ين روي چيزي جز هلاکت و نابودي در پيش نخواهد داشت. « وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ» و سرانجام کارها به سوي خداست، پس خداوند در ميان بندگانش حکم مي نمايد و آنها را بر حسب اعمالشان مجازات خواهد کرد. بنابراين بندگان بايد براي آن روز آمادگي پيدا کنند.
« وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُ» و هرکس که کافر شود کفر او تو را غمگين نسازد، چرا که وظيفه دعوت و رساندن آن به گوش مردم بر عهده تو است، و آن را به نحو احسن انجام داده اي. پس بعد از اين اگر کسي هدايت نشود خداوند پاداش تو را مي دهد و به خاطر هدايت نيافتن مردم جايي براي غمگين شدن وجود ندارد، چون اگر فردي که کافر مي شود خيري در او بود خداوند او را هدايت مي کرد. و نيز از اين غمگين مباش که آنها بر دشمني ورزيدن با تو جرات مي کنند و به ستيز با  تو بر مي خيزند و به کفر و گمراهي خود ادامه مي دهند. نيز از اين ناراحت مباش که عذاب خدا فورا آنها را فرا نمي گيرد، زيرا « إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا» بازگشت آنان به سوي ما است و ما آنها را از کفر و دشمني شان و تلاشي که براي خاموش کردن نور خدا انجام داده اند و اذيت و آزاري که به پيامبران رسانده اند آگاه مي سازيم. « إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» بي گمان خداوند به راز دل ها آگاه است؛ رازهايي که به زبان آورده نشده اند، پس آنچه که آشکار و پيداست چگونه خواهد بود؟!
« نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا» آنان را اندکي در دنيا بهره مند مي سازيم تا گناهشان بيشتر گردد و عذابشان کاملتر شود، « ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظٍ» سپس آنها را به تحمل عذابي بزرگ و سخت وادار مي کنيم؛ عذابي که بس بزرگ و شديد و دردناک است.وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ؛ اگر از آنها بپرسي  : چه  کسي  آسمانها و زمين  را آفريده  است  ? خواهند  گفت ، : خدا  بگو : سپاس  خدا را  بلکه  بيشترشان  نادانند.
لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ از آن  خداست  آنچه  در آسمانها و زمين  است  و خدا بي  نياز و ستودني  است.
وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ و اگر همه  درختان  روي  زمين  قلم  شوند و دريا مرکب  و هفت  درياي  ديگر  به مددش  بيايد ، سخنان  خدا پايان  نمي  يابد  و خدا پيروزمند و حکيم  است.
مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ؛ آفرينش  همه  شما و باز زنده  کردنتان  تنها همانند زنده  کردن  يک  تن  است   هر آينه  خدا شنوا و بيناست.
« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ»  و اگر از اين مشرکين که حق را تکذيب کرده اند بپرسي آسمان ها و زمين را چه کسي آفريده است؟ خواهند دانست که بت هايي آنها چيزي را نيافريده اند، « لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» و مي گويند خداوند به تنهايي آسمان و زمين را آفريده است. « قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ» پس به طريقه ي الزام آور، و با استدلال به آنچه که بدان اعتراف و اقرار کرده اند، انکار و عدم پذيرش آنان را محکوم بگردان، و به آنها بگو: ستايش خدايي را که  نور را آشکار نمود و خودتان را عليه خويشتن به اعتراف واداشت. پس اگر آنها اين حقيقت را مي دانستند، يقين مي کردند که فقط بايد خداوندِ برحق و يگانه را پرستش نمود. « بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» ولي بيشترشان نمي دانند، بنابراين چيزهاي ديگري را از سر شک و ترديد نه از روي بينش و آگاهي شريک خدا قرار داده اند.
سپس اين دو آيه را به عنوان نمونه اي از گستردگي صفت هاي خداوند بيان کرد تا بندگانش را به شناخت و محبت خويش و يگانه پرستي و اخلاص فرا بخواند. پس فراگير بودن فرمانروايي اش را بيان کرد و فرمود همه آنچه که در آسمان ها و زمين است و تمامي جهان بالا و پايين قلمرو پادشاهي و فرمانروايي خداست و با دستورات تقديري و فرمان هاي شرعي و جزايي خويش بر آن حکمراني مي کند. و همه بندگان اويند و تحت تدبير و مسخر او هستند، و کوچکترين چيزي از فرمانروايي در دست آنها نيست، و خداوند توانگر بي نياز است، پس به آنچه که آفريده هايش بدان نياز دارند نيازي ندارد. « مَآ أُرِيدُ مِنهُم مِّن رِزّقِ وَمَآ أُرِيدُ أَن يطِيعُونِ» من از آنها روي نمي طلبم و نمي خواهم مرا خوراک و روزي بدهند. و عمل پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان کوچکترين فايده اي به خدا نمي رساند، بلکه عملشان به خودشان فايده مي رساند، و خداوند از آنها و از اعمالشان بي نياز است. و از مصاديق توانگري و بي نيازي اش اين است که آنان را در دنيا و آخرتشان بي نياز کرده است.
سپس خداوند از گستردگي حمد و ستايش خود خبر داد و فرمود: حمد و ستايش او از لوازم ذاتش است و او از همه جهات ستوده مي باشد، پس او در ذات و صفاتش ستوده است و به خاطر هر صفتي از صفاتش سزاوار کاملترين ستايش مي باشد، چون صفت هاي او سرشار از عظمت و بزرگي هستند . و به خاطر همه آنچه که آفريده و  انجام داده و بر همه آنچه بدان دستور داده و يا از آن نهي کرده است ستايش مي شود. نيز به خاطر همه آنچه که در رابطه با بندگانش به اجرا درآورده و به خاطر آنچه که در ميان بندگانش در دنيا و آخرت حکم وداوري مي نمايد مورد ستايش است.
سپس خداوند از گستردگي سخن و عظمت گفته هايش خبر داد و اين عظمت را چنان شرح داد که کاملا در قلب ها اثر مي گذارد و به دل مي نشيند و عقل ها را حيران مي گرداند و خردمندان و ارباب بينش را به سير و سلوک در راه شناخت آن وامي دارد. پس فرمود:« وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ» و اگر همه درختاني که روي زمين هستند قلم شوند و دريا جوهر گردد و هفت دريا به اين دريا اضافه شوند، اين قلم ها شکسته مي شوند و از بين مي روند، و درياهايي شکسته مي شوند و از بين مي روند، و درياهايي که مرکب و جوهر گرديده ا ند تمام مي شوند، اما سخنان خدا پايان نمي پذيرند. و اين مبالغه نيست که حقيقت نداشته باشد بلکه خداوند مي داند که عقل ها را احاطه و درک کامل صفت هايش قاصرند، و مي داند شناخت بندگان نسبت به خدايشان بهترين نعمتي است که پروردگار به آنها داده و بزرگترين فضيلتي است که بندگان به دست آورده اند، اما بندگان به صورت کامل آن را دريافت همه اش را هم نمي توان رها کرد، از اين رو خداوند بندگانش را آگاه ساخت تا دل هايشان روشن گردد واز آنچه که بدان رسيده اند به آنچه که به آن دست نيافته اند استدلال کنند، و همان چيزي را بگويند که برترين آنها و کسي که آگاهي اش از همه نسبت به پروردگار بيشتر بود گفته است: « نمي توانيم تو را کاملا ستاي