هُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ ؛ آيا نديده  ايد که  خدا هر چه  را که  در آسمانها و زمين  است  رام  شما، کرده است  و نعمتهاي  خود را چه  آشکار و چه  پنهان  به  تمامي  بر شما ارزاني  داشته ? و پاره  اي  از مردم  بي  هيچ  دانشي  يا راهنمايي  و کتاب  روشني  ، در باره خدا جدال  مي  کنند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ؛ و چون  به  آنها بگويند : از آنچه  خدا نازل  کرده  است  متابعت  کنيد ،  گويند : نه  ، ما از آييني  که  پدران  خود را بر آن  يافته  ايم  متابعت  مي   کنيم  اگر چه  شيطان  به  عذاب  آتششان  فرا خوانده  باشد.
خداوند با بيان نعمت هايش بر بندگان منت مي گذارد و آنها را به شکرگذاري و عدم منفعت فرا مي خواند. پس مي فرمايد:« أَلَمْ تَرَوْا» آيا با چشم ها و دل هايتان مشاهده نکرده ايد، « أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» که خداوند آنچه را در آسمان هاست از قبيل ماه و خورشيد و ستارگان همه را در جهت سود و نفع بندگان مسخر کرده است، و حيوانات و درختان و کشتزارها و رودها و معدن ها و امثال آن را که در زمين هستند به نفع بندگن و براي آنها رام گردانيده است؟! همانگونه که مي فرمايد:« هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَکُم مَّا فِي الأَرضِ جَميعَاَ» او خداوند است که همه آنچه را در زمين است برايتان آفريده است. « وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً» و نعمت هاي ظاهري و باطني که ما انسان ها بخشي از آنها را نمي بينيم فراوان به ما داده است؛ نعمت دنيا و نعمت دين ، به دست آوردن منافع و دور شدن زيانها! پس وظيفه شماست که با دوست داشتن نعمت دهنده و کرنش و فروتني براي او و با کمک گرفتن از نعمت هايش در راستاي اطاعت از او، و کمک نگرفتن از آنها در مسير نافرماني وي، سپاس او را به جاي آوريد. « وَمِنَ النَّاسِ مَن» اما با وجود اين همه  نعمت، برخي از مردم سپاس نعمت هايش را به جاي نمي آورند بلکه ناسپاسي مي کنند و به کسي که نعمت ها را به ما داده است کفر مي ورزند و حقي را که خداوند کتاب هايش را با آن نازل فرموده و پيامبرانش را به همراه آن فرستاده است انکار مي نمايند. بنابراين « يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ» بدون هيچ دانشي و هدايت و کتاب روشنگري درباره خدا به مجادله و ستيز مي پردازند. يعني از باطل دفاع مي کنند تا حق را درهم بشکنند، و دستوري را که پيامبر از جانب خدا آورده است مبني بر اين که فقط خدا را پرستش کنيد رد نمايند. 
مجادله آنان بدون بينش و علم است، و از روي دانش مجادله نمي کنند تا به آنها اجازه سخن داده شود، نيز براساس هدايت مجادله نمي کنند که در اين هدايت به هدايت يافتگان اقتدا کرده باشند. پس جدال و ستيز آنان نه پايه عقلي دارد و نه براساس منقولات و آنچه که در کتاب ها آمده است استوار مي باشد، و نه از روي اقتدا به هدايت يافتگان است ، بلکه مجادله چنين کساني درباره خدا براساس تقليد از پدران گمراهشان است.
بنابراين فرمود:« وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ» و هنگامي که به آنان گفته شود از آنچه خداوند بر پيامبرانش نازل فرموده است پيروي کنيد، چون آن حق است و با دلايل آشکاري آن را برايتان روشن گردانده است، « قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا» مخالفت کرده و مي گويند: بلکه از چيزي پيروي مي کنيم که پدران و نياکان خود را بر آن يافته ايم، بنابراين آنچه را که پدران و نياکان خود را بر آن يافته ايم به خاطر گفته هيچ کسي رها نمي کنيم.
خداوند در رد استدلال آنها و پدرانشان فرمود:« أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ» مگر چنين نبوده است که شيطان پدران آنها را به سوي آتش دوزخ فرا خواند و آنان دعوت شيطان را پذيرفتند و به دنبال او حرکت کردند، و از زمره شاگردان شيطان شدند و سرگرداني بر آنها چيره شد؟! پس آيا بايد از آنها پيروي کرد و راه آنان را در پيش گرفت، يا اينکه گمراهي پدرانشان بايد آنها را از در پيش گرفتن راه آنان برحذر دارد؟! و شيطان آنان و پدرانشان را بدين خاطر دعوت نمي کند که آنان را دوست بدارد، بلکه از روي دشمني و فريبکاري دعوتشان مي کند و در حقيقت پيروان شيطان دشمنان او هستند که مغلوب او گشته و شيطان بر آنها مسلط شده است و از اينکه آنها به سبب پذيرفتن دعوت  او مستحق عذاب جهنم گرديده اند شادمان است.وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ هر که  روي  خويش  به  خدا کند و نيکوکار باشد هر آينه  به  دستگيره ، استواري چنگ  زده  است  ، و پايان  همه  کارها به  سوي  خداست.
وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ آن  کسان  که  کافر شده  اند کفرشان  تو را غمگين  نسازد  بازگشتشان  نزد  ماست   پس  به  کارهايي  که  کرده  اند آگاهشان  مي  کنيم   زيرا خدا به  آنچه   در دلها مي  گذرد آگاه  است.
نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظٍ؛ اندکي  کاميابشان  مي  سازيم  ، سپس  به  بيچارگي  به  عذاب  سختشان  مي  کشانيم.
« وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ» و هرکس براي خداوند کرنش و فروتني نمايد، و با انجام دستورات الهي مطيع او باشد و دين و عبادت را خالصانه براي او انجام دهد، « وَهُوَ مُحْسِنٌ» در حالي که در آن فروتني و مطيع بودن، نيکوکار باشد، يعني عمل او مشروع بوده و در آن از سنت پيامبر پيروي کرده باشد. به عبارتي ديگر هرکس با انجام همه عبادت ها منقاد و مطيع خدا گردد، در حالي که در انجام دادن اين عبادت ها نيکوکار باشد، يعني چنان خداوند را پرستش نمايد که گويا او را مي بيند و اگر او را نمي بيند خداوند وي را مي بيند . يا مي توان گفت: هرکس با اداي حقوق خدا منقاد و مطيع  او باشد، در حالي که با بندگان به نيکي رفتار مي نمايد و حقوق آنها را به جاي مي آورد. و همه  اين معاني متلازم يکديگرند و فرق چنداني با هم ندارند، زيرا خلاصه همه آنها اين است که فرد بايد تمامي دستورات دين را به صورت کامل و به صورتي که پذيرفته مي شود انجام دهد .پس هرکس چنين کرد، مسلمان و مطيع خدا گشته است، و « اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى» به دستاويز محکمي چنگ زده است؛ دستاويزي که هرکس به آن چنگ زند نجات مي يابد، و از نابودي و هلاکت در امان خواهد بود، و به هر خير و خوبي دست مي يازد.
و هرکس روي به خداي نياورد و يا نيکوکار نباشد، به دستاوير سست و ضعيفي چنگ زده است. از 