بي از کتاب هاي الهي با آن مخالفت نکرده و هيچ پيامبري مخالف آن را نياورده است. و هيچ دانش محسوس يا معقول صحيحي نبوده و نخواهد بود که با آنچه قرآن آورده است تناقض داشته باشد.
4 – هر آنچه که آيات قرآن به آن دستور مي دهند مصلحت محض است، يا منفعت و مصلحت آن بيشتر است. و از هيچ چيزي نهي نکرده اند مگر اينکه فساد محض است يا فساد آن بيشتر است. و در بسياري مواقع آيات قرآني به چيزي فرمان مي دهند و حکمت و فايدۀ آن را نيز بيان مي کنند و از چيزي نهي مي کنند و زيان آن را هم بيان مي دارند.
5 – آيات قرآن هم به ترغيب و تشويق پرداخته اند و هم بيم داده اند، و موعظه اي رسا هستند که افراد فرهيخته به وسيلۀ آن اصلاح مي شوند.
6 – آيات تکراري قرآن از قبيل قصه ها و احکام و امثال آن با هم موافق اند و تناقض و تضادي در آن ها نيست، و هر اندازه فرد هوشمند بيشتر در آن تدبر نمايد و در آن بيانديشد از هم آهنگي و همساني آن حيرت زده مي گردد و يقين پيدا خواهد کرد که اين قرآن از سوي خداوند حکيم و ستوده نازل شده است.
با اينکه خداوند حکيم است و به هر اخلاق پسنديده اي فرا مي خواند و از هر اخلاق زشتي نهي مي کند، اما بيشتر مردم از رهنمود شدن با قرآن محروم هستند و از ايمان آوردن به آن و عمل کردن به احکام آن رويگردان مي باشند، مگر کسي که خداوند به او توفيق دهد و وي را از شر شيطان مصون بدارد، و آنها کساني هستند که عبادت پروردگارشان را به خوبي انجام مي دهند و با بندگان او نيکي مي کنند.
قرآن براي نيکوکاران مايۀ هدايت است و آنها را به راه راست هدايت مي نمايد و آنان را از راه جهنم دور مي گرداند. وَ رَحمَهً و برايشان رحمتي است که به وسيلۀ آن به سعادت هر دو جهان و خير فراوان و پاداش زياد و شادي بيکران دست مي يابند، و گمراهي و بدبختي از آنها دور مي شود.
سپس نيکوکاران را چنين توصيف کرد که آنها داراي علم و آگاهي کامل هستند، و آن يقيني است که موجب عمل و ترس از عذاب خدا مي شود، از اين رو آنها از گناهان دوري مي نمايند. و آنها را به عمل و انجام کارهاي شايسته توصيف کرد و از ميان همۀ اعمال دو عمل برتر را به طور ويژه بيان نمود و فرمود : يقِيمُونَ الصَّلَوهَ نماز را بر پاي مي دارند که مشتمل بر اخلاص و مناجات با خدا و پرستش خداوند با قلب و زبان و اعضاء است و آدمي را بر انجام ساير کارها کمک مي کند.
وَ يؤتُونَ الزَّکَوهَ و زکات را مي پردازند. کسي که زکات را مي پردازد از صفت هاي زشت پاک مي گرد دو به برادر مسلمانش فايده مي رساند و نياز او را بر طرف مي نمايد و با دادن زکات روشن مي شود که محبت خدا را بر محبت مال ترجيح مي دهد. پس مالي را که دوست دارد در راستاي طلب آنچه که از مال بيشتر دوست دارد و آن طلب خشنودي خداست، بيرون مي کند و به نيازمندان مي دهد.
أولَئِکَ عَلَي هُدًي مِّن رَّبِّهّم نيکوکاران که هم علم دارند و هم عمل مي کنند بر هدايت بزرگي قرار دارند و اين هدايت از سوي پروردگارشان به آنها رسيده است، پروردگاري که همواره آنها را با نعمت هايش پرورش مي دهد و عذاب را از آنها دور مي نمايد. هدايتي که خداوند آنها را از آن برخوردار نموده از جمله تربيت ويژه خداوند است که دوستانش را بر آن تربيت مي نمايد و اين برترين نوع تربيت است.
وَ أولَئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ و ايشان رستگارند و خشنودي پروردگار و پاداش دنيوي و اخروي خود را دريافته اند و از خشم و عذاب خدا در امان مانده اند، چون آنها راه رستگاري را در پيش گرفته اند، که براي رسيدن به موفقيت جز آن راهي وجود ندارد.وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ و در ميان مردم کساني هستند که خريدار سخنان بيهوده اند تا بدون هيچ دانشي ]مردم را[ از راه خداوند گمراه سازند و آن را به مسخره گيرند. آنان عذاب خوار کننده اي دارند.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ و چون آيات ما بر او خوانده شود تکبرکنان روي بر مي گرداند، گويي که آن را نشنيده است، انگار در گوش هايش سنگيني است، پس او را به عذاب دردناکي مژده بده.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ بي گمان کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند باغهاي پر نعمت بهشت از آن ايشان است.
خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ جاودانه در آن خواهند ماند، اين وعدۀ راستين خداست، و او قدرتمند و با حمکت است.
هنگامي که خداوند از کساني ياد کرد که به وسيلۀ قرآن هدايت شده اند و به آن روي آورده اند، به ذکر کساني پرداخت که از قرآن روي گردانيده و از آن بهره اي نبرده اند، و بيان فرمود که سزاي چنين اشخاصي را اينگونه مقرّر کرده که آنها به جاي پذيرش قرآن هر سخن باطلي را بپذيرند، پس ارزشمندترين سخنان و بهترين گفتار را ترک نموده و به جاي آن به فرومايه ترين و قبيح ترين گفتار روي بياورند.
بنابراين فرمود : وَ مِنَ النَّاسِ مَن يشتَرِي و از ميان مردم کسي هست که خريدار سخنان بيهوده مي باشد، و او فردي محروم و خوار و ذليل است. و خريدار سخنان بيهوده يعني کسي که آن سخنان را انتخاب مي کند و به آن علاقه مند است، مانند خريداري که به کالايي علاقه مند است و در مقابل آن پول مي دهد. لَهوَ الحَدِيثِ سخناني که دل ها را غافل مي نمايد و آنها را از رسيدن به بزرگترين خواسته باز مي دارد. پس هر سخن حرام و بيهوده و پوچ و گفته هايي که آدمي را به سوي کفر و گناه تشويق مي کند و سخنان کساني که حق را نمي پذيرند و به وسيلۀ باطل به مجادلۀ حق بر مي خيزند تا آن را درهم بشکنند. غيبت و سخن چيني و دروغ و ناسزا و موسيقي و چيزهايي که براي دين و دنيا فايده اي ندارد در اين داخل است. اين نوع از مردم به جاي سخنان مفيد و هدايتگر، سخنان ياوه و بيهوده را بر مي گزينند. لِيضِلَّ عَن سَبِيلِ اللهِ بِغَيرِ عِلمٍ تا جاهلانه و پس از آن که خودشان گمراه شدن مردم را نيز از راه خدا گمراه کنند، زيرا گمراه کردن ناشي از گمراه شدن است، و آنان با گمراه کردن مردم و آوردن آنها به سوي اين سخن، از سخن مفيد و کار سودمند و حق روشن و راه راست باز مي دارند. و تا وقتي که هدايت و حقيقتي را که آيات خدا در بر گيرنده ي آن است، مورد انتقاد قرار ندهند و آن را به باد تمسخر نگيرند و پيام رسان را نيز مورد تمسخر قرار ندهند نمي توانند اين کار را انجام دهند.
پس وقتي که باطل را ستايش مي کنند و مردم را به سوي آن تشويق مي نمايند و حق را مورد انتقاد قرار مي دهند و حق و اهل حق را به باد تمسخر مي گيرند جاهلان را گمراه مي سازند و با سخناني که به آنان القات مي نمايند آنها را فريب مي دهند، چون جاهلان، گمراهي را تشخيص نمي دهند و حقيقت را نمي دانند. أولَئِکَ لَهُم عَذَابٌ مُّهِين