و چيره و مهربان است. پس او با آگاهي گسترده و کمال قدرت و رحمت فراگيرش جهان را آفريده و منافعي در آن قرار داده است و تدبير و سامان دهي آن برايش مشکل نيست.
« الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ» خداوند هر مخلوقي را نيکو آفريده و به گونه اي متناسب با شرايط زيست محيطي اش آن را آفريده است. و اين خلقت هر چيزي را شامل مي شود . سپس به طور ويژه  انسان را به خاطر شرافت و فضيلت آن ذکر نمود و فرمود:« وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ» و آفرينش انسان را از گل آغاز کرد و آدم را از گل آفريد. « ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ» سپس خداوند ذرّيه آدم را از نطفه ضعيف و ناچيز آفريد.
« ثُمَّ سَوَّاهُ» سپس خلقت انسان و اعضا و رگ هايش را تکميل کرد و آفرينش او را بسيار زيبا و نيکو نمود و هر عضوي را در جاي مناسب آن قرار داد. « وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ» و از روح خود در آن دميد ،به اين صورت که فرشته را به سوي او فرستاد. فرشته روح را در انسان مي دهد و انسان به فرمان خدا زنده مي شود، اين در حالي است که قبلا بي جان بود. « وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ» نيز به تدريج چيزهاي سودبخشي را به شما داد و به شما شنوايي و بينايي عطا کرد. « وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ» و برايتان دل ها آفريد اما کمتر کسي را تشکر مي کنيد که شما را آفريده و صورتگري کرده است.وَقَالُوا أَئِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ كَافِرُونَ؛ و گفتند : آيا وقتي  که  در زمين  ناپديد شويم  ، آفرينش  تازه  اي  خواهيم   يافت  ? آري  ، ايشان  به  ديدار با پروردگارشان  ايمان  ندارند.
قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ؛ بگو : فرشته  مرگ  که  موکل  بر شماست  ، شما را مي  ميراند  سپس  به  سوي  پروردگارتان  باز مي  گردانند.
کساني که قيامت را تکذيب مي کردند و آن را بعيد مي دانستند، گفتند:« أَئِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ» آيا وقتي که در زمين ناپديد گشتيم و از هم پاشيده شديم و از بين رفتيم، « أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ» آفرينش تازه اي خواهيم يافت و زنده مي شويم؟! آنها گمان مي بردند که اين امر بسيار بعيد است ، چون آنها قدرت خداوند را با قدرت خود مقايسه مي کردند، و اين سخنشان از روي حق طلبي نبود بلکه از روي ستمگري و عناد و کفر ورزيدن به لقاي پروردگارشان چنين مي گفتند. بنابراين خداوند فرمود:« بَلْ هُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ كَافِرُونَ» بلکه آنان به لقاي پروردگارشان کافرند.پس سخن آنها مبتني بر انکار لقاي خداوند و نپذيرفتن آن بود، و اگر هدفشان روشن شدن حق بود خداوند در اين باره دلايل قطعي را برايشان بيان نموده است که آمدن قيامت را چنان ثابت مي کند که گويا با چشم ديده مي شود، همان طور که خورشيد با چشمها مشاهده مي گردد.
و همين دليل براي اثبات آخرت کافي است که آنها مي دانند از عدم آفريده شده اند.پس آفرينش دوباره آنها از آفرينش اولشان آسان تر است. همچنين سرزمين خشک و پژمرده وقتي خداوند بر آن باران مي فرستد آن را زنده و خرم مي گرداند و دانه هايي که در آن پراکنده شده اند سبز مي شوند.
« قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ» بگو: فرشته اي که خداوند آن را مامور قبض ارواح و گرفتن جان ها نموده است به کمک همکارانش به سراغ شما مي آيد و جانتان را مي گيرد. « ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ» سپس به نزد پروردگارتان بازگردانده مي شويد آنگاه شما را طبق اعمالتان سزا و جزا خواهد داد. و شما زنده شدن پس از مرگ را انکار کرده ايد پس بنگريد و بيانديشيد که خداوند با شما چه خواهد کرد!وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ؛ تو را عبرت  است  آنگاه  که  مجرمان  را در نزد پروردگارشان  سرافکنده  بيني ، گويند : اي  پروردگار ما ، ديديم  و شنيديم   اکنون  ما را بازگردان  تا  کاري  شايسته  کنيم  ، که  اينک  به  يقين  رسيده  ايم.
وَ