 کنيم، تو آن گونه هستي که خودت را ستايش کرده اي». وگرنه مسئله از اين نيز فراتر مي باشد، و اين مثال فقط براي نزديک کردن مفهومي است که فهم و ذهن آدمي به آن نمي رسد، وگرنه حتي چنانچه درختان چندين برابر شوند و درياها چندين برابر مخلوق و آفريده هستند، ولي نمي توان تصور کرد که کلام خدا تمام شود، بلکه دليل شرعي و عقلي ما را راهنمايي مي کند که کلام خدا تمام شدني نيست و پاياني ندارد. پس همه چيز تمام مي شود جز  خداوند و صفاتش. « وَأَنَّ إِلَي رَبِّکَ المُنتَهَي» و همانا پايان همه چيز به سوي پروردگارت است. و هرگاه عقل، حقيقت اول و آخر بودن خدا را تصور کند، و هرچه را از زمان هاي گذشته درذهن فرض نمايد خداوند قبل از آن بوده است، و هرچه را از زمان هاي آينده در ذهن فرض کند خداوند بعد از آن نيز وجود دارد و پاياني ندارد، و خداوند در همه اوقات فرمان مي دهد و سخن مي گويد و هر طور که بخواهد عمل مي کند، و هرگاه کاري را بخواهد هيچ چيزي نمي تواند مانع گفته ها و کارهايش شود، هرگاه عقل اين را تصور نمايد مي داند مثالي که خداوند براي سخن خود زده است براي اين است تا بندگان چيزي از آن را دريابند وگرنه مسئله از اين هم بالاتر و بزرگتر مي باشد.
سپس خداوند بزرگي قدرت و کمال فرزانگي و حکمت خويش را بيان کرد و فرمود:« إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» همانا خداوند توانمند است و همه توانمندي از آن اوست، و هيچ قدرتي در جهان بالا و پايين وجود ندارد مگر اينکه از جانب اوست، و او با قدرت خويش همه آفريده ها را مقهور و مغلوب گردانيده و در آنها تصرف نموده است و به تدبير امور آنها مي پردازد. و با حکمت خويش آفريده ها را آفريده و آن را با حکمت آغاز نموده است و هدف و مقصود از آن را نيز سراسر حکمت قرار داده است،  همچنين امر و نهي او از سر حکمت به وجود آمده است و هدفي که از آن مدنظر بوده است حکمت مي باشد. پس او در آفرينش و فرمانش داراي حکمت مي باشد.
سپس خداوند عظمت قدرت و کمال آن را بيان نمود، و اينکه عقل نمي تواند آن عظمت و قدرت را تصور نمايد، پس فرمود:« مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ» آفرينش شما و برانگيختنتان جز مانند آفرينش و برانگيختن يک تن نيست. آفرينش همه مردم با اينکه زيادند و زنده کردن آنها در يک چشم به هم زدن پس از مردنشان و بعد از اين که از هم پاشيده شدند مانند آفرينش يک تن است! بنابراين بعيد دانستن رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ، و سزا و جزا دادن به خاطر اعمال، دليلي جز جهل و ناآگاهي از عظمت و قدرت خدا  ندارد. سپس اين را بيان نمود که شنوايي او همه شنيدني ها را احاطه دارد، و بينايي اش همه ديدني ها را مي بيند. و فرمود:« إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ» همانا خداوند شنواي بيناست.أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ؛ آيا نديده  اي  که  خدا از شب  مي  کاهد و به  روز مي  افزايد و از روز مي ، کاهد و به  شب  مي  افزايد و آفتاب  و ماه  را رام  خود ساخت  که  هر يک  تا  زماني  معين  در حرکت  است  ? و خدا به  کارهايي  که  مي  کنيد آگاه  است.
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ؛ اين  بدان  سبب  است  که  خداي  يکتا حق  است  و هر چه  به  جز او مي  خوانند  باطل  است  و خداست  بلند مرتبه  و بزرگوار.
در اينجا نيز بيان شده که او به تنهايي به تصرف و تدبير امور مي پردازد و با گستردگي تصرفش شب را در روز و روز را در شب داخل مي گرداند، پس هرگاه يکي وارد شود ديگري بيرون مي رود. و او خورشيد و ماه را مسخّر گردانيده است و ماه و خورشيد با تدبير و نظام خاصي در حرکت اند و از زماني که خداوند آنها را آفريده است در نظم آنها خللي به وجود نيامده است، و خداوند اينها را مسخر نموده تا به وسيله آن منافع و مصالح ديني و دنيوي بندگان به دست آيد و مايه عبرت و سبب بهره مندي آنها گردند. 
« كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى» هرکدام از آن دو تا مدتي معين در حرکت و جريان است، و هرگاه آن مدت معين فرا رسيد، جريان و حرکت آنها قطع مي گردد و نيرو و انرژي آنها از کار مي افتد، و اين در روز قيامت اتفاق مي افتد؛ آنگاه که خورشيد درهم پيچيده مي شود و ماه گرفته مي شود، و دنيا به انتها مي رسد، و قيامت آغاز مي گردد، « وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» و خداوند از خير و شري که انجام مي دهيد با خبر است و هيچ چيزي بر او پوشيده نيست و شما را بر اين اعمال سزا و جزا خواهد داد؛ فرمانبرداران را پاداش و گناهکاران را کيفر مي دهد.
« ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ » آنچه از عظمت و صفات خداوند بيان شده بيانگر آن است که خداوند در ذات و صفاتش حق است و دين و پيامبران و وعده و وعيد و عبادتش حق است. « وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ» و آنچه که به جاي او مي پرستند و به فرياد مي خوانند در ذات و صفاتشان باطل اند، و اگر خداوند آنها را به وجود نمي آورد به وجود نمي آمدند، و اگر کمک  خداوند نبود باقي نمي ماندند. پس چون آنها باطل اند پرستش آنها باطل تر و پوچ تر مي باشد. « وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ» و ذات خداوند برتر و بالاتر از همه مخلوقاتش است و صفات او نيز از همه مخلوقات بالاتر است و صفت  مخلوقات با صفات خداوند قابل مقايسه نيست و او بر تمام آفريده ها چيره و غالب است. « الکَبيرُ» بزرگ است و در ذات و صفاتش داراي کبريا و عظمت است و او در دل اهل آسمان و زمين بزرگ جلوه مي کند.أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ آيا نديده  اي  که  کشتي  به  نعمت  خدا در دريا روان  مي  شود تا خدا پاره ، اي از آيات  قدرت  خود را به  شما بنماياند ? در اين  ، براي  مردم  شکيباي  سپاسگزار عبرتهاست.
وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ؛ و چون  موجهاي  عظيم  همانند ابرها آنها را فرو پوشد ، خدا را از روي   اخلاص در دين  بخوانند و چون  نجاتشان  دهد و به  خشکي  برد ، برخي  به  عهد  خويش  وفاکنند  و جز غداران  کافر نعمت  ، آيات  ما را انکار نکنند.
آيا آثار قدرت و رحمت و توجه خداوند به بندگانش را نديده اي که دريا را مسخر نموده است تا کشتي ها به فرمان تقديري خدا و لطف و احسان او در دريا به حرکت درآيند؟!« لِيُرِيَكُم مِّنْ آيَاتِهِ» تا برخي از نشانه هاي خود را به شما بنماياند و از آن استفاده کنيد و پند بگيريد. « إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ ص